تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۰۸
مقدمه: «پرویز مشرف، رییس‌جمهور پاکستان و از هم‌پیمانان تعیین‌کننده آمریکا حامل پیام مهمی برای رییس‌جمهور جورج بوش است، مبنی بر اینکه "اقدامات نظامی جهت کسب پیروزی در جنگ بر ضد افراط‌گرایی به تنهایی کافی نیست." ژنرال مشرف در پی حملات هوایی آمریکا به مناطق شمالی پاکستان که به قصد کشتن برخی عناصر شبکه القاعده انجام شد، دستگیری یا کشتن اسامه بن لادن، رهبر القاعده و ایمن ‌الظواهری، فرد شماره دو این گروه تروریستی را بی‌اهمیت خواند.» هفته‌نامه نیوزویک در شماره اخیر خود با پرویز مشرف در خصوص تحولات پاکستان و راهکارهای پیشنهادی‌اش برای پیروزی در جنگ با تروریسم مصاحبه‌ای انجام داده که خلاصه‌ای از آن آورده شده است:

* آمریکا به مناطق قبیله‌نشین پاکستان حمله کرد، آیا این حمله با همکاری اسلام‌آباد صورت گرفت؟
** این حمله یقیناً بدون همکاری پاکستان انجام شد، ما آن را محکوم می‌کنیم و هم‌چنین مخالفت خود را نیز اعلام داشته‌ایم. ما نباید به نفع افراط‌گرایانی عمل کنیم که معتقدند حاکمیت و استقلال یک کشور تنها زمانی مورد مخاطره قرار می‌گیرد که حریم هوایی آن نقض شود.
* چنانچه دولت آمریکا اطلاعاتی مبنی بر اختفای یک رهبر گروه تروریستی در این مناطق را در دست داشته باشد آیا فکر نمی‌کنید زمان آن فرا رسیده است که آمریکا و پاکستان در این زمینه با یکدیگر همکاری کنند؟
** به طور حتم قابلیت‌ها و ظرفیت‌های ما در سطحی یکسان با آمریکا قرار ندارد، اما این بدان معنا نیست که ما باید اجازه دهیم نیروهای آمریکایی در پاکستان دست به هر عملیاتی بزنند.
* آیا روزی فرا خواهد رسید که اسامه بن لادن سرانجام پیدا شود؟
** احتمال دارد اما امری دشوار خواهد بود.
* شما اخیراً باب مذاکره با اسراییل را گشودید که البته مورد پسند گروه‌های افراطی قرار نگرفت، سطح مناسبات را چگونه ارزیابی می‌کنید و چرا این مذاکرات برای پاکستان خوب و مفید تلقی می‌شود؟
**‌ گرچه ما اسراییل را به عنوان یک کشور به رسمیت می‌شناسیم اما در عین حال خواستار ایجاد حکومت مستقل فلسطینی نیز هستیم. احساس می‌کنم چنانچه با اسراییل به گفت‌وگو بپردازیم با قدرت بیشتری خواهیم توانست به تحقق این آرمان نزدیک‌تر شویم، هم‌چنین معتقدم خروج شهرک‌نشینان اسراییلی از غزه تصمیم مهمی از طرف آریل شارون بود. ما بر این باوریم که لازم است از چنین تصمیمی حمایت شود.
* دولت جدید هند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**‌ پاکستان و هند هیچ‌گاه از چنین مناسبات خوبی برخوردار نبوده‌ا‌ند در حال حاضر هیچ‌گونه تنشی بین دو کشور وجود ندارد و در خطوط کنترل مرزی نیز صدای هیچ شلیکی به گوش نمی‌رسد.
* شما پیشنهادی آینده‌بینانه در خصوص تشکیل دولت خودمختار برای کشمیر را مطرح کردید؟
**‌ من پیشنهاد خود را ارایه می‌کنم اما ‌آن‌ها (مقامات هند) پاسخ نمی‌دهند.
* مقامات هند می‌گویند مایل به همکاری بیشتر نیستند چرا که برخی گروه‌های تروریستی تحت‌الحمایه پاکستان در نواحی مرزی بنگلور و هند دست به خشونت می‌زنند؟
** این هم بهانه مضحکی است که مقامات هند همواره برای پیشقدم نشدن بدان متوسل می‌شوند، آن‌ها گروه‌های مستقلی هستند که بدون برخورداری از حمایت و راهنمایی دیگران به فعالیت می‌پردازند و برنامه‌های خاص خود را دنبال می‌کنند. اجازه دهید به مردم کشمیر دولت مستقل تعلق گیرد و منطقه نیز غیرنظامی شود.
