شرایط عراق پس از سقوط صدام بسیار متشنج و تنشزا بوده است با توجه به این شرایط استراتژیستهای سیاسی که درباره مسایل عراق به تفکر میپردازند نمیتوانند با قطعیت آینده حکومت عراق را پیشبینی نمایند اما با توجه به وجود نیروهای سیاسی متعدد و نقش نیروهای اشغالگر و خاصه آمریکا احتمالهای متعددی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد یکی از مسایل مورد توجه در مورد آینده عراق چگونگی و میزان دخالت دین در امور حکومتی و سیاسی است اکراد و اعراب سنی در طول تاریخ عراق هیچگاه تمایلی به برپایی حکومت مذهبی نداشتهاند و مشربی سکولار مآب داشتهاند اکنون قانون اساسی عراق به تایید مردم این کشور رسیده است. و بر طبق این قانون حکومت عراق دموکراسی پارلمانی است سئوالی که امروز مطرح است این میباشد که آیا اکثریت مردم عراق که شیعه هستند و همواره تحت حاکمیت اقلیت سنی قرار داشتهاند با ساز و کار دموکراسی خواهند توانست یک حکومت مردمسالاری دینی را در آن کشور حاکم نمایند نقش سکولارها در فضای سیاسی عراق چیست و سکولاریسم در عراق چه جایگاهی دارد؟
تاریخ سیاسی عراق همواره با مبارزات حقطلبانه و جنبشهای ضد استبدادی و ضداستعماری عجین بوده است و جامعه عراق همواره جامعهای دینمدار بوده است. پایههای دینی و علایق مذهبی آن چنان در عراق مستحکم و قوی است که فکر خارج شدن دین و آموزههای مذهبی و دینی از عراق فکری عبث و بیهوده است.
سکولاریسم یکی از مبانی فکری مدرنیته قرن 19 و یکی از محصولات عصر روشنگری و نوزایی اروپایی است مخرج مشترک تمامی نظریات در مورد سکولاریسم این است که حوزه دین و مذهب از حوزه قدرت و حکومت سیاسی جدا باشد. سکولارها را نمیتوان لاییک محسوب کرد چرا که شخص سکولار میتواند انسانی دینمدار باشد. برای بررسی نقش و میزان نفوذ سکولارها و سنجش وزن اجتماعی آنها در جامعه امروز عراق باید به چند متغیر توجه داشت.
علاوه بر توجه به بافت جامعه عراق از منظر قومی و مذهبی باید به میزان علاقه و گرایش هر کدام از این اقوام و مذاهب نسبت به برپایی حکومت دینی را مدنظر قرار داد.
اعراب سنی که در طول تاریخ نوین سیاسی و پس از سقوط نظام پادشاهی سکاندار جامعه عراق بودهاند هیچگاه تمایلی به استقرار حکومت دینی و بسط توسعه قدرت روحانیون در عرصه سیاست نداشتند. اکراد که مسلمانان سنی مذهب هستند نیز تمایلی به برقراری حکومت اسلامی ندارند و این امر را در طول خودمختاری 12 ساله در منطقه به نمایش گذاشتهاند بنابراین احتمال تشکیل حکومت دینی در آینده عراق با توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی عراق ضعیف به نظر میرسد.
در تصویب قانون اساسی موقت عراق یکی از موارد مورد اختلاف تفاوت آرا بین مذهبیون و سکولارها در مورد نقش دین و میزان نفوذ اسلام در اصول قانون اساسی بود که منجر به تعویق افتادن مراسم امضای سند قانون اساسی گردید.
