تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۷۹۵
در اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه به دنبال چه اهدافی هستیم؟

عباس خسروانی
روز "حدت حوزه و دانشگاه" از جمله برکات و یادگارهای ارزشمند امام راحل است. اندیشه‌ای که همچون بسیاری از اندیشه‌های ناب، اصولی و حکیمانه ایشان حافظ و راهنمای حرکت انقلاب در مسیر صحیح خود بوده است. اندیشه‌ای که ناشی از یک آسیب‌شناسی و پیش‌بینی از آینده بود. اندیشه‌ای که خطر انحراف فکری انقلاب را خنثی کرد و دلسوزان نظام مقدس را نسبت به آن آگاه ساخت.
اندیشه‌ای که سد آهنینی در برابر توطئه‌‌گران و تفرفه‌افکنان ایجاد کرد و وحدت فکر و اندیشه را برای انقلاب به ارمغان آورد. سابقه مساله وحدت حوزه و دانشگاه اگر چه به قبل از انقلاب اسلامی برمی‌گردد اما پس از انقلاب اسلامی بود که این موضوع در کانون توجه صاحب‌نظران و اندیشمندان کشور قرار گرفت و به عبارتی جنبه رسمی و آشکارتری پیدا کرد. نقطه مقابل و حدت، تعارض و دودستگی است.
وقتی ما صحبت از وحدت می‌کنیم چیزی که ممکن است به ذهن تداعی شود، تفرقه است. به همین ترتیب صحبت از وحدت حوزه و دانشگاه این سوال را در اذهان ایجاد می‌کند که آیا تعارض یا گسستگی بین این دو نهاد علمی کشور وجود دارد؟
متاسفانه باید گفت بسیاری از منورالفکران پس از تاسیس دانشگاه در کشور و به تقلید از دنیای غرب (که دین را از صحنه زندگی و به خصوص از حوزه علم جدا کرده بودند و صرفا به دنیا نگاهی مادی داشتند) این ایده را مطرح کردند که تنها راه توسعه و پیشرفت تخریب عناصر سنتی و قدیمی است. به دنبال آن این ایده را مطرح کردند که دانشگاه به عنوان یک نهاد مدرن می‌تواند جامعه را به سعادت و خوشبختی رهنمون سازد و دیگر نیازی به وجود حوزه‌های علمیه نیست و نه تنها لازم نیست بلکه مضر به حال جامعه هم هست. ایشان با یک تقسیم‌بندی غلط و البته تقلیدگونه، علوم را به دو دسته قدیمه و جدید تقسیم کردند و علوم قدیمه را در حوزه‌ها می‌دیدند و علوم جدید را در دانشگاه و لذا خواستار انحلال حوزه شدند و در بهترین حالت نقش حاشیه‌ای برای آن قایل می‌شدند. آنان بر این عقیده بودند که حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها دو مقوله جمع‌ناشدنی هستند و راهشان از هم جداست و این خود ناشی از همان تفکری بود که دین را از دنیا و زندگی انسان‌ها جدا کرده بود. لذا این خطر همواره جامعه اسلامی ایران را تهدید می‌کرد که با آمدن نهادهای آموزشی مدرن و غالبا به سبک غربی نقش حوزه علمیه در عرصه اجتماع کمرنگ شود.
بر همین اساس بود که رهبر فقید انقلاب در همان اوایل استقرار نظامی اسلامی این بحث را مطرح کردند که این خطر خطر بزرگی است چرا که فکر و اندیشه جامعه را هدف قرار داده و وقتی جامعه‌ای فکر و اندیشه‌اش را از دست داد، به راحتی همه چیزش را به تبع آن از دست خواهد داد.
خطر رخت بربستن معنویت و اخلاق از عرصه علمی جهان، تبعات بسیاری مخربی را برای جامعه جهانی به ارمغان آورده است. علم چیزی است که ابزار را به ما می‌دهد، وسیله و امکانات را در اختیار ما می‌گذارد اما آیا علم می‌تواند هدف و غایت انسانی را هم مشخص کند.
دین است که راه راست و رسیدن به تعالی را در انسان می‌آموزد و این علم است که باید، انسان را در راه رسیدن به آن اهداف یاری کند و در اختیار انسان قرار گیرد. اما امروزه ما شاهد آن هستیم که انسان اسیر علم است و به عبارت دیگر بنده و فرمانبردار علم و این اسیر علم بودن و استفاده لجام گسیخته از آن باعث خلق انواع و اقسام جنایت‌ها و تخریب‌ها، شده است.
اما در مکتب اسلام علم و دین دو بالی هستند که انسان را به کمال و تعالی می‌رساند و یکی بدون دیگری کارساز و مفید نخواهد بود. لذا هدف، تعالی و کمال انسان است. به نظر می‌رسد یکی از راهکارهای خنثی‌سازی اندیشه‌های هرج و مرج‌آفرین و تفرقه‌افکن، مشخص کردن هدف است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی یکی از سخنان خود با جمعی از طلاب و دانشجویان فرمودند: "وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی، پیشرفته و مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ و جامعه الگو حرکت نماییم."
مادر وحدت حوزه و دانشگاه به دنبال این هستیم که یک نوع نگاه انسان‌گرایانه و به طور عام‌تر خدا محور را در کسب علم و استفاده از آن داشته باشیم و از علم در راه تعالی انسانی استفاده نماییم.
اگرچه از اوایل انقلاب تا به حال کارهای خوبی در این زمینه به انجام رسید. اما به نظر می‌رسد کافی نیست و ما باید راه بیشتری را طی کنیم. در شرایط فعلی و با مطرح شدن موضوع جنبش نرم‌افزاری فرصت بسیار خوبی دست داده است تا ما بیش از گذشته شاهد وحدت این دو نهاد در زمینه تولید علم باشیم، علمی که بتواند راهگشای مشکلات انسانی باشد و نه علمی مصیبت بار و منحرف‌کننده که ما را از وصول به اهداف متعالی و چشم‌اندازها باز دارد.