تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۸۰۲

بورس تهران به عنوان نبض اقتصاد کشور شرایطی بسیار بحرانی را تجربه می‌کند. به نحوی که نگرانی همگان را برانگیخته است و یکی از متحدان استراتژیک رئیس جمهور جدید نیز خارج کردن بورس از وضعیت فعلی را اولین آزمون کارآمدی دولت نامیده است.
پس از همه هشدارها، در نهایت دولت بابی را برای چاره‌جویی گشود که نفع احتمالی زودگذر و زیان بلندمدت قطعی دارد. به علاوه نحوه تصمیم‌گیری در مورد این آزمون کارآمدی، نگرانی از فقر تئوریک و نگاه ساده‌ساز به مسائل پیچیده را تشدید می‌کند. تصمیم دولت به دخالت در ساز و کار قیمت‌ها در بورس از آنجا که با اتکا به در اختیار دولت بودن بیش از 80 درصد سهام در این بازار - با واسطه‌یابی واسطه - اتخاذ شده است، به فرض اجرا شدن و حصول نتیجه کوتاه مدت، نکات متعددی را یادآور می‌شود که ذیلا به آن می‌پردازیم:
1- عدم دخالت قوای قاهره و ساز و کار دستوری، مشخصه اصلی و مساوی با ماهیت وجودی بورس است. حتی اگر اقدام حمایتی دولت نیز ضرورتی داشته باشد این حمایت و دخالت ناشی از آن، مستلزم نهایت ظرافت و غیرمستقیم بودن است. بدین لحاظ چنین نوع دخالتی قطعا بورس را با بحران هویت مواجه می‌ نماید.
2- اتخاذ چنین تصمیمی می‌تواند به این نتیجه‌گیری نیز منجر شود که آنچه تاکنون نیز در بورس اتفاق افتاده ریشه در نحوه اقدام همان دارندگان بیش از 80 درصد سهام بورس داشته است. در این صورت 20 درصد دیگر که مردم عادی هستند و سرمایه زندگی خود را باخته‌اند هر چه بیشتر به دولت بی‌اعتماد می‌شوند.
3- بورس یک «علامت» است. نوسانات بورس نه علت که معلول یک سری حوادث است. اینکه بدون پرداختن به علل یک حادثه - با این درجه از اهمیت - یک راست به سراغ علاج معلول برویم و با زور و فشار به معالجه آن بپردازیم نتیجه‌ای از پیش مشخص دارد.
4- در همین تهران دو روز قبل برای سهام یک بانک خصوصی - البته نه چندان خصوصی - پذیره‌نویسی شد. تجربه سودآوری سهام بانک‌های خصوصی دیگر در کوتاه مدت، باعث شد که مردم از شب قبل در مقابل بانکها بخوابند و تا ظهر روز اولین پذیره‌نویسی، سهام عرضه شده فروخته شده و عده زیادی ناکام بمانند. این نشان می‌دهد که عامل کشش مردم به سوی سرمایه‌گذاری وجود تجربه مثبت است و نه سخنرانی و وعده و وعید مسوولان. در مقابل، تجربه منفی نیز به دوری گزیدن سرمایه‌ها از یک بازار می‌انجامد که تجربه بورس نمونه فعلی آن است.
5- بورس تهران دارای ساختارهای استاندارد بورس‌های جهان نیست، چرا که این نهاد تابعی از کلیت اقتصاد کشور است که آن نیز از مشخصه‌های هویتی شناخته شده در اقتصاد بی‌بهره است. به علاوه عالی‌ترین مقامات کشور نیز در سخنرانی عمومی، علنا و صریحا همین موجود نصفه و نیمه کاره را به چالش می‌کشند. به عبارتی به جای هویت‌های قدرتمند اقتصادی جهان، ما موجود ضعیفی داریم که دائما نیز بر سر آن می‌کوبیم. در این حالت چگونه باید منتظر نتایج امیدوارکننده باشیم؟
6- کمی آن طرف‌تر، شیخ‌نشین کوچکی در حاشیه خلیج فارس شاهد هجوم اتباع خود و کشورهای همسایه - از جمله ایران ما - برای سرمایه‌گذاری در بورس آن کشور است. بنا بر اخباری که در روزنامه امروز مشاهده می‌کنید و روزنامه جام جم چاپ دوبی - ارگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی - نیز روزهای گذشته آن را مفصلا پوشش خبری داده است، اعلام پذیرش دو میلیارد درهم سرمایه‌گذاری - معادل حدود 600 میلیون دلار - برای اجرای یک پروژه با هجوم مردم و نهایتا فروش 280 میلیارد درهم - حدود 80 میلیارد دلار - مواجه شده است و تازه اخبار منتشره حاکی است که مردم شیشه بانک‌ها را هم شکسته‌اند و نگهبانان را هم مضروب کرده‌اند.
هجوم مردم 87 کشور - عمدتا عربستان، ایران و سایر کشورهای منطقه - و واریز 140 برابر سرمایه مورد نیاز برای اجرای یک پروژه به حساب بانک‌ها، نشان‌دهنده مفقود بودن موانعی و موجود بودن مقتضیاتی است. این موجودی و آن مفقودی سرنوشت بورس یا کلیت اقتصادی یک کشور را روشن می‌کند و نه چیز دیگر. آنچه باید تجویز شود، اعمالی مقدماتی در همین راستاست. چیزهایی را باید شکل دهیم و چیزهایی را باید حذف کنیم،‌ یک سری موجودات لازم است و یک‌سری موانع نالازم. سخنرانی و وعده و وعید و دستور و امثالهم هم فایده‌ای ندارد.