* منشور: با تشکر از حضور میهمانان ارجمند در این میزگرد که در آغازین روزهای بهار تعلیم و تربیت و بازگشایی مدارس برگزار میشود، باید توجه داشت دو مقوله "آموزش" و "پرورش" همواره جزو زیربناییترین و البته بحثانگیزترین مباحثی بوده و هستند که از ابعاد مختلف مورد توجه بشر و صاحبان فکر و اندیشه بوده است.
از ارایه نظریات مختلف در باب نظامهای آموزشی گرفته تا تدوین مکانیسمهای تربیتی و پرورشی که با توجه به فرهنگها و ایدئولوژیهای متفاوت طراحی شدهاند همه و همه گویای اهمیت راهبردی این مساله کلان است. قطعا ما در یک میزگرد اینچنینی نمیتوانیم از همه ابعاد وارد بحث شویم و در آخر به نتایج و جمعبندی مشخصی برسیم لذا مناسب است یک محور را موضوع قرار دهیم.
بنا به پیشنهاد آقای مهندس آقاخانی که طرح پایلوتی هم در باب مکانیسم ارزشیابی عملکرد نظام آموزشی کشور (معلمان، دانشآموزان و...) دارند ما بر روی همین موضوع بحث را دنبال خواهیم کرد که البته در میان بحث میتوانیم سایر آرا و نظرات را مطرح کنیم.
** آقاخانی: واقعا در مقولات فرهنگی دغدغههای زیادی داریم. نگرانیها و دغدغههایی که شخصی و گروهی نیستند و ما صرفا از روی احساس نیاز و علاقه به سرنوشت حال و آینده ملت و کشورمان است که دور هم جمع میشویم و این طور مباحث را دنبال میکنیم. بحث کردن حول قضیهای مثل آموزش و پرورش که در برگیرنده مجموعهای 15 میلیون نفری است و حدود یک میلیون معلم و مدیر و ... در کنار این فرایند مهم یعنی آموزش و پرورش مشغول فعالیت هستند، بسیار پیچیده است.
خود ما هم خواسته و ناخواسته در واقع محصول و دستپرورده همین آموزش و پرورش هستیم و فرزندان و اعضای خانواده ما هم نوعی همگی در همین مجموعه و فرآیند قرار میگیرند. به هر حال با اینکه افکار بزرگی پشت سر این قضیه قرار دارد اما نمیخواهیم موضوع را خیلی کلان طرح کنیم که نتوانیم به قضاوتی جامعنگرانه دست یازیم. آن چه که میخواهیم بحثش را امروز باز کنیم در حقیقت بخشی از پازلی است که من در ذهن خودم ساختهام و براساس این تصویر بزرگ، یک راهکاری را ارایه دادهام که در صورت عملیاتی شدن میتواند نقش تعیینکنندهای در حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این مملکت داشته باشد.
البته این شاید در وهله اول ادعای بزرگی باشد اما باید بگویم که تجهیزات و دستگاههایی که ما امروز تولید میکنیم، دستگاههای ورود سریع اطلاعات به کامپیوتر و OMR هستند که از آنها در نظرسنجیها و افکارسنجیها و آزمونهای تستی استفاده میشود جالب است بدانید ایران جزو 5 کشوری است که این تجهیزات را تولید میکند و قبل از ژاپن به این فناوری دست یافته است. ما امروز میتوانیم با استفاده از همین دستگاهها و ابزارها به علاوه خلاقیتها و برنامهریزی دقیق، به ارزشیابی فعالیتهای نظام آموزشی کشور بپردازیم.
به هر حال من از یک کانال کوچکی میخواهم وارد این حوزه شوم برای اینکه مساله زیاد گسترش پیدا نکند و شاخ و برگ پیدا نکند و با متغیرهای زیادی مواجه نشود که ما نتوانیم بحث را جمع کنیم. لذا ما تلاش میکنیم برای ایجاد یک نظام ارزشیابی بر عملکرد معلمان و مدیران که قابل مطالعه دقیق و عینی باشد.
