تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۷۲

پیشنهاد تشکیل کمیته‌های مردمی و یا مستقل تحقیق، در هر موردی که افکار عمومی از خود حساسیت نشان می‌دهد، عملی است متمدنانه که خواهد توانست از نگرانی ماموران از پخش شایعات بی‌اساس بکاهد و در عین حال سطح مسئولیت‌پذیری افراد را چنان بالا برد که جای هیچ نگرانی برای مردم باقی نماند.
این تجربه‌ای است که در جوامع مردم‌سالار معمول است و جواب خوبی هم داده است. گاه حتی به خواست و دعوت دولت صورت می‌گیرد و یک قاضی مستقل در موردی که خواسته شده وارد تحقیق می‌شود و بعد از گفتگو با کارشناسان فن نظری اعلام می‌دارد که گرچه ضمانت اجرا ندارد و مثلاً کسی را به زندان نمی‌اندازد اما همین که اعتماد افکار عمومی را در پشت سر دارد، از هر محکمه‌ای درست‌تر کار می‌کند و گاه دولت‌ها را هم می‌توان به استعفا وارد، وزیران و مدیران سطح پائین‌تر که جای خود دارند.
اما در غیاب چنین کمیته‌هائی، آن چه بر سر پرونده سقوط سی 130 حامل خبرنگاران می‌آید جای شادمانی دارد. مجلسیان که این کار را پی گرفته‌اند جای تقدیر دارند. روزنامه‌ها هم باید عادت کنند که در مواقعی که به اندازه از دست دادن همکارانشان متأثر نیستند همین اندازه پی‌گیر شوند، آن‌گاه همان اتفاق که همه در حسرت هستند خود به خودی رخ خواهد داد و مسئولان ناگزیر از پذیرفتن عواقب اهمال و نابسامانی‌ها در حوزه تحت مسئولیت خود خواهند شد. کاری که در کشور ما معمول نبوده است.
این که نوشتم آن چه بر سر پرونده سقوط هواپیما می‌رود میمون حکایتی است با یادآوری این نکته مدلل می‌شود که این همه حادثه هوائی و جاده‌ای در این سال‌ها رخ داده است، هیچ‌گاه جز تاثر عمومی و چند روزی تندگوئی مقامات و آسیب‌دیدگان تحقیق و تفحصی درباره علت‌ها نشده، یا اگر هم شده افکار عمومی از آن بی‌خبر مانده‌اند حتی اگر موجب از دست دادن مقاماتی مانند وزیر پیشین راه مهندس دادمان و یا فرماندهان نظامی بوده باشد. اما این بار می‌بینید که متخصصان از هر گوشه جهان، اظهارنظرها کرده‌اند. هر که هر نکته به نظرش رسیده باز گفته تا سرانجام به آن جا رسیده که کم‌کم مهر از سر حقه‌ رازها برداشته می‌شود.
در همه این احوال فرهنگ پنهانکار کار خود کرد. از نیروی هوائی ارتش که بعد از اظهارنظر یک کارشناس [که دارای سمت بوده و حالا نیست] توضیح فرستاد و تکذیبیه صادر کرد که ما چنین چیزی نگفته‌ایم، تا دایه‌های داغ‌تر از آش‌تر که به میان پریدند که اظهارنظرها برای تضعیف ارتش است. و مقاومت‌های همیشگی سیستم بوروکراسی و یا مدعیانی که ایراد گرفتند. انگار همه آن چه در پی حوادث مختلف جهانی در رسانه‌ها منعکس می‌شود توام باید چنان دقتی است که هیچ نظریه و احتمالی مطرح نمی‌شود و انگار نه که بخشی از وظیفه رسانه‌ها هم انعکاس همه اطلاعاتی است که می‌رسد و در عین فرهنگ شایعه‌ساز جامعه هم گاهی به دورهای دور رفت. به کسی که هشت سال مسئولیتی در کشور را داشته و اطلاعاتش افزون از کسانی مانند ماست و گفته بود که نرسیدن قطعات هواپیما باعث چنین فاجعه‌هائی می‌شود ایراد گرفته می‌شود که چرا چنین می‌گوید.
اما به طفیل فضای اطلاع‌رسانی کشور بستنی نیست، با پایمردی چند تنی از مجلسیان که به وظیفه عمل کرد بی‌آن که مخالفتی با وزیر دفاع داشته باشد برای روشن شدن مسئولیت‌ها و محدوده وظایف تا استیضاح هم رفت، می‌بینیم که این بار تحقیق درباره ماجرائی چنین پر اهمیت دارد به جاهائی می‌رسد.
آن جامعه مدنی که بعضی تصور دارند که تنها با به هم ریختن همه چیز ایجاد شدنی است، به همین حرکات و پی‌گیری‌ها پایدار می‌شود و جای خود را در زندگی روزمره مشخص می‌کند.