تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۷۶

کتاب «جمعیت فداییان اسلام به روایت اسناد» را احمد گل محمد تدوین و تالیف کرده و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را در دو جلد منتشر نموده است. جلد اول کتاب مذکور دو بخش دارد. بخش اول شامل تاریخچه جمعیت فداییان اسلام است و بخش دوم اسناد درج گردیده است.
در جلد دوم کتاب مذکور نیز درج اسناد استمرار یافته است. مجموعه صفحات جلد اول و دوم 737 صفحه می‌باشد.
در بخشی از مقدمه کتاب مذکور می‌خوانیم:
بی گمان گذشته هیچگاه تغییر نمی کند، اما محتوای کتاب های تاریخی همواره به کمال می رسد. گرچه این بازنویسی بی پایان، تا حدودی به دلیل یافتن اطلاعات و داده های تاریخی جدید است، اما در اصل، بر نسبی بودن شناخت تاریخی دلالت دارد. شناخت تاریخی، شناخت (توصیف، تحلیل و تبیین) گذشته است و گذشته هم چیزی نیست مگر رویدادهای پرشماری که در گذشته اتفاق افتاده است. پس به بیان روشن تر، شناخت تاریخی، روایت هایی است متشکل از گزاره های معطوف به رویدادهای گذشته.
از همان سال های پایانی دهه ی 1320 که جمعیت فدائیان اسلام با انجام چند ترور موفق در صحنه سیاسی ایران مطرح شد، ساختار و عملکرد آن از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در سال های پایانی دهه ی 1320 و سال های آغازین دهه ی 1330 که اوج فعالیت جمعیت فدائیان اسلام بود، رهبران و اعضای فعال جمعیت به چهره های خبرساز مطبوعات ایران تبدیل شدند و نویسندگان دارای مواضع متفاوت به توصیف و تحلیل سازمان، اهداف و اقدامات آن پرداختند. حتی خود جمعیت هم در صدد برآمد تا منابع مناسبی در دسترس علاقه مندان به تاریخچه جمعیت قرار دهد.
در مقالات مختلف چاپ شده در مطبوعات و در لابه لای کتب گوناگون تاریخی، به ویژه تاریخ شفاهی و خاطرات برخی فعالان و مسئولین سیاسی، روایت هایی از جمعیت فدائیان اسلام را می توان یافت. پس از انقلاب اسلامی چند کتاب هم منتشر شد که موضوع آن ها جمعیت فدائیان اسلام است یا بخش قابل توجهی از محتوای آن ها به تاریخچه ی این جمعیت اختصاص دارد. البته این آثار عمدتا روایت های تاریخی مبتنی بر خاطرات و منابع شفاهی می باشند و در این نوشته ها، داده های معتبرتری مانند اسناد، کم تر به چشم می‌خورند.
نکته ی دیگر این که در آثار مورد نظر، نواب صفوی معمولا جایگاهی بسیار برجسته دارد و توصیف و تحلیل جمعیت فدائیان اسلام کم و بیش به شرح حال رهبران این جمعیت تقلیل یافته است. با توجه به چنین ویژگی ها، ضعف ها و کاستی های آثار مکتوب درباره ی جمعیت فدائیان اسلام، بازنویسی تاریخ این جمعیت موجه و حتی لازم به نظر می رسد. به بیان دیگر، گرچه در بسیاری از کتاب های مربوط به تاریخ معاصر ایران، کم و بیش می توان به مطالبی درباره ی فدائیان اسلام دست یافت و آثاری هم صرفا در این باره وجود دارد، خلا بررسی و روایت تاریخی مبتنی بر اسناد و دیگر داده های معتبر که تا حد امکان از کم و کاستی ها و ضعف های یاد شده برکنار باشد، همچنان محسوس است.
با پیروزی انقلاب اسلامی که در واقع رویدادی شگرف در تاریخ جنبش های اجتماعی معاصر، به ویژه جنبش های احیاگرانه ی دینی، به شمار می آید، شناسایی «ریشه های انقلاب اسلامی» در دستور کار پژوهشگران مختلف داخلی و خارجی قرار گرفت و رویدادها و شخصیت هایی که مورد بی توجهی یا کم توجهی مورخان قرار گرفته بودند، در دیدگاه ها و روایت های جدید اهمیت یافتند؛ از این دیدگاه، جمعیت فدائیان اسلام اهمیتی مضاعف در تاریخ معاصر ایران پیدا می‌کند.