خلاقی: پس شما از یک ابزار ارزشیابی صحبت میکنید؟
آقاخانی: ابزار شاید نتوان گفت، بلکه یک تفکر است. البته ابزار در قالب تفکر میتواند عینیت پیدا کند. به هر حال برای اینکه این مساله از موضوعیت و جذابیت خوبی هم برخوردار باشد باید سعی کنیم آن را از حالت خشک دولتی برهانیم. من دست روی مساله مردودین در نظام آموزش و پرورش گذاشتهام. هر سال بالای یک میلیون نفر مردودی داریم که حدود چهارصد هزار نفر از اینها فقط در مقطع اول دبیرستان قرار دارند. در سایر مقاطع هم به تفکیک آمار مشخص و دقیقی نداریم. هزینه این یک میلیون نفر با توجه به سرانه 18 هزار تومان برای هر دانشآموز، رقمی معادل 250 میلیارد تومان خواهد بود که بر ذمه خود دولت است و دولت ما متقبل میشود.
حالا در کنار این رقم، هزینه خود خانوادهها هم هست که صرف دانشآموز خود میکنند و در واقع میلیاردها تومان هم به اقتصاد خانوادهها لطمه میخورد. طبق تحقیقاتی که یونسکو کرده بود 50 درصد دانشآموزانی که یک بار مردود میشوند ترک تحصیل میکنند و 90 درصد آنهایی که دوبار مردود میشوند ترک تحصیل میکنند. یعنی این انتظار هست که ما هر سال 500 تا 700 هزار ترک تحصیلی داشته باشیم که درصد بالایی از اینها به دلیل بیکاری، به جمع بزهکاران و معتادان ما اضافه میشوند.
یعنی عملا از قبل همین مردودیها، مجموعا یک رقم قابل توجهی به آمار نابهنجاریهای جامعه افزوده میشود که از آن طرف لازم است هزینههایی را صرف کنیم تا پلیس و نیروی انتظامی ما با نیروی انسانی و ابزارهای بیشتر و پیچیدهتری به میدان مقابله و مهار این ناهنجاریها و شرارتها بیایند. پس میبینیم که همینطور زنجیرهوار، هزینههای هنگفتی به اقتصاد ملی وارد میشود که تبعات بسیار مخرب و پرمخاطرهای در پی دارد.
ما اگر بتوانیم جلوی این ریزش پر هزینه را در نظام آموزشی بگیریم، توانستهایم جلوی این خسارتهای اجتماعی را بگیریم، توانستهایم کارکرد یک مجموعه را کارآمد کنیم.
* منشور: حالا بفرمایید که آموزش و پرورش واقعا برای این معضل فکری کرده، برنامهای دارد؟ آموزش و پرورش چه اقداماتی میتوانسته یا میتواند انجام دهد تا این مساله را به نحوی زیربنایی حل کند. البته نمیگویم رقم مردودیها به صفر برسد ولی یک میلیون مردودی هم پیامهای معنادار و تاملبرانگیزی برای ما دارند...
** خلاقی: شما بحث ریزش آموزش و پیامدهای اجتماعی و آسیبهای اقتصادی که در پی دارد را مطرح کردید. البته آموزش و پرورش ماموریت بسیار گسترده و وسیعی دارد. هر کودکی که دنیا میآید در آموزش و پرورش برایش پروندهای باز میشود که قرار است 7 سال دیگر وارد چرخه تحصیل و آموزش و پرورش شود و حداکثر 12 سال در این چرخه حضور داشته باشد. در مورد امکانات و شرایطی که این کودک میخواهد باید از همان موقع برنامهریزی شود شامل معلم، فضای آموزشی، کتاب و محتوای درسی، روش و... که عوامل متعددی هستند.
در کنار اینها شما باید سیاستهای حکومتی و فرهنگی و انتظارات اجتماعی را نیز ملحوظ نظر داشته باشید. یعنی همه اینها در این برنامهریزی تاثیر گذارند. ما باید ببینیم که آموزش و پرورش با وضعیتی که دارد با چه نسبتی از امکانات به این شرایط رسیده که یک میلیون مردودی دارد؟!
