تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۶۱
تاکید بر ضرورت بازسازی و تجدید حیات جبهه اصلاحات

امیر جلالی - اظهارات تازه عضو سرشناس مجمع روحانیون از چنان اهمیتی برخوردار است که در روزگار سکوت و خاموشی اصلاح‌طلبان عنوان یک استراتژی و نام یک رویکرد نو را به خود گیرد. محمد موسوی خوئینی‌ها با صریحترین لحن دوستانه خود در حلقه اصلاح‌طلبان و روشنفکران دینی را به بازنگری در بخشی از نگرشها و رفتار سیاسی شان فرا خواند.
گفتار سیاسی این روحانی پرنفوذ در مقام یک پیشکسوت چپ مذهبی دعوتنامه‌ای است برای فعالان و بازماندگان دوم خرداد تا در ایام پس از انتخابات و عصر حاکمیت اصولگرایان خط‌مشی نو و سلویک متفاوت در پیش بگیرند خوئینی‌ها دوستانش را به بازاندیشی در نگاه گذشته آنها نسبت به چهار حوزه: مردم - مذهب - حکومت دینی و جناح رقیب فرا می‌خواند. به این ترتیب لیدر اصلاح‌طلبان سخن خود را از جایی آغاز می‌کند که نقطه عزیمت هر حزب و جریان سیاسی است و توصیه‌های تشکیلاتی خود را به سمت مسائلی نشانه می‌رود که کانون چالش، درونی احزاب و روشنفکران اصلاح‌طلب با یکدیگر و با حکومت و رقیبان سیاسی‌شان است. سخنان ریش سفید اصلاح‌طلبان اما صرفا از جنس توصیه و تذکر نیست. حرفهای او مقدماتی دارد که در آن خوئینی‌ها گذشته رفتاری اصلاح‌طلبان را به قضاوت نشسته است. کلام او در این باب به انتقاد، ملامت و هشدار آغشته است. او در نگاه دوستانش نسبت به این چهار حوزه (حکومت - مردم - مذهب جناح رقیب) ایراداتی از جنس اشتباه و خطا - اهمال و کوتاهی و حتی نسیان و فراموشی می‌بیند. رجل سیاسی اصلاح‌طلبان در نتیجه‌گیری خود منشاء برخی از شکستها و ناکامیهای سیاسی جبهه اصلاحات را در همین نسیانها و نقصانها جست و جو می‌کند و راز نگرانی و اضطراب از آینده را نیز در تکرار آن اشتباهات می‌یابد. خوئینی‌ها در این قضاوت بر آن اعتقاد است که دوستانش در دوران سلوک مخالفت و مبارزه مرزهای اعتدال را در مواجهه با پاره‌ای از ارکان قدرت در همه ریخته‌اند و نتیجه این اعتدال شکنی آن شده که به جای نقد فهم برداشتهای دینی در جوهر دین تردید افتاده است و به جای نقد حاکمان انتقاد به اصالت حکومتی دینی رایج گشته است و انگیزه نقد و انتقاد ار جناح رقیب جای خود را به نفی و انکار مخالف داده است. اما مصادیق و شواهد این ادعاها در اظهارات خوئینی‌ها: او در این گفتار ابتدا به نظرات برخی دوستان روشنفکر خود نسبت به مقوله دین و هویت دینی نگاه نقد می‌افکند.