با نگاهی به برنامه های گسترده برای اسلامی کردن جامعه، که پس از تثبیت نظام جمهوری اسلامی آغاز شد، به آسانی می توان شباهت های شگفت آور این برنامه ها با «برنامه های انقلابی فدائیان اسلام» یا «رهنمای حقایق» را درک کرد. به بیان دیگر کاملا آشکار است که از لحاظ تصویر جامعه ی آرمانی اسلامی و برنامه ی لازم برای استقرار چنین جامعه ای، همسانی های معنادار فراوان بین فدائیان اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. درک این معنا هم مستلزم نگاهی عمیق تر و دقیق تر به تاریخ جمعیت فدائیان اسلام است.
بنابراین با چنین نگرشی به پیدایش، عملکرد و سرکوب جمعیت فدائیان اسلام، نگارنده بر آن است روایتی تاریخی عرضه کند که تا حد امکان عاری از ضعف ها و کاستی های یاد شده باشد. همچنین بر جنبه هایی که در منابع دیگر توجه چندانی به آن ها نشده است بیشتر تمرکز خواهد شد. ولی مهمترین ویژگی این روایت تاریخی، مستند بودن آن است.
چنان که پیشتر بیان شد، آثار مکتوب درباره ی جمعیت فدائیان اسلام عمدتا بر خاطرات دست اول یا دست دوم و سوم (نقل قول های غیرمستقیم) مبتنی هستند. به منظور رفع این کاستی و ضعف، تاریخ جمعیت فدائیان اسلام در درجه ی نخست با بهره گیری از اسناد موجود و در دسترس و به کمک دیگر منابع و آثار موجود بازنویسی شده است تا روشن شود که روایت های تاریخی موجود تا چه حد با واقعیت انطباق دارند.
به بیان دیگر، هدف از این پژوهش تاریخی سند محور، مستندتر و معتبرتر ساختن بخش های واقعی، شناسایی بخش های غیرواقعی و تکمیل بخش های ناقص روایت های تاریخی موجود است.
در بخش نتیجه گیری تاریخچه فداییان اسلام نیز می‌خوانیم:
شکل گیری جمعیت فداییان اسلام به رهبری نواب صفوی ناشی از فضای مذهبی جامعه ی ایرانی بود که در آن بر حفظ هویت اسلامی تاکید می شد. نواب با جذب جوانان مومن و افراد طبقات مختلف به جمعیت فوق، می کوشید بر جریان های انحرافی و دین ستیز که فضای جامعه را آلوده می ساختند، فائق آید. خطری که آنان از ناحیه ی کجروی ها نسبت به امور دین و مذهب احساس می کردند، سبب شد تا در مقابل اقدامات فرهنگی و اجتماعی مغرضان نسبت به دین بایستند. از سوی دیگر روند جریانات سیاسی کشور بویژه قضایای ملی شدن صنعت نفت، نقش فعال فداییان اسلام را در مبارزه با استعمار در کنار ملت ایران به روشنی بروز داد.
اندیشه ی شهید نواب صفوی در اجرای احکام و قوانین اسلام نشان آن بود که جمعیت فداییان اسلام تنها راه حل مشکلات کشور را در دین جستجو می کرد. هر چند اعدام انقلابی کسروی، کشتن عبدالحسین هژیر، از پای درآوردن رزم آرا، هدف قرار دادن حسین علا همگی اقدام مسلحانه به شمار می روند، اما نشان از آن داشتند که فداییان اسلام در راه مبارزات مقدس خود هیچ اهانتی به دین و ملت را روا نشمرده، با هیچ کدام از وابستگان استعمار و استبداد کنار نخواهند آمد.
شهادت مظلومانه ی نواب صفوی و دیگر اعضای فدائیان اسلام هرگز نقطه ی پایان حرکت های دین مدار به شمار نمی آید، بلکه طلیعه ای برای مردم مبارز و مشتاق عدالت شد.
شکل گیری جمعیت فدائیان اسلام ناشی از این بود که فضای مذهبی جامعه ایران بر حفظ هویت دینی خود تاکید داشت.
اندیشه شهید نواب صفوی در اجرای احکام و قوانین اسلام نشان آن بود که جمعیت فداییان اسلام تنها راه حل مشکلات کشور را در دین جستجو می‌کرد.