تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۶۸۸

دنیای جدید برآمده از انقلاب صنعتی وضعیتی دوگانه و تناقضی را بر زندگی فردی و جمعی انسان‌ها حاکم کرده است. از یک‌سو پیشرفت‌های علمی و فناوری اسباب آسایش و رفاه بشری را فراهم آورده است و از سوی دیگر استفاده ابزارهای صنعتی خطر و مرگ را با حیات روزمره انسان هم‌آغوش کرده است. به گونه‌ای که رخداد «سانحه» در اخبار هر روزه جهان تقریباً به یک قاعده رایج و پذیرفته شده تبدیل شده است، اما رخداد اخیر «سانحه هوایی» در ایران بازتاب متفاوت و گسترده‌ای را در ایران و جهان رقم زد چرا که این بار صیادان خبر و گزارشگران «سانحه» خود به دام «سانحه هوایی» افتادند و تیتر یک اخبار جهان شدند.
کالبد شکافی چرایی این رخداد به لحاظ فنی و مدیریتی و واکنش‌های گسترده داخلی و خارجی نسبت به این سانحه در صلاحیت و توان این نویسنده نیست و باید امیدوار بود که مراجع مسئول و صلاحیت‌دار در این باره ادای مسئولیت کنند و پاسخگو باشند، اما آنچه مرا به قلمی کردن این مقال واداشت و امیدوارم مورد توجه اهل نظر به ویژه همکاران مطبوعاتی و رسانه‌ای‌ام قرار گیرد، نوع نگاهی است که باید به اینگونه سانحه‌ها داشت و اینکه تکرار آنها چه تاثیر مخرب و غیرقابل جبرانی را بر ذخیره «سرمایه اجتماعی» جامعه ما و رابطه شهروندان با حکومت و حکومتگران می‌گذارد!
همان‌گونه که آمد زندگی بشر امروز هم‌آغوش با خطر و مرگ است ما مهمترین وظیفه دولت تنظیم و اداره امور جامعه به گونه‌ای است که این خطر و مرگ را به حداقل برساند، از این روست که استانداردسازی و اعمال نظارت بر رعایت آنها جزو وظایف اصلی و تردیدناپذیر دولت‌ها در اداره کشورها به شمار می‌رود و هر گونه ضعف و سستی و ناکارآمدی در این‌باره پذیرفتنی نیست.
در این رابطه است که «اعتماد» بین شهروندان و حکومت تعریف می‌شود و ملات لازم برای شکل‌دهی «سرمایه اجتماعی» فراهم می‌آید و راه رشد و توسعه به روی جامعه و فرد گشوده می‌شود.
باز کردن بحث «سرمایه اجتماعی» در جامعه ایران فرصت دیگری را می‌طلبد و متاسفانه باید گفت که این بحث چندان مورد توجه اهل فکر و نظر ما قرار نگرفته و در ایران هنوز در مرحله جنینی به سر می‌برد، اما بر پایه نتایج از اندک مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته است می‌توان دریافت که جامعه ایران با مساله‌ای به نامه «بحران اعتماد» رویاروست، بحرانی که بر سایر جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی ما ایرانیان تاثیر بسزا و تعیین‌کننده دارد و سایشی مدام و کاهنده را بر «سرمایه اجتماعی» ما تحمیل می‌کند و در گذر زمان بر فاصله ما با قافله رشد و توسعه جهانی می‌افزاید و ...
کافی است به مرور اخبار و اظهارنظرهایی که پس از رخداد این «سانحه هوایی» تا امروز، به ویژه از سوی مقامات و نهادهای رسمی و حکومتی شده، پرداخت تا به عمق مساله «بحران اعتماد» در جامعه امروز ایران نسبت به حکومتگران پی برد و به نظرم این موضوعی است که مسئولان اداره کشور در هر مقام و رده‌ای باید بدان توجه تام کنند و با بررسی همه‌جانبه و عبرت‌آموزی از این سانحه نه تنها راه را بر تکرار حادثه‌ای از اینگونه ببندند بلکه با اعمال استانداردها و مدیریت در همه مسائل و موضوعاتی که با حیات شهروندان ایرانی مرتبط است «اعتماد» آنها را در رویارویی با خطرهای ناشی از زندگی صنعتی فراهم آورند.
در جامعه ایران شکاف تاریخی و جان سخت «دولت - ملت» کمتر جایی برای «اعتماد» دو سویه و شکل‌گیری «سرمایه اجتماعی» مناسب گذاشته است، از این رو هر حادثه و سانحه‌ای می‌تواند دستمایه افزایش «بی‌اعتمادی» و دامن زدن پر مساله «بحران اعتماد» و کاهش «سرمایه اجتماعی شود. نتیجه چنین شرایطی نهایتاً در وضع قوانین گسترده، معضل کردن قراردادها، مراقبت‌های وسیع، ایجاد یک بوروکراسی پیچیده جهت نظارت بر حسن اجرای قوانین، کنترل مدام و حتی سرکوب ظاهر می‌شود که به معنای تحمیل هزینه‌های سنگین به اقتصاد و زندگی جمعی و فردی شهروندان است، در حالی که هرگونه حرکت مثبت در افزایش سطح بالاتر «اعتماد» در یک جامعه موجب پیدایش اقتصادی کارآتر و معیشتی بهتر برای آحاد شهروندان خواهد شد. برخاستن موجی از واکنش و نگرانی و اعتراض نسبت به واقعه اخیر از این رو قابل قدردانی است که بتواند پلی بین این «سانحه هوایی و سرمایه اجتماعی» در ایران بزند و راه را بر روی فکر و اندیشه و برنامه‌ریزی و حکمرانی خوب و حل گره‌های کور اینگونه سانحه‌ها و مسائل مشابه بگشاید، به جد می‌توان نگران بود که این موج نیز همانند موج‌های قبلی بخوابد.
وظیفه ملی، صنفی و اخلاقی ما روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه است که نگذاریم موج برخاسته از مرگ همکارانمان در ساحل امن ناکجاآباد بخوابد. به جای آنکه در سوگ فریاد زنیم آنان را برای زندگان تداوم بخشیم.