در ماده 4 فصل اول نظام حکومتی عراق جمهوری فدرالیستی، دموکراتیک و تکثرگرا تعیین گردیده است در ماده هفتم از فصل اول قانون اساسی موقت عراق نیز چنین آمده است: اسلام دین رسمی و منبع قانونگذاری محسوب میشود و تدوین قانونی که مخالف با اسلام و یا اصول دموکراتیک یا حقوق ذکر شده در این قانون باشد مجاز نیست این قانون به هویت اسلامی اکثریت ملیت عراق احترام گذاشته و حقوق کامل دینی تمام افراد از نظر آزادی عقیده و فعالیتهای دینی را تضمین میکند.
بر اساس ماده هفتم اسلام دین رسمی و یکی از منابع قانونگذاری است اما تنها منبع قانونگذاری نمیباشد. در بخشی از ماده 5 آمده است: دولت انتقالی عراق هیئتی ملی را برای حقوق بشر تاسیس میکند این هیئت مطابق با اصول پاریس مصوب سازمان ملل در زمینه مسئولیت نهدهای ملی تاسیس میشود در مواد مربوط به قوه قضاییه فدرالی- تصمیمات دولتهای منطقهای قطعی تلقی شده است. این بدان معنی است که قوانین جزایی و حقوقی در دو منطقه مانند سلیمانیه و یا بصره میتواند متفاوت از یکدیگر باشد.
از مواد مذکور چنین میتوان استنباط کرد که وضع قوانین در عراق در عین حال که نباید با قوانین اسلامی منافاتی داشته باشد باید با اصول دموکراتیک و حقوق مصرح در این قانون نیز مغایرت نداشته باشد این خود میتواند محل بحث و جدلهای فراوان در مورد قانونگذاری، قضاوت و... گردد.
نظام حکومتی عراق تا قبل از سال 1958 و سقوط ملک فیصل نظامی پادشاهی و سلطنتی بود. آنچه که در طول نیم قرن اخیر و از زمان اعلام جمهوری در سال 1958 در عراق در سیستم حکومتی عیان بوده است نظام غیردینی و غیرمذهبی است. حکمرانان سنی مذهب عراق از عبدالکریم قاسم تا صدام اگر چه در مواقعی برای اهداف خود از آموزههای دینی و مذهبی هزینه میکردند اما داعیهدار حکومت دینی نبودند حزب بعث بازیگر اصلی صحنه سیاسی عراق طی حدود 40 سال اخیر همواره مخالف حضور روحانیون مذهبی در امور سیاسی بود سرکوب و ترور روحانیون مبارزی که به خواست حاکمیت تمکن نمیکردند در کارنامه حزب بعث به چشم میخورد (شهدای حکیم و شهدای صدر).
روحانیت شیعه مستقر در عراق اگر چه همواره در ترویج و گسترش معارف و علوم اسلامی و فرهنگ علوی و شیعی مبارزه و مجاهدت میکردند اما زمینهای برای دخالت در امور سیاسی بطور آشکار نداشتند.
شیعیان عراق را میتوان به شیعیان مذهبی و سکولار تقسیم کرد:
1- مذهبیون: مذهبیون متاثر از حوزه علمیه نجف میباشند و حوزه نجف پایگاه و مرجع مهمی در عالم تشیع محسوب میشود. شیعیان مذهبی عراق هم خود به دو نحله فکری تقسیم میگردند. آنهایی که اگر چه به طور شفاف این امر را بیان نمیکنند اما در سرسودای حکومت دین دارند مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق- حزبالدعوه و گروه مقتدا صدر در زمره این گروه هستند تفاوتها و اختلاف نظرات این گروه در مورد نحوه تعامل و برخورد با آمریکا و نیز تشکیل شورای حکومتی نشان از آن داشت که حتی در بین این سه گروه هم اتفاق نظری وجود ندارد- دسته دیگر این طیف از شیعیان مذهبی را میتوان متاثرین از آراء و اندیشههای مرحوم آیتالله العظمی خویی دانست که به نظریه دخالت روحانیون در امر سیاست اعتقادی نداشت ترور عبدالمجید خویی نقطه آشکاری در تعارض داخلی بین گروههای مذهب شیعه بود.
