تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۳۳
به مناسبت سالروز پیش‌بینی فروپاشی شوروی توسط امام خمینی (ره)

یاسر مرادی
پس از پایان جنگ تحمیلی، زمانی که دو ابرقدرت شرق و غرب بر کل کره خاکی سیطره داشتند امام خمینی (ره) این بت‌شکن ابراهیم صفت در اقدامی تاریخ‌ساز، در پیامی به گورباچف وی را به اسلام دعوت کرد. در این پیام که 13 دی ماه سال 67 به وی ابلاغ شد امام (ره) پیش‌بینی کرده بود که اتحاد جماهیر شوروی در آینده از هم خواهد پاشید. در آن زمان هیچ کس باور نداشت که نظام الحادی 70 ساله کمونیسم در شوروی از بیخ و بن برکنده شود. حداکثر چیزی که در آن شرایط پیش‌بینی می‌شد آن بود که رهبران کرملین در نهایت برخی از پیوندهای مستقیم بین کشورهای عضو بلوک شرق با اتحاد شوروی با رهبریت محدودتر شوروی و مسئولیت‌پذیری بیشتر اقمار این کشور پدید آورند.
جالب آنکه وقتی شواردنادزه وزیر خارجه وقت شوروی برای ارائه پاسخ‌ گورباچف به دیدار امام خمینی آمد با شگفتی دید کسی که با آن صلابت و صراحت به دومین قدرت هسته‌ای جهان هشدار و پیام داده است، در خانه‌ای کوچک و گلین در جماران و در اتاقی 12 متری با وسایلی در نهایت سادگی و بدون آن که حتی اندک اثری از تشریفات معمول دیده شود، با طمأنینه و به استواری کوه نشسته است و در کنارش قرآن، جانماز و تسبیح و تعدادی روزنامه و یک رادیوی معمولی قرار دارد. شگفتی شواردنادزه زمانی بیشتر شد که متوجه گردید برای نشستن همراه بلند‌پایه روسی‌اش صندلی چوبی دومی نیست و باید برای یک بار هم که شده بر زمین بنشیند! شاید وقتی که پیرمرد مومنی که در خدمت امام بود، تنها وسیله پذیرایی این دیدار مهم، یعنی استکان چای را با دو حبه قند به دست وزیر خارجه قطب شرق جهان داد او تصور کرده باشد که آنچه می‌بیند عمدی و استثنایی است. اما واقعیت خلاف این بود. امام در تمام ادوار حیاتش چه در زمان تنهایی و غربت و تبعید و چه در دوران زعامت دینی و رهبری سیاسی تا لحظه رحلت، از زندگی ساده و بی‌آلایش خویش دست نکشید و هیچ‌گاه خود را در برابر مقامات اعتباری دنیا هر چند بس مهم و بزرگ مقید به تغییر رویه نمی‌دید.
تأثیر و بازتاب انقلاب اسلامی در این دو دهه تنها محدود به داخل ایران و یا منطقه خاورمیانه و جهان اسلام نبوده است، بلکه به نظر می‌رسد این انقلاب توانسته بر مسایل و تحولاتی فراتر از منطقه و به ویژه بر نظام بین‌الملل نیز تأثیر بگذارد.
نباید فراموش کرد که انقلاب اسلامی زمانی در کشور ایران اتفاق افتاد که نظام دو قطبی بر جهان حاکم بود و دنیا به دو بلوک بزرگ شرق و غرب تقسیم‌ می‌شد و دو ابرقدرت جهان به نام ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، رهبری و هدایت این دو بلوک را بر عهده داشتند؛ اگر چه اتحادیه کشورهایی به نام جهان سوم و یا کشورهای غیر متعهد در سال 1957 به وجود‌ آمد و به تدریج شکل گرفت ولی هرگز نتوانست تأثیری بر نظام دو قطبی و قانونمندی آن بگذارد.
از زمان ایجاد نظام دو قطبی بعد از جنگ جهانی دوم، این قانونمندی مطرح بود و عملاً تجربه می‌شد که هر حادثه و تحولی در دنیا اتفاق بیفتد و یا هر تغییری در نظام‌های ملی به وجود آید می‌تواند توازن قوا را به نفع یا به ضرر یکی از دو بلوک تغییر دهد و بنابراین تقابل دو ابرقدرت در شکل‌گیری و روند آن حادثه به خوبی قابل ملاحظه می‌باشد، تجربه تاریخ چهل ساله نظام دو قطبی موید این نظر است.
در آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و اوج‌گیری آن در 15 خرداد 1342، با وجود این که عمدتاً لبه تیز حملات امام (ره) متوجه آمریکایی‌ها بود، موجب نشد که اتحاد جماهیر شوروی در قبال این نهضت موضع مثبت بگیرد و به حمایت از این حرکت ضد آمریکایی برخیزد، روسیه شوروی نه تنها چنین حمایتی از نهضت ننمود، بلکه در کمال تعجب مشاهده شد که همچون ایالات متحده‌ آمریکا نسبت به این قیام مردمی موضع منفی اتخاذ کرده است، این امر ناشی از دو مسئله بود:
1- ماهیت دینی و اسلامی نهضت، با توجه به این که شرق و غرب علی‌رغم اختلافاتشان در برخورد با نهضت‌های دینی به ویژه اسلامی موضع مشترک دارند.
