تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۷۲
نویسنده: محمدکاظم انبارلویی

دولت دکتر محمود احمدی‌نژاد یک کسری 9 میلیارد دلاری را از دولت پیشین به ارث برده است. اکنون وزرای اقتصادی به ویژه وزیر امور اقتصادی و دارایی، رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و رییس بانک مرکزی در حال گمانه زنی برای جبران کسری بودجه هستند.
این که میزان دقیق کسری بودجه چقدر است خیلی مهم است چون اعداد و ارقام مطرح شده بسیار متفاوت است.
گفته می‌شود 3 هزار میلیارد تومان کسری بودجه از ناحیه عدم تحقق درآمدها و 5 هزار و 500 میلیارد تومان از ناحیه افزایش هزینه‌ها بر کشور تحمیل شده است. همه روزه در روزنامه‌ها شاهد چنین تیترهایی هستیم.
ـ عزت‌الله ضرغامی: سازمان صدا و سیما امسال 100 میلیارد تومان کسری بودجه دارد
ـ رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات: کسری بودجه آموزش و پرورش 3 هزار و 300 میلیارد تومان است.
ـ یک فوریت برداشت از حساب ذخیره ارزی برای جبران کسری بنزین و گندم به تصویب رسید
ـ سخنگوی دولت: دولت درصدد تامین کسری بودجه است
ـ رضا عبداللهی رییس کمیسیون برنامه و بودجه: برای از بین بردن کسری‌ بودجه هزینه‌های غیرضروری را حذف کنیم
کسی تردید ندارد که یکی از علل اصلی تورم، گرانی و نابسامانیهای اقتصادی در جامعه ما کسری بودجه دولت است.
آیا کسری بودجه دولت امری محتوم و نهادینه در بودجه‌ریزی ماست؟
آیا گریزی نیست؟
بودجه چیست؟ طراحی آن به عهده کیست؟ یا به عبارت دیگر چه کسی مسئولیت حسن و قبح آن را باید بپذیرد؟‌
بودجه در یک جمله یعنی "پیش بینی" درآمد و "برآورد" هزینه.
اگر درآمدها درست و مطابق با واقع پیش‌بینی شود و هزینه‌ها هم بر اساس استاندارهای علمی و محاسباتی برآورد شود قاعدتا نباید کسری قابل ملاحظه‌ای را شاهد باشیم.
در پیش بینی‌ها و برآوردها معمولا یک خطای 5 تا 10 درصدی را می‌توان طبیعی تلقی کرد. اما اگر خطای "پیش بینی" و "برآورد" به سمت بالای 50 درصد و گاهی تا 100 تا 200 درصد میل کند، اساسا بودجه‌ریزی بی‌معنی است و اعداد و ارقام منابع و مصارف واهی خواهد بود و هیچ برنامه‌ای را نمی‌توان براساس این بودجه‌ریزی سوار کرد و به هیچ هدف اقتصادی هم نمی‌توان نایل شد. همان طور که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد دستگاهها، موسسات و وزارتخانه‌ها یکی پس ازدیگری می‌آیند و کسری‌های خود را اعلام می‌کنند یکی می‌گوید؛ درآمدم تحقق پیدا نکرده است، دیگری می‌گوید برآورد هزینه با افزایش قیمتها درست نبوده و کسری دارم.
وزارتخانه‌هایی چون نفت و جهاد کشاورزی که قدرت لابی بیشتری داشتند کسری‌های خود را به صورت لایحه درآوردند و به مجلس دادند و اکنون در حال جبران می‌باشند.
سوال کلیدی در نگاه بودجه آن است که آیا وقتی وزارتخانه‌ای با مازاد درآمد روبه رو بود یا به تعبیر علمی‌تر پیش‌بینی درآمد با برآورد هزینه آنها در عمل غلط از آب درآمد و پیش‌بینی درآمد آنها بیشتر از مقدار "پیش بینی" شده بود و هزینه آنها کمتر از "برآورد" بود آیا حاضر است صادقانه این مازاد را اعلام کند و دولت نیز با ارایه راه حلی تکلیف این مازاد را مشخص و در نهایت و یا در مجموع بودجه را از خطر کسری نجات دهد؟
طراحان بودجه در دولت و مجلس، بودجه سال 84 را با نفت بشکه‌ای 28 دلار بسته‌اند براساس محاسبه آنها 25 میلیارد دلار پیش بینی درآمد نفت بوده که از این میان 14 میلیارد آن به درآمد عمومی خزانه و 11 میلیارد آن به صندوق ذخیره ارزی واریز می‌شود.
حال آن که در سال 84 به حول و قوه الهی ما نفت را به طور متوسط بشکه‌ای 48 دلار فروختیم و حداقل درآمد حاصل از عواید نفتی درسال 84 بیش از 43 میلیارد دلار خواهد بود.
مفهوم این رویکرد مالی در عمل آن است که ما 18 میلیارد دلار مازاد داریم. اگر دستگاه مسوول و مربوط این مبلغ نجومی را در درآمد عمومی کشور واریز کرده باشد، اصلا بحث کسری معنا ندارد. بلکه باید سخن از تعیین تکلیف برای مازاد درآمد بودجه داشته باشیم. اگر به صندوق ذخیره ارزی واریز کند، حکم آمره‌ای برای آن نداریم. چون در قانون سقف درآمد و هزینه مشخص است و همچنین مشخص است که هر منبعی چه مصرفی دارد و مقدار آن هم چقدر است.
بنابراین رقم نجومی موجود نه درآمد عمومی خزانه واریز شده و نه به صندوق ذخیره. سوال این است تکلیف این مازاد چیست؟ همه دستگاهها می‌دانند وقتی که کسری می‌آورند می‌آیند سراغ مجلس و تقاضای جبران دارند، حالا اگر مازاد داشتند تکلیف چیست؟
این نگاه فقط به یک سرفصل درآمدی است. دهها سرفصل درآمدی دیگر هم وجود دارد که ما با مازاد درآمد روبروییم و درآمدها بیشتر از مقدار پیش‌بینی‌های ما در بودجه بوده است.
مثلا ما هر سال میلیاردها دلار فرآورده نفتی صادر می‌کنیم. با افزایش قیمت نفت قیمت‌های جهانی فرآورده‌های نفتی و تمام تولیدات صنعتی که از نفت مشتق می‌شوند افزایش یافته است. تکلیف این درآمدهای مازاد چه می‌شود؟
با نگاهی گذرا به گزارشهای بازرسان قانونی در سازمان حسابرسی و نیز گزارشهای تفریغ بودجه در سالهای گذشته به ارقام بالایی برخورد می‌کنیم که نشانگر "مازاد" درآمد برخلاف پیش بینی‌‌ها و برآوردها است. اگر اراده‌ای در دولت و مجلس به وجود آید که بودجه را بدون کسری ببندد و درآمدها و هزینه‌ها را همزمان با هم ببیند می‌توانیم بودجه کشور را بدون کسری مدیریت کنیم.