تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۷۲۶
بررسی علل و نتایج شبیخون فرهنگی در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله؛
اشاره: دورانی که می‌بایست اوج مقابله با تهاجم و شبیخون فرهنگی باشد کسانی در مصدر امور قرار گرفتند که اینها هیچ اعتقادی به این موضوع نداشتند بلکه با مجموعه آثار فرهنگی و سخنرانی‌ها و مقالات و مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خودشان زمینه‌ساز تهاجم و شبیخون فرهنگی شدند.

سیداحمد رسولی‌نژاد نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی در جلسه‌ی هفتگی انصار حزب‌الله گفت: سال 1371 بود که مقام معظم رهبری شبیخون فرهنگی را مطرح کردند و نسبت به آن هشدار دادند. به نظر رسید که مسئولین وقت یعنی دولت، مجلس، قوه قضائیه و دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی آن توجه لازم را به فرمایشات مقام معظم رهبری نداشتند.
تحرکاتی انجام شد ولی به نظر من ریشه‌ای و عمیق نبود. آن زمان شرایط بسیار مناسب بود برای مقابله با شبیخون فرهنگی. چه بسا اگر دولت امروز در آن زمان مستقر بود فرامین رهبری بهتر اجرا می‌شد و ما شرایط امروز را نداشتیم. در زمان جنگ معنویت حاکم بود و فضای حاکم بوی شهادت و ایثار می‌داد و هنوز برخی از مسئولین غرق در لذت‌های دنیوی نشده بودند و در واقع،‌ فضا فضایی برای بدست آوردن ثروت و قدرت نبود.
دوران سازندگی بسترساز انحرافات فرهنگی
اما متأسفانه یکباره پس از جنگ به بهانه سازندگی و اینکه مدیران زحمت می‌کشند و باید حق ویژه‌ای داشته باشند فضا دگرگون شد، میدان رقابت برای ایثار و فداکاری به میدان رقابت برای کسب ثروت بیشتر تبدیل شد و کم‌کم فاصله‌ها بین مردم بیشتر و بیشتر شد. ما کسانی را می‌دیدیم که نیاز چندانی به این همه مراقبت نداشتند ولیکن در هر صورت شرایطی را برای خودشان ایجاد کرده بودند که تا به حال و در همین دولت قبلی، استحضار دارید مصوبه‌ای در همین رابطه در دولت گذارندند، که الحمدالله دکتر احمدی‌نژاد دستور لغو آن را صادر کرد.
وی در ادامه چنین گفت: از جمله علت‌های شبیخون فرهنگی، غفلت و بی‌توجهی ما مسئولین است. در دولت اول آقای خاتمی کسی وزیر فرهنگ شد که خودش زمینه‌ساز گسترش بیش از پیش شبیخون فرهنگی بود. او کسی بود که به نظر بنده اعتقادی به مبارزه نداشت و برنامه‌هایی که اجرا کرد چقدر لطمه و صدمه زد. واقعاً در بحث کتاب، سینما و تئاتر، موسیقی و مطبوعات چه بر سر این کشور رفت؟
مثل موضوع حذف ممیزی فیلمنامه‌ها، که اجازه داده شود هر فیلمی ساخته شود بعد هم این فیلم‌ها در جشنواره فیلم فجر با آن نام مقدسی که داشت به نمایش درآید و بعضاً اکران عمومی شود و بعد از اکران تازه دستگاه قضایی وارد عمل شود که کمک بیشتری شود به فروش این فیلم‌ها در سینماها. البته امروز از آقای صفار هرندی توقع بیشتری داریم؛ چرا که زمان به شدت می‌گذرد و فرصت را از دست می‌دهیم. حرکت قابل توجهی انجام نشده و برخی از مدیریت‌های سابق ابقا شده‌اند.
دولت جدید و خواسته‌های مردمی
یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که مسئولین دستگاه‌های فرهنگی که در خط مقدم هستند به هوش باشند؛ از جمله ممیزی فیلمنامه‌ها که به هر فیلمی اجازه ساخت داده نشود و باید ممیزی برقرار شود. همچنین به هر کسی اجازه بازی داده نشود. بعضاً مشاهده می‌شود افرادی که سابقه فساد علنی دارند اجازه می‌یابند که در نقش‌های مقدس ظاهر شوند.
