ابوالقاسم قاسمزاده
معمول چنین است که در پایان هر انتخاباتی اغلب نویسندگان سیاسی بدنبال پاسخ به این سؤالند، که بازنده و برنده چه کسانی و کیانند!؟ در پایان انتخابات اخیر در عراق نیز نوشتهها و برداشتها در نقدهای نویسندگان مطبوعاتی ما و با مصاحبهکنندگان در صدا وسیما بر دایره پاسخگویی و اعلام نظر بر محور «بازنده و برنده» بوده است. این نگاه و تفاوتهای پاسخ به پرسشهای آن، اگرچه لازم و مفید است. اما عمق ماهیت انتخابات مجلس عراق را نمایان نمیسازد. سخن این است، اگرچه بستر نگاه و ارزیابی از انتخابات در عراق بر محورهای احزاب و گروههای سیاسی و یا جایگاه و میزان نفوذ و قدرت شخصیتها و رهبران قبایل و اقوام و یا تفکیک از چگونگی میزان کمی باورهای دینی و مذهبی، اعم از مسلمان یا مسیحی، شیعه یا سنی و یا نژادی از عرب، کرد و ترکمن دیده شده است و در برخی نوشتهها تقسیمبندی جغرافیایی از مناطق شمالی و جنوبی، مرکز، غرب و شرق، همراه با پراکندگی جمعیتی و یا منطقهای ارزیابی گردیده و یا آنگونه که در بسیاری از نوشتهها آمده است، بر اساس نفوذ و خواستههای قدرتهای خارج از عراق از همسایگان این کشور تا آمریکا و انگلیس و روسیه و ... استوار و قرار داده شده است. اینگونه ارزیابیها، بخشهایی از واقعیتهای موجود در عراق امروز را نشان میدهد، اما همه تصویر امروز این کشور نیست، این انتخابات و تاثیرات آن بسیار فراتر از برخی عناوین و یا ارزیابیهای خاص است. بعد از سقوط صدام و حزب حاکم بعث عراق، انتخابات مجلس پس از تصویب قانون اساسی، مهمترین نقطه عطف در تاریخ سیاسی عراق است. عراقیها با شرکت گسترده خود در این انتخابات، مهر تأیید بر این باور زدند که نه تنها گذشته تلخ و تاریک قابل تکرار نیست، بلکه بازگشت به اداره کشور بصورت حاکمیت تک حزبی و یا از طریق طایفهای محدود و مسدود، محال است. انتخابات مجلس از سوی دیگر نقطه عطف برای یک انتخاب بزرگتر و سرنوشتساز است. عراقیها، امروز با داشتن قانون اساسی و در پایان انتخابات مجلس، یا باید تن به تجزیه کشور خود، همراه با گذار از یک دوران پرآشوب و «آنارشیسم» فراگیر بدهند و یا استقرار حاکمیت و پذیرش «آتوریته» متمرکز برپایه وحدت ملی را استوار سازند.
تعریف حاکمیت و نظام سیاسی بر اساس قانون اساسی در عراق پارلمانی (مجلس) است. قدرت دولت برآمده از آراء اکثریت نمایندگان مجلس و انتخاب مسئولیتهای اصلی از دولتمردان بعهده نمایندگان مجلس است. بر این اساس، رئیس جمهوری، نخست وزیری، وزراء و فرماندهان نیروهای مسلح نظامی، انتظامی و امنیتی از طریق مجلس انتخاب و برای مدت چهار سال دوره پارلمانی مسئولیت خواهند داشت. انتخابات هفته گذشته در عراق، اولین آزمایش از اجرای قانون اساسی برای استقرار حاکمیت پایدار از طریق قدرت متمرکز مجلس، است.
همه پذیرفتهاند که «همهکاره» و به اصطلاح ما، در راس امور، مجلس است.
بیش از سیصد حزب و گروه سیاسی در این انتخابات شرکت داشتند و تقریباً تمامی شخصیتهای سیاسی از هرگونه گرایشی در صحنه رقابتها حاضر شدند. اینک با در نظر گرفتن آراء از هیجده استان در عراق وزن هر یک از گروهها و ائتلافها مشخص شده است. از منظر چنین ارزیابی میتوان نوشت، انتخابات اخیر، نقطه عطفی بود که هم بلحاظ کمی، قدرت طایفهها، گرایشها و شخصیتها را در صحنه کسب آراء مردم نشان داد و هم جایگاه آنها را بلحاظ کیفی و مقبولیت عامه نمایان ساخت.
در دوران حاکمیت صدام و تشکیلات حزب بعث عراق، ویژگی حکومت در دایره مسدود خانوادگی و انتخابی صدام از منطقه «تکریت» و فراتر از آن در تعریف استبدادی از تک حزب حاکم (بعث عراق) بسته شده بود و اکنون اگرچه و هنوز، عراق کشوری است که تعریف طایفهای، قومی دارد، اما مردم به صحنه آمدهاند و حق انتخاب خود را شناختهاند. واقعیت این است که، انتخابات انتخاباتی فراگیر و سراسری در عراق بود و هرکس که میخواست و اراده شرکت در آن را داشت، امکان حضور و شرکت داشت. برای اولین بار در عراق دو پدیده برای مردم در سراسر عراق شناخته شد، رای مردم و قدرت اداره کشور از طریق مرکزیت مجلس قانونگذاری. تقسیم آراء برای انتخاب 275 نمانیده مجلس در نسبت همه اقوام، گرایشها و شناخت از شخصیتها نقطه عطف دیگری را نیز در عراق عیان ساخت. عراق، کشوری اسلامی و مردم آن دین باورند. موج تبلیغاتی از گرایشهای غیرمذهبی و یا ضدمذهب در این انتخابات رنگ باخت و شکست خورد و با همه روشهای تبلیغاتی بکار گرفته شده و حتی حمایتها از خارج از عراق، مورد استقبال اکثریتی مردم قرار نگرفت و در حد اقلیتی ناچیز تثبیت شد.
اکنون پیام «وحدت ملی» و دولتی ائتلافی ولی قدرتمند، شعار روز در عراق است، اما هنوز اغلب کسانی که اخبار و رویدادهای عراق را رصد میکنند، در امید و ناامیدی، در امنیت و یا عدم امنیت، و از خطر تجزیه تا نجات ملی و استقرار حاکمیت و اداره کشور براساس تعریف «فدراتیو متمرکز» از قانون اساسی در نوسان هستند. آینده همواره امید را در خود دارد و عراقیها با انتخابات اخیر مجلس با گذشته نکبتبار بعثی، تسویه حساب کردند. پیام مردم عراق در سراسر این کشور، نگاه به گذشته و یا بازگشت به آن نیست، پیام آنها از امروز به فردا است برای نسلی نو که میآیند و میسازند.