تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۹۹۸

نصر عزیزی / عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی
کند و کاو در نقش احزاب در انتخابات به نوع نگاه افراد و جریانهای سیاسی بستگی دارد و این نگاه ناشی از چند چیز خواهد بود:
1. یک نگاه این است که حزب فعال در جمهوری اسلامی همان نقش را داشته باشد که دو حزب اصلی در آمریکا و یا انگلیس و یا فرانسه و سایر کشورهای غربی دارند. غافل از اینکه اینجا جمهوری اسلامی است و آنجا آمریکا، اینجا معیارها اسلام است و آنجا لیبرالی دینی، اینجا نظام منحصر بفرد ولایت فقیه است و آنجا هنوز درک درستی از این نهاد نوپای تعیین کننده نیست و صدها تفاوت دیگر.
2. نگاه دیگر این است که احزاب هر چه می‌گویند مردم اولاً باید بپذیرند و ثانیاً این را در راءی خودشان نشان بدهند. اگر چه این نگاه تا حدودی درست است، وی مطلق‌انگاری و ایده‌آلی و بدور از واقعیات خواهد بود.
3. از نگاهی دیگر برخی فکر می‌کنند پیام احزاب در اسرع وقت و در زمان دلخواه و مناسب به گوش همه آحاد مردم و طبقات و اقشار اجتماعی و قبائل و نژادها و روستاها و شهرها و قصبات و مزارع و کارخانه‌ها و... می‌رسد. غافل از اینکه این امر نه ممکن است و نه لازم و اگر چنین باشد با کدام معیار علمی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اخلاقی و تاریخی و عرفی می‌توان ادعا نمود که این رابطه بطور مستقیم و مؤثر بین پیغام حزب و راءی فردی که به صندوق ریخته می‌شود، رابطه‌ای موثر و مستقیم و معنادار باشد؟
4. نگاه دیگر این است که اگر احزاب اصول و سیاستهایی را تبلیغ کردند و نامزدهای انتخاباتی همان اصول و سیاستها را با کمی بیشتر و یا کمتر و با لحن و بیانی دیگر و یا نوع پردازش و گفتمانی دیگر را تبلیغ کردند ولی نامزد رسمی حزبی راءی نیاورده و نامزد مستقل و یا حزب دیگری با همان ایده‌ها و اشتراکها راءی آورده باشد، به گمان آنها این تلقی شکست آن حزب و یا تشکل سیاسی است غافل از اینکه همان دیدگاه و همان اصول ولی توسط نامزد دیگری راءی آورده است.
5. نگاه دیگر این است که اگر حزبی به هر دلیلی نامزد مورد نظرش راءی نیاورد و در عین حال جهت‌گیری خواسته‌ها و مطالبات جامعه را هم درک و هم قبول داشته باشد و آنها را تبلیغ نماید، و در این جهت‌گیری با مردم در یک مسیر باشند، آن حزب و یا احزاب باید از صحنه اجتماع حذف شوند و کنار بروند از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی دست کشیده و هیچ اقدامی ننماید. غافل از اینکه همان تشکل‌ها همان اسباب را برای راءی‌دهی و راءی‌آوری افراد فراهم کرده‌اند.
6. نگاه دیگر این است که احزاب یک راه می‌روند و مردم راه دیگری. این نگاه در مورد احزابی که فقط به دنبال پرکردن کیسه ثروت و قدرت هستند، کاملاً مصداق دارد و نمونه آن در جامعه ما بوده و هست ولی آیا حزبی نظیر موتلفه اسلامی با امام مردم و پشت سر او قریب نیم قرن حرکت کرد و همراه مردم زندان رفت و سران او در آتش خشم و نفرت استکبار جهانی و منافقین شهید شدند، و کیسه‌ای هم برای اعضای خود ندوخته است آیا این حزب و امثال آن دقیقاً با مردم همسو نیستند؟
نگاههای دیگری هم در این رابطه وجود دارد که باید در جای دیگری مورد بحث قرار گیرند اما پشت این نگاهها و به عبارت اصلی‌تر پشت نگاهی که تبلیغ می‌نماید احزاب در انتخابات هیچ نقشی نداشته‌اند، چند هدف نهفته است:
1. حال که یک نامزد اصولگرا رای آورده است، نقش احزاب و تشکلهای اصولگرا را در رای آوری وی که اثر و یا بی‌اثر سازند.
2. می‌خواهند آرمان اصولگرایی که فراتر از ریاست جمهوری و امثال آن است، توسط احزاب اصولگرا در جامعه تبلیغ نشود.
3. می‌خواهند حتی تشکل‌ها و احزاب اصلاح‌طلب که در رقابت با احزاب اصولگرا بوده‌اند، نیز از صحنه فعالیت سیاسی سالم کنار بروند و با این اقدام هم فعالیت سیاسی غرب را دامن بزنند و هم تشکل‌های نامرئی عهده‌دار جریانها در درازمدت بشوند.
4. می‌خواهند بگویند حزب موتلفه اسلامی که قریب نیم قرن سرافراز و پایدار و با افتخار در صحنه سیاسی نظام و بصورت فراگیر در سراسر کشور بیشترین نقش را دارد، کم اثر جلوه نماید.
5. بدنبال این هستند که نقش تشکیلاتی و سازماندهی احزاب را برای یاری رساندن به دولت آقای احمدی‌نژاد خنثی سازند و وی را از مدد و همکاری این بازوان توانمند و پرنفوذ و مرتبط با مردم محروم سازند. تا بلکه توفیقات این دولت را در عمل به وعده‌ها کم نمایند.
