تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۸۹۰

اسماعیل همدانلو
مطالعه نیم‌قرن گذشته تاریخ توسعه نشان می‌دهد که مهم‌ترین رکن توسعه را مردم فهمیده و با انگیزه جوامع تشکیل می‌دهند و مسلم است که نیروی انسانی فهمیده و کمال یافته جزء از طریق آموزش‌های موثر و اثربخش ساخته ‌نمی‌شود. به همین دلیل باید بیش‌ترین سرمایه‌گذاری در ساخت و پردازش و نگهداری در حوزه نیروی انسانی انجام پذیرد تا فرهنگ و نوع نگرش و نظم‌پذیری و علاقه به پیشرفت و خلاقیت و کارآفرینی را بدنبال داشته باشد.
به علل مختلف تا کنون به رغم تلاش‌هایی که در مقاطع مختلف تحصیلی به عمل آمده، آموزش‌های ما خلاقیت‌ساز نبوده و بعضا خلاقیت‌ها را نیز خشکانده است. بهترین وقت جوانان ما در سطوح مختلف تحصیلی صرف حفظ کردن دروسی می‌شود که اغلب کاربردی نبوده و دانش‌آموز بدون رغبت و میل، یادگیری را اجبار تلقی کرده و با تعطیلی کلاس درس و مدرسه نفسی براحتی کشیده و به شادمانی می‌رسد! فراغ از تحصیل به معنی پایان یادگیری محسوب می‌شود و آن چه تحصیلکرده در اغلب رشته‌ها یاد می‌گیرد او را در حیات اجتماعی یاری نمی‌رساند.
باید پذیرفت نظام آموزشی ما نیازمند تحول اساسی کیفی و کمی است و تا این تحول انجام نپذیرد، نیروی انسانی به سرمایه انسانی تبدیل نخواهد شد.
یکی از ضعف‌های اساسی در کشور ما نبود روشنفکر تولیدکننده فکر و اندیشه ملی در زمینه‌های مختلف علوم اجتماعی است و به رغم گسترش فیزیکی مراکز آموزشی در بخش‌ها و شهرها کیفیت یادگیری و یاددهی اغلب نابسامان است. بخاطر همین ضعف در آموزش برای ساخت انسانها سرمایه‌ای است که سطوح مختلف جامعه به وسیله جوان و تحصیلکرده دیروز و مدیران امروز بیشتر سلیقه‌ای و سنتی اداره می‌شود و جوان تحصیلکرده امروز نیز که مدیر فرداست جز این یاد نمی‌گیرد و انتظاراتی که مردم در مقایسه با سایر جوامع دارند بر‌آورده نمی‌شود و نارضایتی عمومی ایجاد می‌شود.
افراد یک جامعه در صورتی امکان توسعه پیدا می‌کنند که در فضایی توسعه‌ای تعلیم ببینند و تربیت شوند. آموزش موثر افراد جامعه را متحول می‌سازد و در چارچوب فرهنگ و فلسفه زندگی موجود در جامعه شخصیت و ماهیت‌ها شکل می‌گیرد و بر اساس شکل و ساختار شخصیتی فرد و جامعه، نظم و انظباط و اخلاق و رفتار پدیدار می‌گردد و با تکرار آن نهادینه می‌شود. در چنین نظام تربیتی که فرد و جامعه هر دو در مسیر توسعه قرار گرفته‌اند مردم یاد می‌گیرند که چگونه فکر کنند! چگونه با هم ارتباط بر قرار کنند! چگونه همدیگر را درک کنند و از همدیگر بهره ببرند! و چگونه مسایل و مشکلات فی‌مابین را حل کنند! و چگونه پذیرا باشند که هر کس با ما نیست الزاما علیه ما هم نیست!
فرهنگ شکل گرفته از مناسبات توسعه‌ای فرد و جامعه است که به مردم می‌آموزد، نگرش علمی را به جای نگرش حجره‌ای و سنتی بکار گیرند و با حذف سلیقه از رفتارهای فردی و جمعی، یک نظام قانونی و اخلاقی هم‌سنگ با خواست اکثریت جامعه را پذیرا باشند و محترم شمارند.
زمانی که جامعه دارای افراد توسعه یافته و فرهنگی، توسعه‌ای و مسئولینی توسعه‌خواه شد تکنولوژی و منابع بصورت بهینه به خدمت گرفته ‌می‌شود و در غیر این صورت توان استفاده از منابع کاهش یافته و جامعه، توسعه نیافته باقی می‌ماند و تقلید از بهترین‌های دنیا نیز بدون زیرساخت‌های اجتماعی جز‌ آثار ظاهری حاصلی نخواهد داشت.
بزرگ‌ترین مشکل جوامع توسعه نیافته، بریدگی‌های فرهنگی و بعضا گسیختگی‌های فرهنگی است و این گسستگی‌ها،‌گسیختگی‌های داخلی را در جامعه ایجاد می‌نمایند و برآیند نیروها را مدام کاهش می‌دهد.
هدایت و اداره جامعه، امروز از جهتی دشوار و از جهتی آسان است، دشوار از این جهت که مرزها برداشته شده و رشد و توسعه محیر‌العقول ارتباطات فرهنگ‌ها و رفتارها و کردارها و اعمال را در همسایگی هم قرار داده و با روش‌های سنتی دیروز امکان اداره کردن جوامع و افراد امروزی میسر نیست.
و آسان است از این جهت که روش‌ها و راهکارهای تجربه شده‌ای برای اداره و هدایت افراد و جامعه شناخته و تجربه شده که با بکارگیری آن‌ها و فراهم سازی ارتباطات متقابل تاثیر‌گذاری‌ها و تاثیرپذیری‌ها میسر می‌گردد.
باید پذیرفت جامعه مایل به توسعه، نیازمند نهادهای علمی و خدماتی و اخلاقی است تا برخورد با مسایل و دشواری‌ها به صورت علمی و با بکارگیری نهادها و مشاورین آگاه و کارآمد و با نگاهی به تجارب دیگران صورت پذیرد.
مدیر و مدیریت و برنامه‌ریزی سرمایه انسانی در چنین جامعه‌ای معنی و مفهوم پیدا می‌کند. مدیر جایگزین رییس و مدیریت جایگزین ریاست و برنامه‌ریزی جایگزین هر چه پیش‌ آید، خوش آید می‌شود.
در جامعه توسعه یافته وظیفه مدیر ایجاد فضایی است که بروز خلاقیت‌ها و کارآفرینی‌ها و اعتماد به نفس‌ها در آن شکل می‌گیرد و مدیریت استفاده بهینه از سرمایه‌های انسانی و مادی برای رسیدن به منفعت تعریف می‌شود.
و برنامه‌ریزی نیروی انسانی انتخاب مناسب‌ترین فرد برای مناسب‌ترین کار در مناسب‌ترین زمان خواهد بود.