2- حضرت امام (ره) در همان آغاز حرکت، موضع خود را درباره این دو قطب اعلام نمود و آن جمله معروف را گفت که آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، و شوروی از هر دو بدتر همه از هم پلیدتر اما لکن امروز سر و کار ما با این خبیث‌هاست. با آمریکاست و یا این مطلب که: ما با کمونیزم بین‌الملل به همان اندازه در ستیزیم که با جهانخواران غرب به سرکردگی آمریکا. این جملات برای دو ابرقدرت این پیام را داشت که هر دو از اوج‌گیری و پیروزی این نهضت متضرر شده‌اند و این انقلاب برتری آن‌ها را در نظام جهانی به چالش می‌کشد.
با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال‌های 1356 و 1357 و طرح شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی؛ حمایت بی‌دریغ دو ابرقدرت از رژیم شاه و تداوم این حمایت‌های مشترک از دشمنان انقلاب اسلامی به ویژه رژیم عراق در دوران جنگ تحمیلی، این مطلب را به اثبات رساند که پیروزی انقلاب اسلامی در قالب نظام دو قطبی و قوانین آن نمی‌گنجد.
ضرورت ارسال پیام
امام خمینی (ره) همان طور که رهبری انقلاب را بر عهده داشت، باید رهبری صدور انقلاب را نیز بر عهده می‌گرفت. امام (ره)‌ باور داشت وقتی صدور فرهنگ انقلاب در سطح رهبران جهان طرح بشود، قهراً به امت‌ها نیز خواهد رسید و همین طور هم شد یعنی نامه ایشان به گورباچف در سطح وسیعی میان مردم در اروپا و آمریکا و همچنین شوروی پخش شد.
امام خمینی (ره) بعد از پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 و به دنبال تغییراتی که گورباچف در نظام کمونیستی شوروی ایجاد کرده بود، در اقدامی تاریخ‌ساز دست به ارسال پیامی به گورباچف زد و طی آن وی را به اسلام دعوت نمود. اما با بصیرتی غیر قابل درک در همان تاریخ یعنی سال 67 پیش‌بینی کرد که از این پس کمونیسم را باید در موز‌ه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌وجو کرد. امام خمینی در همین نامه ژرفترین تحلیل‌ها را از تحولات جاری شوروی ارائه کرد و از آن به صدای شکستن استخوانهای کمونیسم تعبیر کرد و شگفت آنکه در همین پیام پیش‌بینی دیگری توأم با هشدارهای مستند وجود دارد که نشانگر تسلط امام خمینی بر ارزیابی شرایط سیاسی آن روز جهان است. حضرت امام به وضوح نسبت به درغلطیدن روسها به سمت باغ -به ظاهر- سبز سرمایه‌داری غرب و فریب خوردن از آمریکا هشدار داده است. امام خمینی با پیش‌ کشیدن مسائل عمیق فلسفی و عرفانی و با اشاره به ناکامی کمونیستها در سیاستهای مذهب ستیز آنان، از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده‌پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد. امام تصریح کرده بود: مشکل اصلی کشور شما مسأله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهد کشید.
رهبران شوروی این هشدارها و نصایح امام را جدی نگرفتند و شرکتهای آمریکایی و اروپایی، روسیه کنونی را بازیچه مطامع اقتصادی خویش قرار داده و نوعی دیگر از استثمار در حال شکل‌گیری است.
خانم مرضیه دباغ یکی از اعضای هیأت اعزامی به شوروی بیان می‌کند: امام در صدد تشویق گورباچف به حرکتی است که شروع کرده است. همچنین ایشان خطاب به گورباچف فرموده‌اند که متوجه شروع به تغییر حکومت در شوروی هستند. امام تأکید داشتند که نکند شوروی از چاله درآید و به چاه بیفتد.
آیت الله جوادی آملی سرپرست هیأت اعزامی نیز این اقدام امام (ره) را حرکتی موسی‌وار بیان می‌دارد و تأکید می‌کند که: همان کاری که وجود مبارک موسی (ع) با فرعون کرد، ‌حضرت امام (ره) با میخائیل گورباچف انجام داد. در متن نامه مستدل و مستحکم امام راحل همان براهینی که موسای کلیم (ع)، انبیای ابراهیمی و وجود مبارک رسول اکرم (ص) داشتند آمده است و جناب گورباچف نیز همان جوابی را که آل فرعون دادند، بیان داشت و گفت: این یک نحوه دخالت در شئون داخلی کشور دیگر است. آیت الله جوادی آملی در ادامه می‌افزاید: تمام نامه‌هایی که امام (ره) برای متدینین ایران زمین می‌نوشتند با جمله والسلام علیکم به پایان می‌رسید اما در پایان نامه‌ای که ایشان برای رهبری شوروی نوشت، همان حرفی را گفت که حضرت موسی (ع) به فرعون فرمود که والسلام علی من اتبع الهدی یعنی درود بر کسی که تابع هدایت است.