الان در بخش کتاب، قانون کامل و جامعی نداریم. مصوبه‌ای در سال 1366 داشتیم که خیلی هم مختصر است که وظایف ارشاد و ناشر و... تعریف خاصی ندارند. باید قانون کامل و جامعی نوشته شود. در بخش‌های دیگر هم اینگونه است. مجلس هم آمادگی دارد که دولت در این خصوص لوایح را بیاورد تا ان‌شاءالله این خلأ قانونی برطرف شود.
بحث دیگر برمی‌گردد به دوره‌ای که می‌بایست اوج مبارزه با شبیخون فرهنگی می‌بود. کسانی در مصدر امور قرار گرفتند که هیچ اعتقادی به مبارزه نداشتند بلکه زمینه‌ساز شدند (با مجموعه آثار فرهنگی و با صحبت‌ها و اظهارنظرهایی که می‌کردند.) به طور خلاصه عزم جدی برای مبارزه نبود و دستگاه قضایی هم قاطعیت لازم را برای برخورد نداشت.
ما از بدو تشکیل مجلس هفتم در کمیسیون فرهنگی، در بخش‌های مختلف مانند لباس ملی و تسهیلات ازدواج جوانان، ساماندهی مداحان، ساماندهی دستگاه‌های فرهنگی،‌ دستگاه‌های موازی فرهنگی داریم که بودجه هم دارند اما به دلیل عدم هماهنگی توان کار مهمی را ندارند. از کارهای دیگر کمیسیون فرهنگی موضوع نظارت بر دستگاه‌های فرهنگی است.
ما مرتب از دستگاه‌های فرهنگی می‌خواهیم از کوچکترین حرکتی که در بخش‌های فرهنگی می‌شود گزارش دهند. به ویژه کمیسیون فرهنگی حساسیت خاصی دارد. در همین هفته قبل یکی از نشریات متعلق به یکی از دستگاه‌های فرهنگی در خصوص یک خواننده فاسد زمان شاه که چندی قبل فوت کرد مفصل در ده، ‌پانزده صفحه گزارش و عکس تهیه کرد و چقدر تعریف و تمجید تحت عنوان یک خواننده مردمی و کسی که از بطن مردم برخاسته و چنین و چنان.
اولین جایی که عکس‌العمل نشان داد کمیسیون فرهنگی مجلس بود. گرچه وقتی این حساسیت منعکس می‌شود پاسخ رئیس آن سازمان خیلی جالب است؛ سازمانی که وقتی بحث بودجه می‌شود می‌آید التماس می‌کند که آقا به داد برسید، فرهنگ کشور از دست می‌رود، دین جوانان از دست می‌رود و... ما دقیقاً یادمان هست در همین مجموعه هنری این سازمان چه فیلم‌هایی ساخته شد. اولین سنت‌شکنی و اولین بی‌توجهی به ارزش‌ها و رواج اولین بی‌حیائی‌ها باز هم توسط یکی از بخش‌های همین سازمان انجام شد.
از فیلم‌هایی بود که ساخته شد و تا مدت‌ها هم اجازه نمایش توسط ارشاد دولت قبل از خاتمی نمی‌یافت اما دیدیم که در ابتدای دولت خاتمی این فیلم با مجوز ارشاد به نمایش درآمد و چه آثار زیانباری را داشت. حالا همان دستگاه که دارای تعداد زیادی از نشریات است متأسفانه از بیت‌المال تغذیه می‌شود. در تمام نشریه‌های اختصاصی شما می‌توانید ببینید ـ چه در بخش سینما و چه در بخش تئاتر ـ که چه چهره‌هایی از پول بیت‌المال تبلیغ می‌شوند.
بنده در دوره چهارم و پنجم و هفتم جزء نمایندگانی بودم و هستم که بیشترین مراجعات را دارم. چهار دفتر دارم و مرتب مردم به ما مراجعه می‌کنند. چقدر مردم و خانواده‌ها برای تأمین معیشت مشکل دارند. شخصی هیجده شب از ماه مبارک رمضان را گذرانده بود و با چهار فرزند روزه‌دار نتوانسته بود که یک وعده غذای کامل به این فرزندان بدهد. ما از این موارد خیلی داریم.