سربازهای هندی با کوچک‌ترین بهانه عده زیادی از غیرنظامیان را به قتل می‌رسانند.
* با گروه‌های تروریستی که قصد ترور شما را داشته‌اند چگونه برخورد کرده‌اید؟
** تمامی اعضای این گروه‌ها از بین رفته‌اند، آن‌ها یا کشته و یا دستگیر شده‌اند.
* آیا لشکر طیبه و جیش محمد به کلی از بین رفتند؟
** این گروه‌ها به من حمله نکردند، هر کس چنین قصدی داشته از بین رفته است.
* آیا این گرو‌ه‌ها نام خود را تغییر نمی‌دهند؟
**‌ بله. آن‌ها نام خود را عوض می‌کنند و مجدداً وارد صحنه فعالیت می‌شوند. شش یا هشت ماه پیش لیستی را منتشر و طی آن به نام حدود 390 سازمان ممنوع الفعالیت و رهبرانشان اشاره کردیم. در حال حاضر میزان 50 درصد از اعضای گرو‌ه‌های مذکور را دستگیر کرده‌ایم، مابقی گروه‌ها نیز به طور زیرزمینی و مخفیانه فعالیت می‌کنند.
مردم آمریکا علت ناکامی ما در امر دستگیر بن لادن را درک نمی‌کنند، چرا؟
به این دلیل که آمریکایی‌ها به وضعیت موجود وقوف کامل ندارند، کوه‌های مرتفعی در حدود 10 تا 15 هزار پا در سراسر مناطق کوهستانی پاکستان وجود دارند که فاقد هرگونه تجهیزات و زیرساخت‌های ارتباطی هستند در نتیجه برخی به همدستی با بن لادن می‌پردازند.
* به نظر شما آمریکا، جوامع مسلمان را درک می‌کند؟
** قطعاً در نوع درک غرب ضعف‌ها و ایرادات بسیاری مشاهده می‌شود.
* به عقیده شما هدف رییس‌جمهور بوش برای نابودی القاعده هدف درست و معقولی است؟
**‌ این هدف درست اما محدود است چرا که اقدامات نظامی صرف، پایان کار نیست. عملیات‌های نظامی وقت‌گیر بوده و مانع بسیج کردن کلیه ابزار لازم جهت پرداختن به موضوعات محوری که مولد تروریسم هستند خواهد شد، حال این سوال پیش می‌آید که با صرفه‌جویی در زمان چه استراتژی کلی باید اتخاذ شود؟ در پاسخ باید گفت که مبارزه با افراط‌گرایی از اهمیت به سزایی برخوردار است، افراط‌‌گرایی در ذهن مردم ریشه دوانده و مبارزه با آن مستلزم پیشه کردن استراتژی متفاوتی است.
* این استراتژی چیست؟
** از حیث بین‌المللی باید به موضوعات محوری در امر تروریسم پرداخته شود. نظامی‌گری چاره‌ی نهایی نیست، شما می‌توانید مردم را بکشید اما به دستاوردی نخواهید رسید، مردم پیش خود می‌اندیشند که اسامه بن لادن و الظواهری را دستگیر می‌کنید، حال فرض کنید ما طبق خواست مردم عمل کنیم، بن لادن و الظواهری را دستگیر و فردا بکشیم. من به شما اطمینان می‌دهم که با این کار به نتیجه‌ای دست پیدا نکرده‌اید، بیایید کاملاً واضح و روشن با این مسأله برخورد کنیم.
* شاید به این دلیل باشد که شما با مشکلات واقعی مقابله نکرده‌اید؟
**‌ البته شما موضوعات محوری در بحث تروریسم را مورد توجه قرار نداده‌اید. بیایید این اندازه کوته‌بین نباشیم. الظواهری و بن لادن هیچ ارزشی ندارند، اگر فکر می‌کنید این دو هم‌اکنون در کوه‌های دور از دسترس دستور می‌دهند که به طور مثال در لندن یا اسپانیا چه اتفاقی رخ دهد، سخت در اشتباهید. اگر بن لادن و الظواهری امروز به نمادهایی تبدیل شده‌اند، این مسأله بدان معنا نیست که اگر آنها را بکشیم دنیا بر وفق مراد خواهد شد. لطفاً این موضوع را درک کنید که قرار نیست با دستگیری این دو دنیا به کام شما مانند عسل شیرین شود!