غلامحسین دوانی / عضو شورای عالی جامعه حسابداران رسمی ایران
از زمان فروپاشی عثمانی شیخنشینها و امیرنشینهای منطقه خلیجفارس که مدتها کارگزار حکومت ایران در منطقه به شمار میرفتند، اعراب به طور کلی و به ویژه حکام مناطق عربنشین «ایران عجم» را همچون خاری در چشم میپنداشتند و بنابراین چه حکام سرسپرده عرب و چه به اصطلاح رهبران ملیگرای عرب که پرچم «پان عربیسم» را به دوش میکشیدند با دولت وقت ایران دلخوش نداشتهاند. سیاستهای شاه نیز که عمدتاً بر حفظ منافع غرب در منطقه بود این خصومت دیرینه را دامن میزد اما به هر حال یک واقعیت انکارناپذیر رقیب بالقوهای به نام «اعراب بادیهنشین امیرنشین» در حول و حوش کشور قرار داشت. از طرف دیگر دولت عثمانی سابق و ترکیه بعدی یکی از علل فروپاشی خود را همداستانی ایرانیها با جبهه غرب در دو جنگ اول و دوم میدانستند و به همین علت ترکها نیز دلخوشی از قدرتمندی ایران نداشتهاند. کشور پاکستان که تاریخ آن حداکثر به یکصد سال اخیر بازمیگردد و خود بخشی از خاک پهناور هندوستان محسوب میشده در راستای حفظ منافع ملی و مرزی خود از مدتها پیش چشم طمع به افغانستان و بخشهایی از شرق خاک ایران داشته که وجود یک دولت مقتدر و قدرتمند در ایران این چشم حریص را کور کرده بود. نگاهی واقعبینانه به تاریخ کشور به ویژه از اواخر دوران نکبتبار قاجار (که متاسفانه اخیراً گروهی درصدد آرایش چهره کریه ذات اقدس همایونی ناصرالدین شاه برآمدهاند) تاخت و تاز به سرحدات مرزی کشور شدت یافت به طوری که بخشهای زرین شمالی آن به علت بیعرضگی، زنبارگی و برقراری نظام شبانی عشیری به زیر سلطه تزارها رفت و گوشهای از بخش جنوبی (بحرین و...) و تکهای از بخش شمال شرقی (افغانستان) نیز به یغما رفت اما با همه این اوصاف آنچه که در سالهای 1970 به بعد در منطقه روی داد حکایت از حضور قدرتمند ایران در مراودات سیاسی خلیجفارس و حتی اقیانوس هند بوده است. نگاهی به برخی از کتابهای خاطرات صاحب منصبان رژیم گذشته حاکی از نکاتی است که داعیه برتری ایران در منطقه را به اثبات میرساند.
در این میان دولت فخیمه انگلستان که همه سرزمینهای امیرنشین عربی استقلال خود را مدیون کرامت او میدانستند با همداستانی آنان درصدد بوده و هستند که شان و منزلت ایران به یک جایگاه منطقهای بینالمللی افزایش نیابد که بیشک همسایگی روسها نیز در این میان مزید بر علت بوده است. بررسی وقایع نیم قرن اخیر نشان میدهد که اختلافات درونی کشورها و امیرنشینهای عربی منطقه بیشمار بوده به طوری که امرای کشورهای خلیجفارس شاه را به عنوان «عموی بزرگ» یاد میکردهاند و جهت رفع اختلافات به وی مراجعه میکردهاند. (نگاه کنید به کتاب خاطرات امیراسدالله اعلم). شاه نیز براساس منافع ویژه منطقهای خود کوشش داشته تا از این بازی استفاده کامل نماید. حمله عراق به ایران که در واقع «سناریوی همگانی اعراب خلیج همیشه فارس» علیه ایرانیها بود پس از هشت سال مقاومت درهم شکست و اسطوره قهرمانان عربی هماکنون در سردابهای جنگی آمریکا در اسارت به دنبال سرنوشت رقتبار خود میباشد.
در این که ایران کشوری است که با امیرنشینها و حکام عرب خلیجفارس تفاوتهای ماهوی و بنیادین دارد جای هیچگونه شکی وجود ندارد زیرا ایران نوزدهمین کشور جهان از نظر تولید ناخالص داخلی (477 میلیارد دلار به قیمت جایگزینی، در پایان سال 2004) با رشد اقتصادی حدود 6 درصد و 20 میلیون نیروی کار فعال شاغل که چهارمین صادرکننده نفت جهان (2200000 بشکه در روز) و پنجمین تولیدکننده نفت جهان (3804000 بشکه در روز)، دارای پنجمین ذخایر نفت جهان (3/94 میلیارد بشکه) و دارای سومین ذخایر گاز طبیعی جهان (8/24 میلیارد متر مکعب) و هفدهمین کشور جهان از نظر جمعیت (69 میلیون نفر) هستیم که این خصوصیت در بین هیچ یک از کشورهای منطقه به ویژه شیخنشینهای عربی منطقه وجود ندارد.
جالب این که براساس آمارCIA از پایگاههای اطلاعاتی وابسته به بانک جهانی (این پایگاه ارتباطی با سازمان CIA ندارد) تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2004 که معادل 477 میلیارد دلار به قیمت جایگزینی بوده از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورها (امارات ـ کویت ـ عراق ـ عمان ـ لیبی ـ اردن ـ قطر ـ یمن) حدود 90 میلیارد دلار بیشتر بوده که این خود حکایت از تواناییهای بالقوه ایران در قیاس با همسایگان جنوبی است. جدول ذیل گویای وضعیت کشورهای خاورمیانه در این ارتباط است.
تذکر: تولید ناخالص داخلی به قیمتهای جایگزینی مستخرجه از وبگاه CIP.
نکته حایز اهمیت آن که براساس گزارش جدید صندوق بینالمللی پول تولید ناخالص داخلی به قیمتهای جاریدر سال 2005 معادل 203 میلیارد دلار بوده که به جز عربستان سعودی که معادل 4/394 میلیارد دلار بوده از کلیه کشورهای منطقه و عربی بیشتر است. مضاف بر آن که تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2006 معادل 243 میلیارد دلار برآورد شده، در حالی که سایر کشورهای عربی و همجوار ایران به شرح جدول ذیل خواهند بود.
بخشهایی از این قابلیت صرفاً در هندوستان وجود دارد که به لحاظ نظری هندوستان (و نه پاکستان) متحد استراتژیک ایران در منطقه خواهند بود. لذا آمریکاییها به خوبی آگاهند که کشوری با چنین خصوصیات ویژه بالقوه که میتواند به فعل درآید با توجه به راستای منافع مشترک چه در قبال حوزه امنیتی خلیجفارس و چه در مقابل کشورهای آسیای میانه و حضور یک کشور یکپارچه قدرتمند میتواند راهگشای حل معضلات منطقهای در قالب طرحهای خاص باشد.