6. آنها که می‌گویند احزاب هیچ نقش نداشته‌اند، بنا دارند حزب اعلام نشده خودشان با اهداف خاصی وارد میدان عمل بشوند. با این حال سیاسیون می‌دانند که آقای دکتر احمدی‌نژاد در بعضی از احزاب اصولگرا عضویت دارند و همه این تشکل‌ها در اصل هماهنگی و همسویی با آرمانهای نظام و انقلاب اسلامی و خط‌مشی رهبری توافق دارند.
7. می‌خواهند از تاءثیری که مردم از احزاب داشته و سر جمع آنها به حضور حداکثری منجر گردید، در مراحل بعدی انتخابات کاهش یافته و این حضور در آینده محقق نشود.
8. می‌خواهند شور و نشاط سیاسی که توسط احزاب در انتخابات بوجود می‌آید، در آینده از بین برود و از این فرصت برای بازسازی تشکل‌های خودشان استفاده نمایند هر چند که برخی از این تشکل‌ها خود هم فعال بوده‌اند ولی با استقبال مردم روبرو نبوده‌اند زیرا راه آنها با راه مردم متفاوت است.
9. بعضی به دنبال انتقام‌گیری از احزاب و تشکل‌های اصولگرا هستند زیرا می‌خواهند انتقام از نظام اسلامی و مردم بگیرند و دستشان برای این توطئه کوتاه است و دامن احزاب اصولگرا را می‌گیرند و فشار می‌آورند.
10. واقعیت این است که بعضی نه تنها در این مقطع بلکه از اول انقلاب بدنبال این بودند که برای تحقق آرمان اصولگرایی سازماندهی و حزب و تشکل وجود نداشته باشد و عرصه فقط برای خودشان خالی باشد، شهادت‌های حزب جمهوری اسلامی که غالب آنها سران موتلفه اسلامی بوده‌اند، گویای این حقیقت است.
چند نکته برای نقش احزاب یادآوری می‌شود:
1.گفتمان حزب موتلفه اسلامی که سالها شعار دولت رجایی‌گونه را داد راءی آورد و به عقیده این حزب آقای دکتر احمدی‌نژاد جزو گروه چند نامزد اصولگرایی بوده که همگی مورد حمایت این حزب و جریان شورای هماهنگی بوده‌اند. بنابراین رای به همه نامزدهای اصولگرا و حتی اصلاح‌طلب رای به برنامه‌های حزبی هم بوده است.
2. احزاب برنامه‌هایی را ارایه داده‌اند و غالب این برنامه‌ها از زبان نامزدها تبلیغ شد و مردم هم در محدوده اطلاعات و تحلیل‌شان از جریانها و وقایع در رای حداکثری مشارکت کردند.
3. مشارکت حداکثری تا حدود زیادی معلول گفتمان احزاب و تشکل‌های با نام و بدون نام بوده که مدیریت و نقش رهبری را عملیاتی کرده‌اند.
4.اگر احزاب و جریانهای سیاسی با نام و بدون نام از دو سال پیش و یا یکسال پیش در امر انتخابات و به مرور و آرام آرام فعالیت نمی‌کردند انتخاباتی با این خصوصیت اتفاق نمی‌افتد.
5. نقش صدا و سیما بسیار اساسی بود ولی فرض را بر این بگذارید که هیچ حزبی و جریانی فعالیت ننموده و ابتدا به ساکن و فقط ظرف 20 روز نامزدها در صدا و سیما حضور پیدا کرده و به تبلیغ دیدگاه خود می‌پرداختند آیا این حضور محقق می‌شد؟
6. تمام ستادهای انتخاباتی ستادهای تشکیلاتی و حزبی بوده‌اند ولی بعضی بدون نام و نشان فعالیت کرده‌اند و ادعایی غیر از این ادعای نادرست و غیرمنطقی است ممکن است تشکل‌های تشکیل دهنده ستادها رسمی و یا غیررسمی بوده باشند.
7. در بسیاری از موارد معمولاً به دلایلی احزاب پشت صحنه قرار می‌گیرند و نقش اصلی خود را آشکار نمی‌کنند و انتخاباتها معمولاً از مصادیق و این سیاست هستند.
8. آیا حزب دولت ساخته مشارکت قبل از دوم خرداد 76 هیچ نقشی نداشته است؟ و یا سازمان مجاهدین که بقول آقای حجاریان اعضایش در یک فولکس جای می‌گیرند، همینها بودند که هزاران مدیر را کنار زدند و هزاران نفر را جایگزین کرده‌اند؟
9. گاهی اوقات سیاستها و ایده‌های احزاب غیرمستقیم بر افکار عمومی اثر می‌گذارند و بطور حتم در انتخابات ریاست جمهوری اخیر چنین بوده است.
10. اگر حزبی بسیاری از ایده‌هایش توسط جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد تبلیغ و در دولت وی عملی شود. صرف‌نظر از اینکه اعضای رسمی‌اش در آن دولت مسئولیت مستقیم داشته باشند، در واقع این حزب نقش خود را در انتخابات با درصد بالایی ارزیابی می‌کند. زیرا اگر در ملاکها و معیارها مبنا چهار اصل خودی یعنی اسلام، نظام اسلامی، تفکر امام راحل و اصل ولایت فقیه و تفکیک آن از غیرخودی باشد، با این دیدگاه بخش قریب به صددرصد آحاد جامعه در دایره انتخاباتی احزاب اصولگرا تعریف می‌شوند و رای نامزدها هم به همین اساس خواهد بود.