به بهانه آغاز ششمین سال تاسیس روزنامه همبستگی، نگارنده در این سرمقاله با نگاه استراتژیک به جایگاه ویژه رسانههای مستقل و روزنامه همبستگی که در همین گروه قرار دارد، میپردازد. کتاب و مطبوعات، فرهنگ مکتوب و ماندگار هستند که نسلهای متوالی میتوانند از آن بهرهمند شوند. در مقابل آنچه توسط رسانههای صوتی و تصویری منتشر میشود، هرچند آثار آنی آنها بسیار فراگیر است، اما به زودی اثرشان از ذهنها پاک میشود، به همین دلیل صاحبنظران علم ارتباطات بر این باورند که تاثیرگذاری رسانههای مکتوب هرچند محدود است، اما در بلندمدت نسبت به رسانههای شفاهی تاثیرگذارتر میباشد.
اولین تجربه روزنامهنگاری در آمریکا در «کالج واشنگتن» در سال 1869 میلادی، در انگلیس تاسیس «انستیتوی روزنامهنگاری» در سال 1890 و در ایران با ایجاد «سازمان پرورش افکار» که هدفش آموزش روزنامهنگاری بود به سال آخر سلطنت پهلوی اول مربوط میشود. غرب بیش از هر جای دیگر دنیا به نقش و تاثیرپذیری رسانهها آگاهی یافت و با این ابزار از غفلت کشورهای جهان سوم استفاده کرد و نوعی امپریالیسم رسانهای و خبری را بر این کشورها تحمیل نمود. غربیها به ویژه صهیونیستها انحصار خبری را در قرن بیستم در قبضه خود گرفته و تاکنون آن را در اختیار دارند. غرب با به راه انداختن جنگ روانی از طریق رسانهها، نخست مشروعیت و ناکارآمدی ساختاری اردوگاه شرق و سپس مقبولیت آن را آماج حملات خود قرار داد.
این هجوم آن قدر سازمانیافته و جدی بود که زمینه را برای فروپاشی رقیب اصلی آمریکا در دنیا هموار کرد. غربیها در دهه 90 میلادی با استفاده از همین حربه حریف را پیروزمندانه از میدان به در کردند و با گسترش اتحادیه اروپا به سمت شرق خود را جایگزین اتحاد جماهیر شوروی کردند. این پیروزی از آمریکا قدرتی بلامنازع ساخت. این کشور قصد دارد در خلاء رقیب، مناسبات یک جانبهگرایی را بر دنیا به ویژه خاورمیانه بزرگ تحمیل کند.
شواهد نشان میدهد آنچه رسانههای فراملیتی غرب درباره اردوگاه شرق در دهههای 80 و 90 میلادی انجام میدادند در حال حاضر با شدت بیشتری نسبت به ایران انجام میگیرد. روی کار آمدن دولت جدید که به زعم غربیها، تندرو محسوب میشود بهانهای به دست این رسانهها داده است تا حملات خود را بر ایران دوچندان کنند. اگر ما نتوانیم با امواج توفنده رسانهها که ایران را محاصره کردهاند مقابله کنیم، بعید نیست آنچه در آنجا اتفاق افتاد دیر یا زود در اینجا نیز تکرار شود، اگر متوجه این خطر باشیم، باید هم رسانههای موجود را تقویت کنیم و هم به فکر تاسیس رسانههای فراملی تاثیرگذار باشیم. زیرا مقابله با جنگ روانی رسانهها جز از طریق رسانههای تاثیرگذار و دارای مقبولیت که در عین حال زبان گویای ملت باشند، امکانپذیر نیست. تجربه برخورد با مطبوعات را میتوان در همین راستا ارزیابی کرد و اگر خطر درک میشود باید فضای کنونی برای نوشتن و نهراسیدن، بیش از هر زمان دیگری باز شود. برعکس، هر نوع اعمال فشار، کنترل و یا تحدید رسانهها، اقدامی به نفع رسانههای قدرتمند غربی است. داشتن رسانه خوب، باعث کاهش توجه مردم به رسانههای بیگانه گردیده و این چنین رسانهای نوعی پشتوانه برای پایداری جامعه محسوب میشود.
آیا روزنامهها و روزنامهنگاران قادرند بر افراد، سازمانها، احزاب و فرآیندها تاثیر بگذارند یا خیر؟ آیا «دانستن» بر نگرشها، ارزشها، افکار و الگوهای رفتاری ما تاثیرگذار است؟ پیامهای مکتوب به خودی خود میتواند هیچ تاثیری دربر نداشته باشند.