تضعیف دولت؛ دستور کار ورشکستگان سیاسی
وی در ادامه به مظلومیت دولت احمدی‌نژاد اشاره کرد و گفت: درست یک ساعت بعد از اینکه 17 وزیر از 21 وزیر دولت رأی اعتماد می‌گیرند یکی از نمایندگان جناح اقلیت با پررویی و وقاحت در مجلس اعلام می‌کند که از همین فردا استیضاح دولت را شروع می‌کنیم. امروز آقای باهنر در مجلس تذکر داد که ما باید در مجلس یک جلسه‌ی غیر علنی برگزار کنیم.
خیلی از این سوالات مربوط به وزرای پیشین است و نتیجه عملکرد آنان است. اینها می‌دانستند که این دولت می‌خواهد کار کند و آستین همت را بالا زده است. می‌خواهند در کار دولت کارشکنی کنند. مردم بدانند که بعضی از اینها در واقع برنامه‌شان این است که در کار دولت سنگ‌اندازی کنند و چوب لای چرخ دولت بگذارند چون حسادت می‌کنند. می‌بینند دولت چند سال در دست آنها بوده و نتوانسته‌اند کاری کنند و حالا یک رئیس‌جمهور از جنس مردم و از میان مردم برخاسته که شبانه خودش را وقف این مردم کرده و کار می‌کند. همین کسانی که در مجلس ششم خفقان ایجاد کرده بودند امورزه در مجلس هفتم همه چیز را زیر سوال می‌برند.
تا دیروز از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای بود که مشاهده کردید کسی را در این مملکت باقی نگذاشتند و تا خود ذات اقدس اهدیت هم رساندند. ما تمام این موارد را مستند داریم که آنها از پیامبر آدم تا خاتم الانبیاء و ائمه اطهار و زیارت عاشورا همه را زیر سوال بردند. چرا آن بذل و بخشش‌ها در آخر دولت پیشین می‌شد؟ برخلاف قانون امتیازاتی را برای کسانی که می‌دانستند در دولت جدید از کار برکنار می‌شوند، ایجاد کردند و آن امکانات گسترده مالی را با پول بیت‌المال فراهم کردند. آقای اعلمی تو کجا بودی چرا صدایت در نیامد؟
حالا رئیس‌جمهوری آمده که از مناطق محروم کشور شروع کرده که مردم با دل و جان از وی استقبال می‌کنند و دیگران کوچکترین خراشی بر نداشتند اما دیدید که اشرار را تحریک می‌کنند که به کاروان همراه رئیس‌جمهور حمله کنند. اینها وحشت دارند همان‌طور که روزی از بهشتی و رجایی و باهنر وحشت داشتند. امروز می‌بینند یک رئیس‌جمهور مردمی ساده‌زیست، حرف‌هایی می‌زند که برایشان تازگی دارد و احساس می‌کنند که ثروت و قدرتشان به خطر افتاده است. آنها به راحتی و آسایش عادت کرده‌اند و نمی‌توانند سختی‌ها را تحمل کنند.
ساکنان برج عاج
کسانی در خانه‌های چند هزار متری نشسته‌اند با ماشین‌های صدمیلیونی. معلوم است که این افراد الان علم مخالفت با رئیس‌جمهور برمی‌دارند و حرکت و سخنان او را استهزاء می‌کنند و از تریبون مجلس می‌گویند که تو این اعتبارها را از کجا آورده‌ای و چطور می‌خواهی انجام دهی. چطور آن وقتی که به آن موسیقیدان ـ که می‌خواست به خارج از کشور برود و دوره ببیند و بیاید آثار موسیقی را عرضه کند و بعد هم همان جا پناهنده شد ـ از بیت‌المال پول داده شد صدایتان در نیامد؟
مردم ما باید مراقب باشند و همین‌طور که تا به حال در صحنه بودند و رئیس‌جمهور را در این چند ماهه یاری کرده‌اند، بعد از این مطمئناً اگر فرصت داده شود برای مردم بسیار کار خواهد شد و مردم آثارش را به زودی خواهند دید. کسانی که سرناسازگاری با این دولت دارند برای این است که برای اولین بار یک دولت و یک مجلس اصولگرا حاکم شده و آنها از این قضیه وحشت دارند. به دوستان خودمان هم می‌گوییم که در مجلس مراقب باشند. برخی از دوستان که با شعارهای اصولگرایی آمدند و با حمایت‌های همین مردم متدین و همین مردم درد کشیده روی کار آمدند مراقب باشند که با بعضی از حرفهایشان آب به آسیاب دشمن نریزند.