* منشور: آقای دکتر خلاقی! شما فکر نمیکنید به تعبیر برخی از صاحبنظران علتالعلل این وضعیت همان پارادوکس و تناقضی است که بین سه حوزه مدرسه، جامعه و خانواده دارد؟! آیا این مطلب اصولا درست است؟
** خلاقی: البته ما دلایل و عوامل متعددی را میتوانیم در محاسبات خود منظور کنیم. به نظر من، ما باید از 2 نظر وارد بحث شویم: یکی اینکه با امکانات موجود به صورت بهینه عمل کردهایم یا نه؟ آیا ما با این امکانات میتوانستیم میزان مردودیها را تا صفر نزدیک کنیم یا نه؟ دوم اینکه اینگونه مسایل یک پژوهش جدی عمیق میطلبند که متاسفانه در کشور ما کمتر به آن احساس نیاز وجود دارد.
در بعضی کشورها حداقل هر 5 سال یک بار از نظام آموزش یک بازشناسی میکنند و نیروی انسانی ورزشها و برنامهها را بازخوانی میکنند تا نقاط ضعف و کاستیها را رفع کنند. هم محتوا و هم روش را باید هر از چندی بازخوانی کرد تا روحیه و گرایش اجزاء و ارکان نظام آموزشی را به کارآیی بیشتری رسانید.
آقاخانی: بحثی که میکنند اینکه آیا مواد درسی و کتب درسی موجود متناسب با نیازهای جامعه و توانمندیهای دانشآموزان هست یا نه؟ براساس ظرفیتهای دانشآموزان در ایران باید کتابها را تهیه و تدوین کنیم که نیاز جامعه را هم برطرف کند یا اینکه نه برای ما اهمیتی ندارد که نسبت به دانشآموزان و متغیرهای دیگر شناختی داشته باشیم بلکه ما نیازهایی در جامعه داریم که باید براساس آنها و برای برطرف کردن آنها مواد درسی و محتوای آموزشی را طوری طراحی کنیم که به آن اهداف برسیم؟
خلاقی: در واقع شما کارآمدی بیرونی نظام آموزشی را مورد سوال قرار میدهید. باید تاکید کنم که اولین گام در فرآیند تدوین کتب درسی، براساس نیازسنجی است. یک وقت نیازهای موجود را مدنظر قرار میدهیم و گاهی نیازهای آتی را، قبلا سیستم برنامهریزی درسی ما بیشتر تقلیدی بوده که از کشورهای پیشرفته اخذ شده است و خیلی براساس نیازسنجیهای بومی نبوده ولی در حال حاضر در مرکز مطالعات و پژوهشیها اینگونه محوریت پیدا میکنند که ما میخواهیم دانشآموزان را برای زندگی کردن تربیت کنیم و باید مهارتهایی را به آنها بیاموزیم که بتوانند در زندگی فردی و اجتماعی، مهارتهایی داشته باشند.
پس محتوا، یکی از عناصر برنامه درسی است. در گروه برنامهریزی درسی وزارت آموزش و پرورش، چند متخصص وجود دارد که ضمن اینکه با تخصصهای مختلف روانشناسی و علمی و... بحث میکنند، از تحقیقات میدانی و نظرسنجی نیز بهره میگیرند. آنها بررسی کردهاند که بالاخره ظرفیتهای ذهنی دانشآموزان در مقاطع ابتدایی و راهنمایی و متوسطه چیست؟ مراحل رشد این مساله چگونه است؟ روشهای دیداری و شنیداری به چه نحو باید به کار گرفته شوند؟ مسایل عینی و مسایل ذهنی هر کدام به چه طریق و از چه زمان باید در محتوا لحاظ شوند؟
و سوالاتی از این سنخ. همچنین این مساله وجود دارد که بعضا اتفاق میافتد به هدفهای آموزش صد در صد نایل میشویم و هر آزمونی که از دانشآموز گرفته میشود نمره عالی میگیرد اما وقتی وارد اجتماع میشود و مثلا به بانک میرود تا یک چک را نقد کند با مشکل مواجه است! آموزش مهارتهای اجتماعی و فردی خیلی مهم است به ویژه که نظام ارتباطات اجتماعی نیز روز به روز پیچیدهتر میشود.
