* و آنچه چاپ نمیکنند؟
** اینها نتیجه سیاستهای عجولانهای که دولت جدید در طول یک ماه و نیم گذشته، در پیش گرفته است. آقایان فکر میکردند با توجه به اختلافنظرهای موجود در شورای حکام از یک سو، و مشکلاتی که اروپا و آمریکا دارند، از سوی دیگر، اگر جمهوری اسلامی یک موضع سیاسی قاطع بگیرد، غربیها قادر به انجام اقدامات جدی نخواهند بود.
* و این تحلیل اشکال داشت.
** رویداد اخیر نادرست این تحلیل را تایید کرد. در واقع سخنرانی آقای احمدینژاد در سازمان ملل، مصاحبهای که با سیانان و سایر رسانهها داشتند، تماما حکایت از این داشت که ایران تصمیم قطعی و نهایی خود را گرفته و این تصمیم هم غیرقابل تغییر است. خب، طبیعتا چنین موضعی، جایی برای چانهزنی باقی نمیگذاشت و کشورهای مختلف را به سمت اتخاذ موضعی قاطع و نهایی پیش برد. همین دلیل فکر میکنم کاری که آقای احمدینژاد و بعد آقای علی لاریجانی، انجام دادند، حداقل چندین ماه اروپا و آمریکا را به اهداف سیاسی خود نزدیکتر کرد. موضعگیری آقایان این بود که هر چه زودتر ماجرا را تمام کنند...
* تمام کنند؟
** همان سیاستی که آقای لاریجانی مطرح کرد، یعنی مرگ یک بار و شیون یک بار. تمام کردن به این معنا، و این موضعی دیپلماتیک نیست.
* و حالا در چه وضعی قرار داریم و دو ماه آینده چه اتفاقی میتواند بیفتد؟
** در یک تار عنکبوتگیر کردهایم هر حرکت عجولانه و دست و پا زدن میتواند وضعیت را بدتر کند. وضعیتی که اصلا نباید در آن قرار میگرفتیم. حالا متاسفانه دولت باید تصمیم سختی بگیرد. یا باید به سمت مقابله با تقریبا تمامی کشورهای دنیا برود، و یا بایستی کوتاه بیاید، که در هر دو حالت مشکلاتی خواهد داشت. به هر حال آقایان در کشور شعارهای تندی دادهاند، ولی هنوز هم به نظر من باید با مردم صحبت کنند و موضع عاقلانهای اتخاد کنند که در آن منافع ایران بیشتر تضمین شود.
* اما گفتیم که انگار بحث کردن ممنوع است، جز روزنامههای راست.
** بله متاسفانه فضایی شده که نه احزاب و نه متخصصان، نمیتوانند خیلی آزادانه صحبت کنند. اما از طرف دیگر روشنفکران ما نیز، به دلیل بیاطلاعی از مسائل فنی و مسائل مرتبط با قضیه هستهای، نمیدانند واقعا باید چه موضعی بگیرند. در حالیکه من فکر میکنم جامعه روشنفکری ایران باید هر چه سریعتر موضع خود را در ارتباط با این مساله روشن کند. به هر حال امروز، مخالفت با تسلیحات اتمی، نه فقط برای ایران بلکه برای همه دنیا، یک شعار بشردوستانه است و متفکران باید تکلیف خود را با آن روشن کنند.
* و چه باید کرد؟
** ادامه روشن اعتمادسازی با آژانس میتوانست کاری کند که ما به طور شفاف و روشن، چیزی که در پیشنهاد اروپاییها هم بود، از تکنولوژی صلحآمیز بهره ببریم. حالا هم باید به سمت مذاکره با دنیا برویم، باید سعی کنیم اعتماد جهانی را به دست آوریم، باید در داخل کشور یک حکومت قدرتمند متکی به رای مردم داشته باشیم.
* عملی است؟
** متاسفانه ما در این زمینه، وضعیت خوبی نداریم. امروز فضای دانشگاهی ما بسیار نگران است، این نگرانی به تدریج به جامعه هم سرایت خواهد کرد و...
* میگویند حکومت یک دست شده پس این چند صدایی متناقض چیست؟
** اگر این را در ارتباط با ماجرای اخیر میگویید که به نظر بیشتر ناشی از غافلگیری مسئولین سیاست خارجی است. تا روز قبل از صدور قطعنامه، به مخیله مسئولین سیاست خارجی هم خطور نمیکرد که با این وضعیت روبهرو شوند، در حالیکه کاملا قابل حدس بود که این روند به کجا ختم میشود. اما آقایان، به سخن دیگران توجه نکردند.
حاکمیت ممکن است، صدای مخالف را خاموش کند، ولی در آن صورت تصمیمگیریهایش بسیار پرمخاطره و اشتباهآمیز خواهد بود. در چنین شرایطی حتی اطلاعرسانی به تصمیمگیرندگان نیز از کانالهای محدود انجام میشود، که نتیجهاش را امروز میبینیم.