قاسم غفوری
در حالی که اشغالگران به بهانه برقراری دموکراسی پای به عرصه عراق نهادند، دیری نپایید که آنها دریافتند ، توانایی برقراری ثبات و امنیت را در این کشور ندارند، لذا برای توجیه اقدامات خود و نیز سرپوش نهادن به ناکامیها، اتهاماتی را مبنی بر دخالت همسایگان در بحران امنیتی مطرح نمودند که در این میان دو کشور ایران و سوریه را محور ادعاهای خود قرار دادند.
آنچه در ادامه سیاستهای خصمانه و البته تکراری مقامات غربی علیه ایران در قبال تحولات عراق قابل تامل است، تشدید این اتهامات از سوی بسیاری از مقامات بریتانیا در طی روزهای اخیر میباشد. چنانکه تونی بلر در دیدار با جلالی طالبانی، ایران را متهم به دخالت در ناآرامیهای عراق نمود و استراو برخی نمایندگان مجلس نیز در روزهای پیش از آن این ادعاها را تکرار کرده بودند. این موضعگیریای خصمانه علیه ایران در حالی صورت میگیرد که:
1- شواهد و مدارک موجود حاکی از این واقعیت است که از ابتدای جنگ عراق، دولتمردان انگلیسی بودند که با هماهنگی و همسویی با دروغپردازیهای آمریکا در رابطه با تسلیحات هستهای عراق، جنگ خونباری را علیه این کشور به راه انداختند و خود آنها بارها اعتراف نمودند که با دروغ جنگ عراق را شروع کردهاند.
2- دولت بلر به دلیل سیاستهای نادرست در عرصه داخلی با مشکلات عدیدهای مواجه میباشد، بگونهای که آینده سیاسی وی در پست ریاست حزب کارگر و حتی نخستوزیری را تحت الشعاع قرار داده است. از سوی دیگر افکار عمومی جهان نیز وی را همچون جرج بوش، تهدیدی بزرگ برای صلح و امنیت جهانی میداند و خواهان پایان دولت وی هستند.
3- تحولات هفتههای اخیر در بصره و رسوایی دو جاسوس انگلیسی که با لباس مبدل سعی داشتند تا میان اقوام عراقی تفرقه افکنند و نیز بر ملا شدن سیاست این کشور در شنود مکالمات مقامات بصره، برگ دیگری از جنایات لندن در عراق را آشکار ساخت، در حالی که کشتار مردم بیدفاع، رفتارهیا ضدانسانی در زندانها، اهانت به مقدسات دینی، فساد اخلاقی انگلیسیها در عراق را نیز باید به این مقوله افزود.
4- دولتمردان انگلیس که سعی داشتند تا از قبل پرونده هستهای ایران بار دیگر خود را قدرتی مهم در برقراری به اصطلاح امنیت جهانی معرفی و به عبارتی دیگر با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و یا واداشتن تهران به پذیرش خواستههای غیرواقعبینانه اروپا و آمریکا از تهران و حتی مجامع جهانی امتیازتی کسب کنند، از یک سو عدم پذیرش قطعنامه شورای حکام از طرف ایران و تاکید آن بر استمرار فعالیتهای صلحآمیز هستهای که با حمایت گسترده ملت همراه میباشد و از سوی دیگر شکست بریتانیا در همسو نمودن نظرات چین و روسیه علیه ایران، شکستس بزرگ برای لندن در عرصه بینالمللی محسوب میگردد.
5- واقعیت آن است که عراق برای آمریکا که متحد اصلی بریتانیا است، به باتلاقی غیرقابل خروج مبدل گردیده است که حاصل آن افزایش مخالفتها و انتقادات افکار عمومی ایالات متحده از دولت بوش و عدم حمایت آنها از طرحهای وی میباشد. در عرصه سیاست خارجی نیز مجامع جهانی و سایر کشورها، آمریکا را متجاوزی زورگو میدانند که صرفا در راستای سیاست جنگطلبی گام برمیدارد. در همین حال گسترش بحران امنیتی در عراق و ناتوانی اشغالگران در مهار آن چالشی دیگر برای بوش قلمداد میشود. برهمین اساس بریتانیا با همسویی با مقامات کاخ سفید علیه ایران در تلاش است به نوعی، بوش را از این بحرانها رهایی بخشند.
با توجه به آنچه ذکر شد به روشنی میتوان دریافت که دولتمردان بریتانیا این روزها با چالشهای بسیاری در عرصه ساست داخلی وخارجی مواجه هستند که میتواند پایاندهنده حیات سیاسی حزب کارگر و شخص تونی بلر باشد، برهمین اساس آنتها تلاش میکنند مگر با تکرار اتهامات بیاساس خود مبنب بر دخالت ایران در تحولات عراق از یک سو ساستهای خود را توجیه نمایند و از سوی دیگر افکار عمومی را از ناکامیها و شکستهای خود در داخل و خارج بریتانیا، منحرف نمایند تا بدین وسیله بتوانند از میزان انتقادات به دولت بکاهند. والا اظهارات و مواضع صریح دولتمردان عراق به خوبی آشکار میسازد که ایران هیچ نقشی جز برادری و همسویی با دولت و ملت عراق در این کشور ایفا نمیکند چنانکه طالبانی در کنفرانس خبری بابلر، و در برابر مواضع خصمانه او به صراحت اعلام نمود که روابط ایران و عراق صمیمانه و دوستانه میباشد و ایران یکی از مهمترن همپیمانان و حامیان ملت عراق قلمداد میگردد.
در نهایت و با عنایت به آنچه ذکر شد میتوان گفت که اظهارات مقامات انگلیسی علیه ایران نه براساس واقعیات و مدارک بلکه صرفا برگرفته از ترکیبی از خیالپردازیها و اوهام و سیاستهای خصمانه آنها از گذشته تاکنون آنها از گذشته تاکنون علیه ایران میباشد. چرا که از یک سو آنها تاکنون هیچگونه مدرک و دلیلی جز صحبتهای خود برای اثبات ادعاهایشان ارائه نکرده و از سوی دیگر مقامات عراقی بر حسن نیت ایران تاکید و خواهان گسترش مناسبات با آن گردیدهاند. لذا به صراحت میتوان گفت که امروز بریتانیا از روی ضعف و ناچاری و صرفا برای سرپوش نهادن بر ناکامیهای خود، افکار عمومی را به سمت ایران منحرف مینماید تا در سایه این امر بتواند چند روزی از انتقادهای افکار عمومی علیه خود و همپیمانانش آمریکا دور بمانند در حالی که فراموش کردهاند که دیگر جهان حمایت و همسویی روباه با گرگ را پذیرا نمیباشد و آنها هر دو منفور جهانیان میباشند.