فرآیند برنامهریزی درسی نه در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان تا حدود سالهای 1970 به شکل سنتی بوده که چند معلم دور هم جمع میشدند و یک کتاب درسی مینوشتند و خیلی نیازسنجیهای اجتماعی و بومی لحاظ نمیشد. تواناییها و ظرفیتهای دانشآموز لحاظ نمیشد و هدفگذاریها خیلی درازمدت و دقیق نبود.
آقاخانی: پس باید ما علت مردودیهای زیاد را در جای دیگر جستجو کنیم. اگر در تدوین کتب درسی و محتوای آموزشی، ظرفیتها و توانمندیها لحاظ شده و نیازسنجی شده پس چرا باز هم مشکل داریم؟ لذاست که نتیجه این میشود که بنا به گفته آقای دکتر خلاقی مشکل جای دیگری است.
خلاقی: این نکته را عرض کنم که الآن برنامههای درسی ما در مرحله اجرا، اصطلاحا اعتباربخشی میشوند، یعنی پس از اجرا، چند استان را به نحو نمونه و پایلوت ارزشیابی میکنیم و بازخوردها را میبینیم و نقایص و ابهامات را برطرف میکنیم، ارزشیابی پایانی هم داریم یعنی طرف قراردادی خارج از مجموعه آموزش و پرورش به نحو پروژهای مامور میشود تا به صورت آماری و تحقیقاتی و ارزشیابی وارد بحث شود و برنامههای درسی را ارزیابی کند و نتایج را به ما منعکس میکند.
البته رویکردهای مختلفی در مرحله نظر وجود دارد که وقتی به مرحله عمل میرسند بحثهای بعدی به دنبال خود میآورد. مشکل مردودیها از چند علت و معلول نشات میگیرد که من اذعان میکنم به نحو دقیقی کار کارشناسی در این خصوص نشده و باید امکانات و عوامل متعدد را بازشناسی کرد. اما آن چه که میخواهم بر آن تاکید داشته باشم اینکه لازم است برای به روز کردن نظام آموزشی، فرآیند اصلاح مستمر را پیادهسازی کنیم. یعنی دایم کار پژوهشی کنیم و مرتب اصلاح کنیم تا کاستیها به حالی برای وارد کردن هزینه به ساختارهای آموزش و پرورش ما به دست نیامدند.
آقاخانی: کسی که مردود شده یعنی کمتر از نمره 10 گرفته است. آیا موضوعات به کتابها گونهای است که با سطح فهم آن دانشآموز همخوانی نداشته یا اینکه نظام آموزشی نتوانسته، فرآیند موفقی از تعلیم و تربیت را به اجرا بگذارد؟
خلاقی: البته عوامل بسیاری در مردودی دانشآموز موثر بوده و شما منحصر به همین مسایل نکنید. قطعا بهره هوشی دانشآموز، مشکلات خانوادگی و فقر اقتصادی، امکانات آموزشی و فرهنگی محل تحصیل و مواردی از این دست در افت تحصیلی دانشآموزان موثر هستند. ما هر سیستمی را تعبیه کنیم به هر حال تا چند درصدی افت دارد و هیچ گریزی از آن نیست. حالا در یک سیستم اجتماعی دیگر نمیتوانیم بازده صد درصدی داشته باشیم و بازده، یک مساله نسبی است که عوامل خارجی بسیاری بر این مساله اثرگذار هستند.
* منشور: خب، تا این جای بحث در حقیقت ما آسیبشناسی کردیم و به نوعی از کاستیها گفتیم و شنیدیم. حالا پیشنهادات و راهکارها را برشمارید. مشکل در کجاست آیا ما در راهکارها درنگی کردهایم یا نه، یا اینکه راهکارهای اتخاذی مشخص است اما در مرحله عمل و اجرا به بنبست میخورند؟
** آقاخانی: به هر حال من فکر میکنم ما پدیده مردودین را میتوانیم کنترل کنیم و به روز کنیم و متوجه شویم که این معلم است یا دانشآموز که اشکال ایجاد میکنند؟ الآن معلم خودش درس میدهد، خودش هم آزمون میگیرد و خودش هم نمره میدهد و ارزشیابی میکند. حالا سیستم ارزشیابی ما با چه اعتبار و چه میزان از صحت سنجش میخواهد قضاوت کند که عملکرد فلان معلم یا مدیر درست و عمیق بوده است؟!