و از موضعی که خاص احیاگران دینی است می‌گوید: روشنفکری دینی از مرحله اول باید دین را پذیرفته باشد نه این‌که اصل دین را هم مورد شک قرار دهد. وی در بحث تعامل با حکومت می‌گوید: رنجش از رفتار حاکم و حکومت نباید آنها را به رودررویی با حکومت بکشاند که اگر حکومت کسی را اذیت کرد آیا دلیل می‌شود بگوید حکومت بوش را بر جمهوری اسلامی ترجیح می‌دهد؟ گاهی طوری در مورد مظالم این حکومت صحبت می‌شود که گویی روی پهلوی را سفید کرده است. این کم لطفی است و بلکه بی‌انصافی محض است. این رشته سخنان در برهه حساس کنونی نه یک پند اخلاقی بلکه رهنمود تشکیلاتی چهره‌ای است که پس از مدتی سکوت و دوری از عرصه این بار در نقش لیدر مجمع روحانیون ظاهر شده است. موسوی خوئینی‌ها پس از برخاستن مهدی کروبی از ریاست این تشکل در صدد برآمد تا در اتحاد با سید محمد خاتمی وظیفه احیای نقش این تشکل را بر دوش بگیرد. او اکنون با دعوت آحاد اصلاح‌طلبان به بازنگری در برخی روشها و رفتارهای گذشته نه تنها سکوت چند ساله خود را می‌کشند بلکه زنگ پایان سکوت اصلاح‌طلبان شکست خورده در انتخابات اخیر را به صدا در می‌آورد. از این منظر باید گفت که سخنان خوئینی‌ها ما را از راز و رمز بازگشت برخی مراجع فکری اصلاح‌طلبان آگاه کرده است و آن چیزی نیست جز ضرورتی به نام بازسازی و تجدید حیات جبهه اصلاحات. اما نسخه تجویز شده خوئینی‌ها برای احیای جریان اصلاحات صرفا یک ایده و آرزو است آرزویی که برای به عمل درآمدن باید از دالان سخت آزمون و خطا بگذرد و به پرسشهای مهمی که در مسیر آن قرار دارد پاسخ دهد. ایده اخیر خوئینی‌ها برای بازنگری در جبهه اصلاحات یک رویکرد نسبتا جسورانه است اما این ایده در عین حال پرسشهای مهمی را در محافل ایران دامن زده است پرسشهایی ازاین دست که منشاء و ریشه طرح این ایده از سوی این رجل اصلاح‌طلبان چیست و او از طرح این هشدارها چه هدفی را دنبال می‌کند و سوال مهمتر این‌که آیا خوئینی‌ها در جایگاهی هست که پروسه خطیر بازسازی اردوی بهم ریخته چپ را پیش ببرد آیا استراتژی اصلاح در جبهه اصلاح‌طلبان که خوئینی‌ها بیرق آن را بر افراشته است صرفا خواسته و آرزوی دو لیدر جدید آن -خاتمی و خوئینی‌ها- است یا آن‌که همه گروها و اجزای جریان اصلاح‌طلب حول آن اجماع دارند؟ شیوخ و روحانیون حاضر در این تشکل پس از پایان عمر دولت اصلاحات بر آن شده‌اند تا بار دیگر نقش پیش آهنگی جریان چپ را زیر دو نام مشهوری سیاسی ایران ایفا کنند.
در چند بیانیه‌ای که از سوی تیم جدید رهبری مجمع پس از تشکیل دولت اصولگرایان منتشر شد گرایش سران این تشکل به ایفای نقش راهبری جریان اصلاح‌طلبان با وضوح بیشتری احساس شد. در این بیانیه مجمع دغدغه خود را تحقق دموکراسی بر شالوده مذهب - ارائه چهرهای کارآمد و مترقیانه از دین در عرصه اداره جامعه و زدودن زنگار تفسیرها و سوء استفاده‌ها از اعتقادات دینی مردم توسط بازیگران سیاسی خواند. اکنون سخن اخیر موسوی خوئینی‌ها سند قاطعی است بر این‌که مجمع در صدد است در دور جدید طرح احیای آرمان اصلاحگری دینی و تز دموکراسی دینی را تعقیب کند خوئینی‌ها در خطابه سیاسیش در جایگاه یک لیدر اصلاحات نشسته است. او از موضع یک پدر هشدار می‌دهد نصیحت می‌کند و راه و چاه نشان می‌دهد. لحن و سیاق سخن او سخن یک مقام معمولی در یک جریان سیاسی نیست بلکه او با بیانی پدرانه انبوه نیروهای اصلاح‌طلب را مخاطب قرار می‌دهد. اما این‌که مجمع از زبان مقام ارشد خود به دنبال ایفای نقش راهبری اصلاحات است همه واقعیت نیست. سخن خوئینی‌ها یکی از چند رویکردی است که پس از انتخابات اخیر، در جبهه پر تنوع اصلاح‌طلبان به جریان افتاده است. حتی از لحن نگران ریش سفید اصلاح‌طلبان می‌توان این واقعیت را دریافت که اردوی پر تعداد گروه‌های اصلاح‌طلب بر سر انتخاب راه آینده با اختلافها و تعدد آرای قابل ملاحظه روبرو است. بدون تردید خوئینی‌ها و مجمع استراتژی اتحاد دوباره دینداران اصلاح‌طلب را در شرایط ویژه‌ای مطرح کرده‌اند تا از زایش و رویش جناح بندیهایی با رویکرد غیر دینی و سکولار در بستر حزبی اصلاح‌طلبان جلوگیری کنند. آنها نگران پیوند و تعامل گروههای اصلاح‌طلب با احزابی هستند که در این سالها در ردیف اپوزیسیون نظام دسته بندی می‌شدند.
