تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۲۰
مروری بر شکست رژیم صهیونیستی در خروج از غزه

س.حسینی
رژیم صهیونیستی در جنگهای 1956 و 1976 میلادی میان این رژیم و کشورهای عربی درگرفت بخش‌هایی از سرزمین‌های اسلامی بیش از آنچه در سال 1948 اشغال کرده بود را به اشغال درآورد. از جمله این سرزمین‌ها می‌توان به کرانه باختری رود اردن، نوار غزه صحرای سینا از خاک مصر و بلندی‌های جولان از سرزمین سوریه اشاره کرد این رژیم همچنین در سال 1982 میلادی بخش‌های وسیعی از جنوب لبنان را به سرزمین‌های اشغالی افزود.
از میان این سرزمین‌های اشغال شده رژیم صهیونیستی در پی طرح سازشی که مصر به رهبری انور سادات و طی قرارداد کمپ دیوید به آن تن داد صحرای سینا را به مصر بازگرداند، البته این عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از یک بخش اشغال شده در حقیقت پیروزی بزرگی برای این رژیم محسوب می‌شد. چرا که یک کشور عربی بسیار مهم و تأثیرگذار و در حقیقت رهبر آن روز مبارزه با صهیونیسم عرصه مقابله با این رژیم را ترک و ننگ سازش را پذیرفته بود و در عوض رژیم صهیونیستی در ازای رها کردن یک بیابان لم‌یزرع، امنیت را بدست آورده بود.
پس از عقب‌نشینی استراتژیک رژیم صهیونیستی هیچ شکست یا عقب‌نشینی‌ای را تجربه نکرده بود. و در ذهنیت بسیاری از کشورهای عربی اسطوره‌ای از شکست‌ناپذیری رژیم اشغالگر قدس که همواره تحت حمایت ابرقدرت‌هایی چون آمریکا و ... بوده تشکیل شده بود.
شکست مفتضحانه و خروج رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، اما کاملا متفاوت از خروج این رژیم از صحرای سینا محسوب می‌شود. سال 2000 میلادی شاهد شکست اسطوره شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی و عقب‌نشینی این رژیم در اثر مجاهدتهای حزب‌الله لبنان و مقاومت دلیرانه مردم این کشور بود. در این سال جنوب لبنان پس از 22 سال اشغال بدون هیچ هزینه سیاسی و یا دستاورد امنیتی برای اسراییل تخلیه شد، چرا که ارتش صهیونیستی دیگر تاب عملیاتهای فرسایشی لبنانی‌ها را نداشت.
اکنون پس از 37 سال که از اشغال نوار غزه بدست صهیونیست‌ها می‌گذرد، پارلمان اسراییل با فشار و تهدید نخست وزیر این کشور طرحی را تصویب نموده است که مطابق آن رژیم صهیونیستی به زودی نوار غزه را تخلیه خواهد کرد. آنچه اکنون تحلیل‌گران سیاسی را به خود مشغول داشته است. این است که این خروج و عقب‌نشینی را در کدام یک از دو دسته قبلی می‌توان قرار داد؟ آیا خروج از غزه همانند عقب‌نشینی از سیاست که در نهایت پیروزی بزرگی برای رژیم صهیونیستی است و یا همانند عقب‌نشینی از جنوب لبنان شکستی مفتضحانه را برای رژیم سفاک رقم خواهد زد؟ طلیعه اولین تحلیل‌های صورت گرفته در این مورد نیز حاکی از وجود هر دو رویکرد مذکور در این زمینه است. اما آنچه در تحلیل این حادثه مهم می‌توان ابراز داشت این است که:
اولا: رژیم صهیونیستی همواره دست به اقداماتی چندگانه و گاه در ظاهر متعارض می‌زند. تعدد طرح‌های صلح سازش و نیز اقدامات همزمان مختلفی که این رژیم انجام می‌دهد گاه تحلیل‌گران را به خطا می‌کشد و اهداف اصلی این رژیم را پوشیده نگاه می‌دارد. در مورد این طرح نیز از آنجا که تاکنون صرفا به تصویب رسیده و گامهای عملی آن برداشته نشده است باید احتمال چنین امری را از نظر دور نداشت، چرا که شاید چنین طرحی هرگز برای عملی شدن مطرح نشده باشد.
ثانیا: در این نکته شکی نیست که تصمیم به خروج از غزه و پایان دادن به 37 سال اشغال این منطقه از سوی صهیونیستها، محصول مقاومت و نهضت مردمی ملت فلسطین در 4 سال اخیر یعنی انتفاضه الاقصی است و از این منظر می‌توان آن را یک پیروزی برای مردم فلسطین دانست، پیروزی‌ای که فلسطینیان درس آن را از حزب‌الله لبنان و مبارزات شهادت‌طلبانه آنها آموخته بودند.
ثالثا: در کنار نکات قبلی نباید از نظر دور داشت که خروج رژیم صهیونیستی از نوار غزه دفعتا و بدون تدارک و زمینه‌چینی‌های قبلی صورت نگرفته است. ترور بسیاری از رهبران مبارز فلسطینی در غزه و به شهادت رساندن فعالان ضدصهیونیست در این منطقه در کنار وارد ساختن یک عامل سوم یعنی دولت مصر و دخیل کردن آن ترتیبات امنیتی نوار غزه، زنگ خطرهایی است که تحلیل‌گران را به دقت و فعالان و مبارزان فلسطینی را به هوشیاری می‌خواند. رژیم اشغالگر قدس در چند ماه اخیر به بهانه خروج از غزه و تخلیه آن، بسیاری از رهبران فلسطینی را به شهادت رسانده است و حال که با اعلام و تصویب این طرح زمینه تبلیغاتی لازم را فراهم آورده است امکان یک تهاجم گسترده‌تر از سوی این رژیم به غزه و یا دیگر نقاط سرزمین‌های اسلام، به بهانه فراهم کردن زمینه امنیتی لازم برای خروج از غزه کاملا محتمل است. علاوه بر این درگیر کردن مصر در امنیت غزه می‌تواند منجر به تبدیل شدن تعارض فلسطینی - اسراییلی در غزه به یک تعارض فلسطینی - مصری گردد که همین امروز خود هوشیاری بسیار بالایی می‌طلبد.
بنابراین خروج رژیم صهیونیستی از غزه، علاوه بر این که پیروزی بزرگی برای مقاومت فلسطین محسوب می‌شود، احتمال بروز چالشهایی بزرگ برای این مقاومت نیز به همراه دارد که فعالان ضدصهیونیست مبارزان مسلمان فلسطینی باید نسبت به آن هوشیار باشند.