البته نمیخواهم خدای ناکرده سوءتفاهمی پیش بیاید اما اگر مکانیسمی برونسیستمی در آموزش و پرورش باشد که به نحوی دقیق، قابل اطمینان و کارآمد و مستمر به ارزشیابی نظام آموزش کشور بپردازد و با تشویق و تنبیه، انگیزهها را در مراقبتهای ویژه از دانشآموزان کماستعداد یا به اصطلاح خودمان تنبل بالا ببرد تا از سلیقهزدگی و... بکاهد. من فکر میکنم ما مکانیسمی میتوانیم داشته باشیم که مستقل از معلم و مدیر مدرسه و نظام آموزش و پرورش بیاید دانستههای فرد را اندازهگیری کند تا ریزترین موضوعات مورد بحث.
اگر دانشآموزان مثلا مفهوم حجم یا شتاب یا معنای چهار تا واژه را نمیدانند مساله این قدر بزرگ نیست که او ترک تحصیل کند و برود به آمار بزهکارانی بپیوندد که هزار مشکل برای اجتماع و فرد درست میکنند. لذا مشکل خیلی کوچک است در وهله اول میتوان آن نقاط ضعف را برطرف کرد. ما باید معلم را وادار کنیم تا از عناصر در اختیار شناخت پیدا کند و البته در کنار این، ابزارهایی لازم است که دولت و نظام حکومتی باید برای آنها چارهاندیشی کند.
خلاقی: اساسا مکانیسم تشخیص نقطه ضعف، ارزشیابی است. اما باید بگویم که مطلب آقای مهندس درست است و سیستم بک فایل را در آموزش و پرورش داریم که تمام دادهها و اطلاعات سراسر کشور به صورت شبکه اینترنت بر روی آن قرار دارد. اما اینکه تا چه حد این سیستم توان ارزشیابی واقعی و درست را داشته باشند نکتهای است که از چند منظر میتوان به آن پرداخت.
* منشور: در مقام مقایسه با کشورهای دیگر آیا این پژوهش صورت گرفته که مکانیسم ارزشیابی آن کشورها به چه صورتی است؟ من فکر میکنم در نظام آموزش و پرورش ما که از ابتدای انقلاب به بعد نوعی تقلید از نظام آموزش کشور فرانسه است و براساس همان هم دارد ادامه پیدا میکند تغییر و تحولات و به روز کردنها خیلی دقیق و براساس همان نیازسنجیها که بحثش را داشتیم پیش نرفته است.
** خلاقی: سیستمهای آموزشی در کشورهای مختلف، با هم فرق میکنند. در کشورهایی مثل ایران، سیستم آموزشی متمرکز است و در برخی هم غیر متمرکز است. بدیهی است مکانیسمهای ارزشیابی در این دو نظام با هم تفاوت دارند. این نکته را بگویم که درست است نظام آموزشی ما برگرفته از فرانسه و آلمان است اما باز هم نظرات کارشناسی خودمان دقیقا اعمال شده است.
در نظامهای غیر متمرکز آموزشی، اصولا کتاب درسی به معلم و دانشآموز نمیدهند بلکه سرفصلها و سیاستهای درسی را به معلم و مدرسه میدهند و آنها خودشان براساس نیازهای منطقهای و استعدادهای دانشآموزان و ارزش و هنجارهای بومی، کتاب و و مواد درسی را مشخص میکنند. یعنی مثل دانشگاه، البته همین نظامهای غیر متمرکز هم با مشکلاتی مواجه شدهاند که آنها هم دنبال اصلاحاتی هستند.
آقاخانی: در مقام جمعبندی تاکید میکنیم باید یک نظام ارزشیابی برای کارآمدسازی سیستم آموزش و پرورش تعبیه کنیم.
* منشور: از جناب آقای دکتر خلاقی و جناب آقای مهندس آقاخانی و همچنین دوستان عزیز تحریریه که در این میزگرد با حوصله تمام شرکت جستند تشکر میکنیم.