تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۸۷۲
علی محمدی تودشکی استاد دانشگاه مقدمه: درباره عدالت و معانی و اصطلاحات آن در نزد صاحبنظران مختلف، همچنین ارتباط آن با آزادی و برابری، مباحثی از اینگونه سخنان بسیاری گفته شده که در این نوشتار در پی نقل یکی از مهمترین اقسام عدالت، عدالت معیشتی و حیاتی و به تعبیر دیگر عدالت اقتصادی هستیم که تاثیر بس ژرف و گسترده آن رد همه شئون مادی و معنوی زندگی انسانی و تعلیم و تربیت انسانها و رشد الهی ـ انسانی بشر شایان توجه است.

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرموده است: اگر در میان مردمان به عدالت رفتار شود، همه بی‌نیاز می‌گردند.(1)
در این حدیث به صراحت مراد الهی از اقامه قسط و اجرای عدل توسط حاکمان به صورتی عینی بیان گردیده حضرت امام موسی کاظم می‌فرمایند: خداوند هیچگونه مالی را رها نگذاشته، بلکه، آن را قسمت کرده است و حق هر صاحب حقی را به او داده است. خواص و عوام، فقیران و بینوایان و همه قشرهای مردمان و ... اگر در میان مردم به عدالت رفتار می‌شد همه بی‌نیاز می‌شدند.(2)
این احادیث علاوه بر این که عدالت معیشتی و اقتصادی را شامل می‌شود، صورت‌های دیگر عدالت را در بر می‌گیرد زیرا که ایجاد عدالت و اجرای آن به صورتی که جامعه از چنگال فقر رهایی یابد، باید بر شالوده‌هایی نیرومند استوار باشد و این شالوده‌های نیرومند جز با حضور عدالت در شئون دیگر اجتماع پی‌ریزی نخواهد شد به عبارت دیگر تا عدالت سیاسی ـ قضایی ـ اجتماعی و ... در جامعه‌ای و در زندگی مردم تحقق نیابد و دست استثمارگران جامعه از تملک اموال تکاثری و فرصتهای مهم اقتصادی کوتاه نشود، عدالت معیشتی در زندگی توده مردم تحقق نمی‌یابد.
در این خصوص تعلیمی از امام علی(ع) با این مضمون که تنها کسی می‌تواند مردمان را به راه حق وادارد که آنان را از راه باطل پرهیز داده و یا باز داشته باشد.(3)
این سخن قاطع، فریاد واقعیت است که تا مردمی به راه باطل روند، چگونه می‌توان آنان را به راه حق باز آورد؟ نخست ترک باطل، سپس روی آوری به حق. در زندگی و معیشت، تکاثر (افزون‌خواهی) اتراف (شادخواری و ریخت و پاشهای اشرافی مسئولان و مدیران یا گروهی خاص که مهلت دست‌اندازی و چپاول اموال مردم را به دست آورده‌اند باطل و حرام است و عدالت و برخورداری همگان از مواهب حیات و اجتماع حق است و تا باطل (تکاثر و اتراف) از میان برداشته نشود حق (عدالت و انصاف)، جایگزین آن نخواهد شد و این سخن آموزنده و تعلیم زندگی‌ساز و آموزه‌ حیات‌آفرین پیشوای مجسم حق و عدالت است؛ و در میزان تربیت اجتماعی و ساختن جامعه قرآنی و استوارداری مردمان و سامان‌دهی به حیات انسان و نشر رشد و تربیت در آفاق زندگی مردم بی‌مانند است، و نمی‌توان راهی دیگر جایگزین آن ساخت.
اهتمام به نگهداری زمینه‌های ایمانی و اصول اعتقادی به ویژه در نسل جوان امری است از اهم تکالیف که می‌‌تواند زمینه‌ساز چنین عدالتی باشد.
شیخ صدوق (م: 381ق) در کتاب اکمال‌الدین با سند حدیثی نقل کرده است از طریق امام جعفر صادق(ع) از پدران بزرگوار خود از پیامبر اکرم(ص) که آن حضرت به امام علی(ع) چنین فرمودند:(4)
ای علی! بدان مردمی در آخرالزمان خواهند آمد که دارای شگفت‌انگیزترین ایمان‌ها و استوارترین یقین‌ها هستند، مردمی که پیامبر(ص) را ندیده‌اند و حجت خدا نیز از نظر آنان پنهان است، با این وجود از راه نوشته و کتاب ایمان آورده و بر ایمان خود ثابت می‌مانند.
این حدیث نیز بر نقش تعقلی بودن مفهوم عدالت تاکید دارد که بسیاری از طریق کتب دینی این مفهوم را درک نموده و به آن پای‌بند هستند. پس یک روش مهم تربیتی و سازنده آن آگاه نمودن جامعه از طریق اطلاع‌رسانی است.