آنچه این پیامها را تاثیرگذار میکند برمیگردد به نقش نویسندگان و نحوه پردازش و جهتگیری که هر پیام مکتوب میتواند به خواننده القا کند. از همه مهمتر اگر یک روزنامه یا یک نویسنده پیامهایی را برجسته کنند و یا این که بر آن اصرار ورزند و دلایل قانعکننده برای شدن آنها به خواننده ارایه کنند چنین پیامی بیتردید تاثیر خویش را به صورت مثبت یا منفی در سطح وسیعی برجای میگذارد. هدف روزنامهنگاری پرداختن به رویدادهای مهم اجتماعی و عبور از رویدادهای کم اهمیت و بیارزش است. رسانهها استعداد فوقالعادهای در اجتماعی کردن حوادث خرد و کلان دارند. اگر از این منظر به رسانهها بنگریم آنگاه درمییابیم رسانهها مناسبترین وسیله برای نظارت بر عملکرد حاکمان و بهبود امور و دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
دولتهای دموکراتیک نقش مطبوعات مستقل را برمیتابند، در مقابل دولتهای غیردمکراتیک فعالیت رسانهها را کنترل و محدود میکنند و از میدان دادن به آنها برای پرداختن به کنشهای اجتماعی سازمانیافته که در هر جامعهای کم و بیش وجود دارد، خودداری مینمایند. برخی رسانهها درباره بعضی رویدادها برای رسیدن به اهداف سیاسی آنقدر بزرگنمایی میکنند تا یک رویداد به ظاهر کوچک به موضوع مهم بینالمللی تبدیل شود.
رسانههای غربی به حادثه سرنگونی هواپیمای 747 پان آمریکن که در سال 1988 بر فرار لاکربی اسکاتلند سرنگون شد آنقدر پرداختند تا سرانجام سرهنگ قذافی را به تسلیم شدن وادار کردند. قذافی مغلوب جنگ رسانهای شد و به ناچار عاملان بمبگذاری را به غربیها تحویل داد!
نمونه دیگر مربوط میشود به سرنگونی یک هواپیمای هندی در سواحل ایرلند که احتمالا کار تروریستها بود و رسانهها بر خلاف مورد اول به آن نپرداختند!
همین رسانهها به سرنگونی یک فروند هواپیمای مسافربری ایرانی که توسط آمریکا برفراز خلیج فارس سرنگون شد و 290 شهروند بیگناه جان باختند یا اصلا نپرداختند و یا از کنار آن آگاهانه عبور کردند!
رابطه عشقی بیل کلینتون رییسجمهور سابق آمریکا با مونیکالوینسکی هرچند یک مساله فردی و شخصی بود، اما تعارض حزب جمهوریخواه با او سبب شد تا رسانههای آمریکایی در سطح گستردهای به آن بپردازند تا شاید زمینه سقوط کلینتون را فراهم کند، هرچند این رسانهها به هدف خود نرسیدند، اما توانستند کلینتون را به اتهام سوءاستفاده ازموقعیت، روانه دادگاه کنند و او به خاطر کتمان حقیقت محاکمه شد. رسانههای جدی، انتقالدهندگان ارزشها، زدودن ناهنجاریها و از همه مهمتر گفتن واقعیتها هستند. مایکل پرتر دانشمند، استاد مدیریت و استراتژیست بنام آمریکایی میگوید: «همیشه سعی نکنید اول باشید، بلکه بکوشید تا از دیگران متمایز باشید.» امروز همبستگی وارد ششمین سال فعالیت خود میشود. این روزنامه پنج تجربه تلخ و شیرین با خود به همراه دارد. در سال جدید ما سعی نمیکنیم به گفته مایکل پرتر اول باشیم، بلکه خواهیم کوشید در سال ششم، همبستگی را متمایز از دیگر رونامهها در دستهای خوانندگان قرار دهیم. رسالت ما ماندن در چرخه تولید خبر با نگاه عمیق به واقعیتهای جامعه خودمان و درک مناسبات جهانی است و این رسالت را از طریق ارایه تحلیلهای واقعی، ترجمه بهترین مقالات نشریات معتبر، تلاش برای خوب قلم زدن و در خدمت مردم بودن است. این وظیفه را با یاری خداوند و حمایت خوانندگان تا آنجا که بتوانیم، ادامه میدهیم. انتظار داریم همه کسانی که تعلق خاطری به این روزنامه دارند و آن را از نظر میگذرانند با مطالعه همبستگی، نظرات خود را به ما منتقل کنند و با نکتهسنجی ما را در پویاتر و حرفهایتر کردن روزنامه یاری نمایند.
هنر همبستگی ماندن بر مشی اعتدال و پای فشردن بر دفاع از حقوق شهروندان است. این روزنامه تریبونی است برای کسانی که سخنی برای گفتن و اندیشهای برای نوشتن دارند.
امید آن که فردا و فرداها بهتر از دیروز و امروزتان باشد.