تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۹۳۳

یوسف محسن‌زاده
اختصاص جایزه صلح نوبل به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و دبیرکل آن، محمد البرادعی، بیش از پیش این گفته رایج در مورد اهداف و انگیزه‌های سیاسی مؤسسه اهداکننده این جایزه جهانی را تأیید می‌کند. اگر منطق اهدای جایزه صلح نوبل را که عبارت از ترویج و اقدام جهت حفظ و پیشبرد صلح جهانی است، بپذیریم، جای این سوال است که البرادعی و آژانس تحت مدیریت وی، کی و کجا به حفظ صلح جهانی خدمت کرده‌اند و بعلاوه اینکه چگونه البرادعی و آژانس حاضر شدند این جایزه را بگیرند، در حالی که مردم جهان با زرادخانه مخوف و گسترده سلاح‌های کشتار جمعی که در مناطق وسیعی از جهان بویژه در آمریکا انباشته و ذخیره شده است، مواجه‌اند که هر لحظه امکان دارد از آن برای تامین منافع ملی کشورهای دارنده سلاح‌های هسته‌ای استفاده شود. این پرسش‌ها، البته ساده و ابتدایی هستند و خود البرادعی و سایر مدیران آژانس بخوبی از این موضوع مطلعند که تاسیس آژانس عمدتا به منظور تثبیت جایگاه کشورهای دارنده سلاح‌های هسته‌ای و منحصر ماندن اعضای باشگاه هسته‌ای جهانی صورت گرفته و از بدو تاسیس تا به حال، کاری جز حرکت در مدار خواسته‌ها و دیدگاه‌های کشورهای مسلط و تولیدکننده سلاح‌های هسته‌ای، بویژه آمریکا، انجام نداده است. علاوه بر این، تا آنجاییکه به مسایل و موضوعاتی مربوط می‌شود که در دستور کار این آژانس قرار دارد، باید گفت کارنامه چندان درخشانی که آنرا مستحق دریافت جایزه نوبل نماید، از خود نشان نداده است. مثلا این آژانس در موضوع عراق، تحقیقات و پژوهش‌های مبهم و تمام نشده‌ای را انجام داد که خود زمینه‌ساز حمله غیرقانونی آمریکا به آن کشور شد. علاوه بر این، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مانع از تکرار اتهامات بی‌پایه آمریکا در مورد وجود سلاح‌های هسته‌ای در عراق نشد و به نوعی در بهم ریختن ثبات و امنیت منطقه از طریق فراهم کردن بسترهای مناسب برای تهاجم آمریکا نقش ایفا کرده است.
از طرفی، مثال لیبی را در نظر بگیرید که ماموران آژانس برای نظارت بر انهدام تاسیسات هسته‌ای‌اش، در آن کشور حضور دارند. لیبیایی‌ها خود بطور داوطلبانه - و بعد از مشاهده سرنوشت صدام - از وجود تاسیسات هسته‌ای در کشورشان پرده برداشتند وبه مفتّشان و کارشناسان آمریکایی و بازرسان آژانس اجازه دادند که وارد کشورشان شوند. بنابراین در این موضوع آژانس فاقد نقش اساسی بوده است.
در مذاکرات کره شمالی نیز آژانس نقش ثانویه دارد. نقش اول را 6 کشور - آمریکا، روسیه، چین، کره جنوبی، ژاپن و خود کره شمالی - بعهده دارند و آژانس، اقدامات خود را به تبع توافق سیاسی این کشورها دنبال می‌کند و از این حیث، فاقد توانایی بروز ابتکار عمل جهت اقناع کشورها به صرفنظر کردن از برنامه‌های هسته‌ای خود می‌باشد.
در مورد پرونده هسته‌ای ایران نیز همین کم‌کاری و بی‌تفاوتی آژانس و تبعیت مفرط آن از دستور کار غربی‌ها و آمریکا مشاهده می‌شود. البرادعی حاضر نشد در گزارش خود از همکاری‌های روشن و آشکار ایران با بازرسان آژانس یاد کند و این امر، گرایش سیاسی وی را بیش از پیش اثبات می‌کند.
البته هدف از اعطای این جایزه، اعمال فشار سیاسی فزاینده علیه ایران برای پذیرش شروط غربی‌هاست. چنانکه جایزه سال گذشته نیز به همین هدف اعطا شد. اگر برنده پیشین جایزه نوبل، به اهداف خود دست یافته باشد، برنده فعلی این جایزه نیز می‌تواند اهداف دست‌اندرکاران موسسه اعطاکننده این جایزه را برآورده سازد!