درست است که ما نباید وکیل‌الدوله باشیم و باید حرف مردم را بزنیم، اما حرف مردم با حرف برخی از جریان‌های سیاسی منزوی که در حال حاضر خانه‌نشین شده‌اند متفاوت است. آنها با وجود اینکه روزنامه‌هایی در اختیار دارند خودشان ساکت شده‌اند، آن موقع ما حرفهای آنها را تکرار کنیم؟ از یک طرف ادعا می‌کنیم که ما در هشت سال دفاع مقدس بودیم و افتخار می‌کنیم که با سپاه و بسیج همکاری کردیم. مگر سپاهی و بسیجی کیست؟
مگر غیر از این بوده که یا در خارج از کشور تحصیل می‌کردند یا در سنگر مدرسه و یا در سنگر دانشگاه و یا در محل کار، وقتی که دشمن حمله کرده و یک حکومت نوپا را بنا دارد نابود کند سلاح به دست گرفته و جنگیده و از جانش مایه گذاشته است. گروهی جانباز و شهید و اسیر شدند حالا این باقیمانده‌های زمان جنگ و این یادگارهای هشت سال دفاع مقدس و کسانی که وقتی دفاع مقدس به پایان رسید به امر رهبری وارد عرصه فعالیت‌های عمرانی شدند، بهترین خدمات را با کمترین هزینه انجام دادند. برخلاف دیگران که با رانت‌خواری و ولخرجی ثروت‌های کلانی را هدر دادند.
اگر اینها به دولت دعوت شدند باید برویم پشت تریبون و بگوییم که از دل مشروطه رضاخان بیرون آمد و حالا جمهوری اسلامی حکومت نظامیان خواهد شد؟ ای آقایی که به اعتبار همین اصولگرایان و آبادگران رای آوردی و کسی تو را نمی‌شناخت، خیلی عجیب است. صحنه، صحنه جنگ احزاب است. یک عده مدت کوتاهی همراهی کردند و هر کدام سهمی را از وی طلب کردند، یکی ادعای معاونت یکی وزارت و یکی...
رئیس‌جمهور تشخیص داد که بعضی آدم‌های خوبی هستند ولی در اجرا ضعیف هستند. حالا ناراحت هستند و می‌خواهند سهم‌خواهی کنند.
یکی از مشکلاتی که استان تهران دارد زمین‌خواری است. در همین منطقه دماوند یک شخصی به نام (ص) سیصد و سی و پنج هکتار از زمین‌های دولتی را تصرف کرده و همه جا هم رای به نام خودش گرفته. بنده پیگیری می‌کردم و پرونده‌ها را برده‌ام نزد آیت‌الله شاهرودی. ایشان هم دستور دادند، منتها دستورات به جایی نرسید. جالب‌تر این است که به جای مبارزه با زمین‌خوار واقعی اخیراً در رودهن یک عده کشاورز و از جمله یک پدر شهید که حدود هشتاد سال سن دارد را به زندان انداختند و بعد به اینها گفتند همین نماینده‌تان رسولی‌نژاد گفته است که بروید با زمین‌خوارها مبارزه کنید.
اینگونه است که این کشاورزان زمین‌خوار می‌شوند و کسی که گردن کلفت است آزاد است. در آیینه‌ورزان دماوند دو نفر پیدا شدند و گفتند که ما مالک چهار هکتار زمین هستیم و سازمان بازرسی کل کشور برای من نماینده دو گزارش فرستاده مبنی بر اینکه این دو نفر مالک چهار هکتار نیستند. قاضی محترم دادگاه رای می‌دهد که نه تنها مالک چهار هکتار، بلکه مالک صد و هشت هکتار هستند و بعد پنج هزار و چهار صد هکتار را بین چند دستگاه تقسیم می‌کنند از جمله دادگستری و بعد هم در نامه‌شان می‌نویسند به پاس خدمات فلانی و... پرونده آن را هم سه هفته قبل تحویل آیت‌الله شاهرودی دادم. در آخر بگویم «با این رویه‌ای که قوه قضائیه پی گرفته، من ناامیدم.»