این روزها دولت احمدینژاد در برابر لبه تیز چاقوی انتقاد افراد و جناحهای مختلف است. حوزههای سیاست داخلی، دیپلماسی، فرهنگ و اقتصاد، محورهایی هستند که مورد ایراد منتقدان قرار گرفتهاند.
جناح دوم خرداد تلاش میکند نقدهای خود را عمدتا به حوزه سیاست خارجی معطوف کند و به همین دلیل علاقهمند است وارد طرح هستهای شود. برخی از اصلاحطلبان ادعا میکنند در دولت آقای خاتمی بحران هستهای از طریق مذاکره مهار شده و حساسیتهای بینالمللی درباره فناوری اتمی ایران تحت کنترل درآمده بود. به زعم این افراد، تاکید بر توسعه فناوری هستهای، دشمنیها را علیه جمهوری اسلامی افزایش میدهد و قدرت مانور ایران را در عرصه مراودات اقتصادی پایین میآورد.
این ادعا در اوایل تشکیل دولت آقای احمدینژاد، تا حدی توانست در میان بخشی از افکار عمومی جا باز کند؛ اما بسرعت رنگ باخت و هماکنون کمتر کسی به آن توجه دارد.
اگر از بمباران تبلیغاتی گسترده علیه ایران که مصرف جنگ روانی دارد، بگذریم، موضع عزتمندانه ایران در خصوص مسائل هستهای، به ارتقای جایگاه ایران در معادلات بینالمللی منجر شده است. تداوم پافشاری بر حقوق ایران قطعا پیروزیهای بیشتری برای ما به همراه خواهد داشت و اصرار بر دیپلماسی کنونی، آمریکا و اروپا را در میان مدت به نقطه تعادل خواهد رساند.
حجم گسترده تبلیغات علیه ایران، پس از اظهارات دکتر احمدینژاد درباره اسرائیل، آشکارا نشان از آن داشت که غربیها به اصطلاح کم آوردهاند و به همین دلیل در پی عوض کردن ریل هستند تا بتوانند قطار شانتاژ را در مسیر دیگری برانند. همچنین است ادعاهای جدید البرادعی که بیشتر به بهانه شبیه است. او میداند ارادهای برای توقف قطار فناوری صلحآمیز هستهای از سوی مسئولان ایرانی وجود ندارد و بنابراین جستجو میکند تا چوبی پیدا کند و لای چرخهای این قطار بگذارد تا شاید بتواند از سرعت آن بکاهد.
یکدستی در مواضع دیپلماتیک
دولت اصلاحات به دلیل برخورداری از دیدگاههای متفاوت و گاه کاملا متناقض، در میدان روابط بینالملل جایگاه مناسبی نداشت. این که برخی اصلاحطلبان ادعا میکنند در زمان حاکمیت آنها، دیپلماسی فعالی وجود داشته است، تنها به درد اقناع افکار عمومی طرفداران جناح دوم خرداد میخورد وگرنه آنها خود به خوبی میدانند که دیپلماتهای کشورهای مختلف، اظهار نظر بعضی سران جبهه دوم خرداد را مواضع رسمی نمیدانستند و به آن توجه نمیکردند.
گاه اتفاق میافتاد که وزارت امور خارجه، دیدگاهی را در مذاکرات بیان میکرد و در همان حال، اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس در ملاقات با سفیران کشورهای اروپایی، حرفهای دیگری میگفتند. شاید جناح دوم خرداد گمان میکرد به این ترتیب، دارد با اروپا بازی میکند! حال آن که طرف مقابل، اصلا چنین تصوری نداشت. اظهارنظرهای جسته و گریخته دیپلماتهای غربی در دیدار با برخی مقامات کشورمان در آن زمان و نیز مندرجات برخی مطبوعات اروپا و آمریکا در این زمینه نشان میدهد که آنها در پی آن بودهاند تا از این اختلاف نظرها و در جهت اعمال فشار بیشتر به ایران و در راستای منافع خود بهرهگیری کنند.
دولت احمدینژاد این خصوصیت را داشت که در اعلام مواضع در خصوص مساله هستهای از پراکندهگویی فاصله گرفت و یکدستی را جایگزین وضعیت آشفته پیشین کرد. هم اکنون دیگر هیچ عضو کمیسیون سیاست خارجی مجلس به خود اجازه نمیدهد پشت درهای بسته با فلان مقام اروپایی، حرفهایی بزند که از افشای آن واهمه داشته باشد. کاری که 2 سال پیش، دست کم یک بار شاهد آن بودیم و محسن میردامادی، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس ششم درباره آن توضیح قانعکنندهای نداد.