تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۷۹۱

مهدی خزعلی روز گذشته نامه‌هایی خطاب به احمدی‌نژاد، قالیباف و الیاس نادران منتشر کرد.
در نامه خزعلی به احمدی‌نژاد خطاب به وی آمده است:
در جراید از قول شما نوشتند: «برای دموکراسی انقلاب نکردیم» لازم به تذکر است، با بیان این جملات چهره تابناک اسلام و انقلاب اسلامی را مخدوش نکنیم، نفی دموکراسی، شائبه استبداد و دیکتاتوری را در اذهان ایجاد می‌کند و شاید بدترین خاطره تاریخی استبداد برای ملل دنیا، استبداد حکومتهای دینی باشد که گالیله را نیز به پای دار می‌برد.
و جان و مال و آبرو یک جا می‌برد. اسلام به عنوان مکتبی مترقی و پیشرفته، بیشترین بها را به مردم داده است و سنت نبوی(ص)، و سیره علوی(ع) و ائمه هدی علیهم‌السلام همگی گواهی بر دموکراتیک بودن حکومت اسلامی است، به گونه‌ای که علی‌رغم حبل امامت و خلافت از ناحیه خداوند و مشروعیت و حقانیت خلافت که خاص اهل بیت است، تا مردم نخواهند، امامان معصوم(ع) قبول مسئولیت نمی‌کنند و تا مردم تمکین نکنند حکومت الله را بر آنان حاکم نمی‌فرمایند. و صد البته دست از دعوت و هدایت مردم نیز برنمی‌دارند. امام راحل(ره) در 120 مورد ارجاع به مردم دارند که جمله «میزان رأی ملت است» نماد بارز دموکراسی است و اساساً امام(ره) دموکراسی واقعی را در سایه دین می‌شناسد و قابل اجرا می‌داند.
مهدی خزعلی نامه دیگری نیز خطاب به قالیباف نوشته است. وی در این نامه آورده است:
در آغاز کلام قطعه‌ای از ملک‌الشعرای بهار تقدیم حضور می‌گردد
چون آیینه نور خیز گشتی،‌ احسنت
چون اره به خلق تیز گشتی، احسنت
در کفش بزرگان جهان کردی پای
غوره نشده مویز گشتی احسنت
در مطبوعات خواندم که خواستار مناظره با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شده‌اید، به مبارزه‌طلبی بزرگان شاید برای شما کسب اعتبار و شهرت باشد، لیکن در کشتی نیز با هم وزن خویش پنجه در پنجه می‌افکنند و هماوردی بزرگان سنگین وزن با نوباوگان سبک وزن خلاف عقل و مصلحت خردمندان است. اگر خواسته باشید در این مختصر به نقد عملکرد دوران کوتاهی از مسوولیت حضرتعالی می‌پردازم و شما را به مناظره و نقد خودتان دعوت می‌نمایم.
نوروز امسال را به خاطر بیاورید، نیروی انتظامی با لباس‌های نو و پوششی به رنگ شاد در جاده‌ها به مردم خوشامد می‌گفت، با اندکی تأمل می‌توانستید بفهمید تمامی نیروی انتظامی به تابلوی تبلیغاتی قالیباف تبدیل شده است و او گامی بلند برای کرسی ریاست جمهوری برداشته است!
«قلیان» که در دوران تصدی شما، قوانین «حسینقلی خانی» یک روز ممنوع و روز دیگر آزاد می‌شد و در منطقه‌ای از شهر با آن برخورد قهرآمیز و در نقطه‌ای دیگر تجلیل می‌شد و چه بسا واحدهای صنفی که با تندی و خشونت به خاطر قلیان تعطیل شد، و ناگاه ...
و ناگاه شما هوس ریاست جمهوری می‌کنید و «قلیان» آزاد می‌شود.
جناب قالیباف، قبل از عید کجا بودید؟ در سلطان‌نشین عمان برای تعیین تکلیف قلیان جلسات کارشناسی دقیق بین پزشکان و علماء، موافقان و مخالفان تشکیل و نهایتاً با رای مجلس ارائه قلیان در اماکن عمومی ممنوع گردید.
و این مصوبه در سراسر سلطنت عمان یکسان اجرا می‌شود، اما در دوران شما، روزی حلال و روزی حرام می‌گردد، برای محله‌ای جایز و برای صد قدم بالاتر ممنوع است! آیا در دولت خیالی شما با قوانین چنین برخورد دوگانه و حسینقلی خانی خواهد شد؟! و یک بام و دو هوا به دولت نیز سرایت می‌کند؟!
جناب قالیباف، می‌دانید امنیت مثل هواست، باید در جامعه جریان داشته باشد، اما حس نشود، اگر تنفس خود را احساس کردید، دچار تنگی نفس هستید، امنیتی که شما در جامعه به تصویر کشیدید، دقیقاً عین «تنگی نفس» است، و ضد امنیت است، تصویری پلیسی که در هر صد متر یک پلیس ایستاده است، یک پیام بیشتر ندارد: «عدم امنیت و فرهنگ در جامعه»، در دوران شما حتی پلیس محترم راهنمایی باطوم به کمر می‌بست، آیا در دولت شما وزراء باطوم به کمر می‌بندند؟!
در دوران شما به جای آموزش و توسعه انسانی، به تکثیر و افزایش پلیس در خیابان‌ها توجه شد و حضور 4 پلیس در یک چهارراه، پیامی جز پایین بودن ارزش نیروی انسانی به دنیا مخابره نمی‌کرد و صد البته بی‌فرهنگی ملتی را القاء می‌کرد که فقط به زور پلیس می‌توان به آنها نظم بخشید!!
جناب قالیباف، در جامعه‌ای که برخی رجال سیاسی در محکمه و مجلس به واسطه طرح مذاکره با آمریکا محاکمه و مورد سوال قرار می‌گیرند، چه رانت سیاسی و چراغ سبزی دریافت نموده‌اید که برای خلع سلاح رقیب انتخاباتی، بی‌صبرانه و عجولانه به سوی آغوش آمریکا بغل گشاده‌اید؟
بدانید، ملت ما رابطه صحیح و سالم، در موضع برابر و در نقطه قدرت با تمامی کشورهای مشروع دنیا را می‌خواهد، اما ذلت و ننگ را هرگز، برای جلب آرای مردم در مقابل آمریکا ذلیل و ذبون نشوید.
مهدی خزعلی نامه دیگری خطاب به الیاس نادران نگاشته است. در این نامه آمده است:
جمله بی‌ادبانه شما در خانه مردم «آیت‌الله نمی‌دانم چی چی!!!» را به یاد حکایت فرزدق و هشام انداخت، آنگاه که هشام اظهار داشت که امام علی ابن حسین زین العابدین علیه‌السلام را نمی‌شناسد، فرزدق مردانه ایستاد و قصیده‌ای رسا در مدح و معرفی سید ساجدین سرود، که آن‌که تو به دروغ نمی‌شناسی، مکه و بطحاء، مروه و منی، صفا و زمزم و ... می‌شناسد.
آقای نادران، آنچه شما نمی‌دانید و نمی‌شناسید، البرز می‌شناسد، اروندرود مرهون اوست، زاگرس به استواری اوست و کویر در انتظار اوست، خمینی(ره) دعاگوی اوست، ولایت فقیه تکیه‌گاه اوست. او خلف شایسته کوروش، خواجه نصیر، امیرکبیر و پرچمدار افتخار و اقتدار ایران اسلامی است. هرچند خطاب شما را سلام و بر کلامتان با کرامت عبور می‌کند.