علی شکوهی
استراتژیستهای آمریکایی در هنگامه جنگ سرد، بر طبل دموکراسی و حقوق بشر میکوبیدند تا رقیب. شوروی کمونیست. را تحت فشار افکار عمومی قرار دهند و به عنوان توتالیتاریستهای مخالف جامعه باز، منزوی سازند. در عین حال، سیاستمداران کاخ سفید دایما به یکدیگر یادآور میشدند که طرح این مفاهیم، جنبه ابزاری دارد و نباید وفاداری به ارزشهای انسانی همچون حقوق بشر، آزادی، حاکمیت ملتها، دموکراسی و مفاهیمی از این دست را به یک اصل ثابت تلقی کرد. به باور آنان، تامین منافع آمریکا در جهان، اصل راهنماست و اگر این موضوع، مستلزم چشمپوشی بر خشنترین روابط میان برخی حکومتها با مردم باشد، آمریکا باید چنین کند و با حمایت از دولتهای مستبد دوست، منافع خود را پی گیرد. در عین حال، باید این آمادگی هم وجود داشته باشد که دموکراتیکترین دولتها نظیر حکومت آلنده در شیلی یا دولت ملی مصدق در ایران، با کودتای آمریکاییان سرنگون شوند تا باز هم منافع واشنگتن تامین شود. بر همین اساس، سیاستمداران آمریکایی بر این باورند که معلم اخلاق نیستند تا مومنانه به مفاهیم اخلاقی پایبند بمانند، بلکه سیاستمدارند و فقط به منافع خود میاندیشند، ولو آن که تامین این منافع با نادیده گرفتن تمامی اصولی اخلاقی، میسر باشد.
این رویکرد، همچنان تعیین کننده رفتار آمریکاییان در جهان است و به همین دلیل، دوستان واشنگتن در جهان هرگز به دلیل نقض حقوق بشر یا دموکراتیک نبودن نظام سیاسی، مورد انتقاد و اعتراض آنان قرار نمیگیرند.
در حالی که دولتهای مردمی و مردمسالار نظیر جمهوری اسلامی به دلیل مخالفت با سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا، دایما مورد تهاجم قرار میگیرند و به مثابه ناقضان حقوق بشر، در مجامع گوناگون محکوم میشوند. استفاده ابزاری از دموکراسی و حتی دایهداری ایجاد نظامهای دموکراتیک و مردمسالار در خاورمیانه را نیز با همین رویکرد باید تحلیل کرد.
نکته پراهمیت و جالب توجه این است که آمریکای مدعی دموکراسی به دلیل نفرت مردم جهان از سیاستهای زیادهخواهانهاش، قطعا نمیتواند با نظامهای مردمسالار حقیقی کنار بیاید و تحقق دموکراسی در اغلب کشورهای جهان، به سود منافع ملی آمریکا تمام نمیشود. برای اثبات این ادعا میتوان دلایل نظری و شواهد عینی فراوانی برشمرد؛ اما مراجعه به چند نمونه مشخص در جهان و مشاهده نتایج انتخابات آزاد در کشورهایی چون افغانستان، عراق، ونزوئلا، بولیوی و... نشان میدهد که آمریکا، بازنده مردمسالاری حقیقی است و اراده هیچ ملتی در درازمدت به تایید سیاستها و رفتارهای حاکمان کاخ سفید تعلق نخواهد گرفت. پیروزی شیعیان مخالف آمریکا در عراق، کسب دو سوم کرسیهای لویه جرگه افغانستان به وسیله مجاهدین، انتخاب مجدد چاوز در ونزوئلا علیرغم سرمایهگذاری سنگین آمریکا برای کنار زدن وی و سرانجام پیروزی یک نامزد سرخپوست ضدآمریکایی در بولیوی، همگی شواهدی جدی بر آسیبپذیری آمریکا در مقابل دموکراسی حقیقی است.