این نگرانی را لیدر اصلاح‌طلبان با صدایی بلند به هواداران خود اعلام می‌کند که شرایط پس از خروج از قدرت نباید آنها را به ائتلافهایی در رویارویی با حکومت دینی یا نفی نقش دین در عرصه حکومت بکشاند. با این استراتژی خوئینی‌ها و مجمع در مقابل آن دسته از نظریه پردازان قرار می‌گیرند که فردای سوم تیر طرح ائتلاف از موتلفه تا نهضت آزادی را ارائه کردند. موسوی خوئینی ترجیح داد ضرورت اتخاذ رویکرد جدید را در جمع فعالترین حلقه سیاسی اصلاح‌طلبان -دفتر تحکیم وحدت- باز گشاید یعنی گروهی که هر چند در عرصه سیاست ایران به عنوان فرزندان معنوی رهبر حرکت تسخیر لانه محسوب می‌شوند اما بیش از همه جریانهای اصلاح‌طلب میل به خروج از گردونه حکومت پیدا کرده‌اند. لیدر اصلاح‌طلب زنگ هشدار را در محفل دانشجویان به صدا درآورد برای آن‌که اولین حلقه‌های همکاری میان اصلاح‌طلبان با نحله‌های دیگر به دست نسل دیروز دانشجو تسخیر لانه برقرار شده است.
از همین رو است که ناظران سیاسی معتقدند که اولین مخاطبان هشدارهای رهبران مجمع پس از تحکیم وحدت دو گروه اصلاح‌طلبی هستند که ستون فقرات آن را نیروها و همراهان موسوی خوئینی‌ها در دوران تسخیر لانه و روزنامه سلام تشکیل می‌دهند (سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت). و شاید به همین دلیل بوده که یک ارگان اصلاح‌طلبان در اولین برداشت خود نوشت که: به نظر می‌رسد مخاطب اصلی این توصیه‌ها بنیانگذاران جبهه پیشنهادی دموکراسی و حقوق بشر هستند آنجا که می‌گویند: "اگر الان قراراست از شورای نگهبان انتقاد کنیم نباید با کسی همکاری کنیم که بعد می‌گوید چرا باید اسلام شرط باشد باید ببینیم چه چیز را می‌خواهیم اصلاح کنیم. طوری عمل نکنیم یک وقت ببینیم که همه چیز را می‌خواهند کنار بگذارند. می‌خواهیم به چه چیز اعتراض کنیم. اول همه "می‌گویند سیاست مقدس نیست بعد کسی دیگر می‌گوید هیچ چیز مقدس نیست ایمان هم مقدس نیست. متاسفانه واقعیتهای عرصه سیاسی به این آرزو چندان روی خوش نشان نمی‌دهد.
فضای ذهنی و محیط فکری اصلاح‌طلبان با آنچه در آرمان مجمعی‌ها می‌گذرد فاصله بسیار دارد. درست است که شیرازه دو گروه بزرگ اصلاح‌طلبان را همان بچه‌های "به آفرین" و حلقه سلام ویکان تشکیل می‌دهند اما هشت سال تجربه پر از مرارت اصلاحگری در دایره قدرت راه برادران دیروز را از هم جدا کرده است و اختلاف‌های فاحش در میان چهره‌های اصلاح‌طلب و احزاب مشارکت و مجمع بر سر موضوع اصلاحات -سازوکار اصلاح‌طلبی و غایت و اهداف حرکت اصلاحی ایجاد کرده است.