در حدیثی دیگر امام موسی کاظم(ع) می‌فرمایند:
عدالت را اجرا نتواند کرد، مگر کسی که آن را به بهترین وجه اجرا کند.(5)
یا عدالت را اجرا نتواند کرد، مگر کسی که آن را به بهترین وجه بشناسد.
ـ کسی که عدالت را به بهترین وجه اجرا نکند و از خویش ضعف نشان دهد یا تبعیض قائل شود یا از مخالفان عدالت به هراس افتد و... نمی‌تواند مجری عدالت باشد.
ـ کسی که عدالت را به بهترین وجه درک نکند و ابعاد آن را نشناسد و از عدالت قصور کامل و درستی نداشته باشد و خلاصه یعنی مجری عدالت بودن شرایط خاصی دارد و ساخته شدن از جهت آگاهی و ایمان و ... می‌طلبد.
عوامل و شرایطی را به عنوان مقدمات برپایی عدالت معیشتی می‌توان با توجه به احادیث و آیات مربوطه عنوان نمود.
1- جامعه دینی: جامعه‌ای که در آن مقتضیات رشد موجود باشد و موانع رشد برداشته شده باشد.
جامعه‌ای که در آن سلامت روانی و زمینه کار و فعالیت وجود نداشته باشد به رشد نمی‌رسد و سلامت روانی هنگامی تامین می‌شود که افراد یک جامعه از اضطراب و ناکامی و تعارض مصون باشند و رفع اضطراب روانی که مادر بیماری‌هاست و عوامل آن وجود تنش‌هایی است که آرامش روحی انسان‌ها را بر هم می‌زند همه در گرو اجرای عدالت است.
همچنین اهمیت علمی هر مکتب به اندازه امکاناتی است که بتواند برای رشد انسانها فراهم سازد.
2- اهمیت شناخت انسان: شناخت درست انسان و مقام و ارزش و کرامت انسانی نیز در راه تحقق بخشیدن به تربیت و عدالت نقشی به سزا دارد. شناخت دینی انسان همان است که در عهدنامه مالک اشتر آمده است که می‌گوید: انسانها دو گونه‌اند؛ برادران دینی و برادران هم نوع و هیچیک نباید تحقیر شوند یا مورد ستم واقع شوند. امام علی(ع) در جایی دیگر درباره حکومت اسلامی می‌فرماید:
حکومتی است که به هیچکس در آن ستم نرود، نه مسلمان و نه غیر مسلمان.
3- فهم زمان: در راه ایجاد مقتضیات رشد انسانی بشر و رسیدن به تربیت انسانها، فهم زمان اهمیتی مهم دارد؛ زیرا عالمان و مربیانی که زمان را بشناسند از تهاجم‌های گوناگون مصون می‌مانند و جامعه را مصون می‌دارند و چنین عالمانی تحت تاثیر جریان‌های ضد عدالت قرار نخواهند گرفت.
4- درک و شناخت مقصد انسان: شناخت انسان و مقصد زندگی او همان شناختی که در تعالیم قرآن کریم و حدیث آمده است لازمه راهبردی او به سوی رشد و سعادت و ایجاد عدالت است پس بدون شناخت صحیح بشر زندگی و نیازهای انسان نادیده گرفته شده و تفاوت‌ها و تبعیض‌ها رخ می‌نمایاند. در تعالیم معصومین(ع) نقطه اوج کمال انسان در تقوی دانسته شده و راه رسیدن به تقوی را نیز عدالت دانسته‌اند که (اعدلوا، هو اقرب للتقوی) و عدالت (6) رسیدن به جامعه منهای فقر است. چنانچه علی(ع) درباره کوفه تنها شهری که در اختیار او بود و از نفوذ عوامل گوناگون و مخرب مصون نبود فرمودند:
هیچکس در کوفه نیست که زندگی او سامانی نیافته باشد، پایین‌ترین افراد نان گندم می‌خورند و خانه دارند و از بهترین آب آشامیدنی استفاده می‌کنند.(7)
همچنین از موانع عدالت می‌توان به مشکل مکتب‌ها پس از رسیدن به قدرت در فهم نادرست از مکتب اسلام و بی‌اعتقادی و بیدادگری حکومت‌ها دانست.
فهم دین به صورت تکاثرگرایی که بر باد دهنده همه زمینه‌های عدالت و در نتیجه زمینه‌های رشد افراد و در نتیجه زمینه‌های دینداری و تدین در مردم و علی‌الخصوص در جوانان عزیز است و فهم جزیی دین یا فهم برخی از احکام دین بدون فهم اهداف دین مثلا احکام مالکیت! بی‌خبری از اصل بنیادی عدالت.