2- شیعیان سکولار: گروه دیگر شیعیان، شیعیان سکولارند که رشته در کنگره ملی عراق lNC به رهبری احمد چلبی و جمعیت ملی عراق lND به رهبری ایاد علوی متمرکز هستند- شیعیان سکولار عراق بیشتر تکنوکراتهای تحصیل کرده در غرب هستند که اعتقادی به حکومت دینی ندارند شیعیان سکولار را گرچه فاقد پایگاه وسیع مردم در عراق هستند اما همواره حرکتی آرام داشتهاند حمایتهای آمریکا و انگلیسی از کنگره ملی عراق و جمعیت ملی عراق قبل از سقوط صدام مشهود و آشکار بوده است و اکنون هم نیروهای اشغالگر ترجیح میدهند که آنان را نمایندگان شیعیان معرفی کنند.
دیدگاه بازیگران موجود در صحنه عراق- آمریکا- ایران و سایر کشورهای منطقه در شرایط حساس و خطیر کنونی عراق حائز اهمیت است آمریکا بعنوان مهمترین بازیگر صحنه عراق که پرداخت هزینههای گزاف سیاسی- انسانی و مالی را برای تجاوز به عراق و اشغال این کشور متحمل شده است از همه امکانات خود استفاده میکند که حکومتی دستنشانده و افرادی مطیع خود در پارلمان عراق داشته باشد و از حکومتی مشابه حکومت ایران در عراق جلوگیری کند.
استقرار حکومت صددرصد مستقل مانند ایران در عراق که قرابتهای فکری و مذهبی با ایران داشته نمیتواند در راستای منافع آمریکا در خاورمیانه باشد در این حال جمهوری اسلامی ایران از استقرار حکومتی ائتلاف با اکثریت شیعیان متدین و مستقل در عراق استقبال میکند- حمایت ایران از برگزاری انتخابی مستقیم و آزاد در این راستا قابل ارزیابی است.
کشورهای خاورمیانه حوزه خلیج فارس و ترکیه که در همگی آنان مسلمانان سنی مذهب حاکمیت دارند تمایل ندارند که یک قدرت شیعی دیگر در منطقه ظهور نماید ولی باید گفت هر چند که اکثر مردم عراق خواهان برپایی یک دولت اسلامی با رهبری روحانیت شیعه هستند اما با توجه به موارد مذکور و تفاوت شرایط ایران با شرایط و وضعیت عراق احتمال تشکیل حکومتی مانند ایران و عراق بسیار ضعیف است.
بررسی تاریخ سیاسی معاصر عراق نشان میدهد که حکومتهای مستقر در عراق همواره حکومتهایی معتقد به سکولاریسم بودهاند اما جامعه عراق جامعهای دینمدار بوده است و فکر کنار گذاشتن دین از جامعه عراق فکری کنار گذاشتن دین از جامعه عراق فکری عبث و بیهوده است.
آنچه که احتمال روی کار آمدن یک دولت دینی با محوریت روحانیون شیعه را کم رنگ میکند علاوه بر تفاوتهای عقیدتی در بین شیعیان مذهبی و سکولاریسم در عراق و مخالفت دیگر بازیگران صحنه عراق خاصه آمریکا برای برپایی حکومت دینی در این کشور است. اما مردم عراق با حضور یکپارچه و حساس خود در انتخابات پارلمانی و اقدام به گزینش افردی مستقل و دینمدار میتوانند گام به گام در راستای تحقق آرزوها و آمال خود گام بردارند بدون آنکه به حساسیتهای قومی و قبیلهای دامن بزنند رفتار حضرت آیتالله سیستانی از ابتدای اشغال عراق و هدایت نظارت بر روند امور سیاسی عراق موید آن است که ایشان با اعتدال و میانهروی و سیاستورزی معقول در شرایط کنونی در اندیشه حفظ عراق مستقل و مردم دینمدار این کشور است.