تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۸۶

فرامرز مقدم‌نیا - مستندساز
سالهاست افراد تکراری عرصه فرهنگ و هنر به صورت چرخشی اختیارات و مسئولیت فرهنگی هنری از سینما و رسانه‌ها، هنرهای تصویری تا ادبی را در دست خود و باند خود دارند. مصاحبه‌های کلیشه‌ای، وعده‌های عالمانه را در این 17 سال هر بار با زبانی و تشکیلاتی تکرار می‌کنند. ولی با عملکردی عوامانه، دفاع مقدس بیشتر جاده صاف‌کن امور مجازی آنها شد که به نام دفاع مقدس بدست آورده‌اند. اکثر افراد معروف این عرصه چندکاره شده‌اند، یعنی هم مدیریت‌های مختلف دارند هم سیاستگزار در نهادها و سازمان‌های مختلف هستند، هم تولیدکننده هستند و هم کلی کارهای تولید و غیره را در دست دارند. هیچگونه مکانیسم ارتباط‌گیری و کشف و جذب استعدادهای گمنامی که معمولا به دلیل نوع تفکر بسیجی‌شان ساده زیست‌اند و امکانات کمی دارند و پشت درب دفاتر این افراد که پیدا کردن آنها دشوار است زیاد منتظر نمی‌مانند. تازه اگر کسی موفق به دیدار شود ولی زبان چرب نداشته باشد و نقطه‌نظر انتقادی داشته باشد نمی‌تواند در این حلقه جایی بگیرد. و دفاع مقدس در حد یک هفته میهمانی خصوصی و تشریفاتی درجا می‌زند و در این شرایط فرصت برای فرصت‌طلبان و افراد مشهور فراهم است. فرهنگ و وقایع جنگ هشت ساله به ظرافت و به تدریج دچار تحریف و افت اهمیت می‌شود گرچه منکر کارهای معدود و مطلوبی هم نمی‌توان شد ولی عظمت و کارآیی وقایع 8 سال جنگ حق علیه باطل به رهبری امام(ره) ابرمرد تاریخ اسلام آنقدر بزرگ است که واقعه کربلا را زنده کرده است. مقایسه کنید عظمت کار حضرت زینب(س) با آنچه که متولیان امور انجام داده‌اند. مقام معظم رهبری با اعلام نظراتش بهترین راهکارها، تشویق‌ها و حمایت‌ها را صادر می‌کند. معظم‌له کار برای جنگ 8 ساله و شهدا و جانبازان را بزرگترین وظیفه و بهترین سعادت می‌دانند و دستور می‌دهند از بهترین ابزارها و مخارج برای این کارها انجام شود. روح روزگارانی که جوانان اهل سیر و سلوک پیوسته سیره ائمه را دنبال می‌کردند، و عشق آنها و امام (ره) و عظمت و غلبه کشور با دستان خالی در مقابل جبهه‌ای که بهتر است آن را ائتلاف نظام سلطه جهانی بنامیم، در طول این سال‌ها می‌بایست نهادینه می‌شد. اعتقاد راسخ ایشان در احیاء و کشف گنج بن‌بست‌شکن دفاع مقدس در حل مشکلات مختلف روز کاملا در سخنانشان مشهود است؛ ولی گویا متولیان امر اهمیت این موضوع را یا باور ندارند، یا خود را به خواب زده‌اند. عملی کردن نقش حضرت زینب(س)، به صورت پراکنده دست متولیانی افتاد که عده‌ای از آنها حتی یادآوری دفاع مقدس را موجب افسردگی در جامعه می‌پنداشتند. در صورتی که این مردم در آمارها بیشترین خواسته‌شان بازگویی هنرمندانه 8 سال حماسه بی‌نظیر در تاریخ بشریت می‌باشد. و فراموشی دفاع مقدس خیلی نزدیک به فراموشی امام(ره) انقلاب و هویت و اصالت و توان واقعی ایرانیان می‌باشد.
عده‌ای دیگر هم آنچنان در رقابت با دسته فوق دچار افراط شدند که جنگ را در انحصار خود گرفتند و با رفتارشان اعلام کردند هر که با ما نیست علیه ما است وضعیت پرداختن به دفاع مقدس آلوده بازی‌های حقیر دنیوی شد.
امروز که این مطلب را می‌نویسم می‌دانم چهره‌های مسئول و دست‌اندرکار حذف نشده‌اند و فقط جابجا شده‌اند و در این هفته چه قول‌هایی را با چه بیان شیوا درباره جنگ هشت ساله دادند، ولی خواهیم دید که هنوز باورشان نشده رهبری بهترین اعمال را برای این امر تکلیف کرده است.
آری هفته دفاع مقدس تمام شد، و هفدهمین سال خرج بودجه‌های سنگین، صرف کارهای شبهه‌انگیز شد.
آیا هیچ سازمان و آیا هیچ اثر هنری و غیرهنری به نسل‌های آتی آموخت که جانباز و شهید که بودند؟ و که هستند؟ و آداب رفتار با آنها و خانواده‌شان را نهادینه کرد؟ و تا سال آینده ده‌ها و شاید صدها جانباز دیگر شهید شوند، و چقدر این افراد و خانواده‌شان هنوز حتی از حقوق خود مطلع نیستند و هنر و فرهنگ هر روز بیشتر عقب می‌افتد. تا سال‌های اخیر بسیاری از ایثارگران به خاطر مصاحبه توبیخ می‌شدند.
مگر وظیفه رسانه‌ها و هنر نهادینه کردن نیست چرا در این سال‌ها با اینهمه بودجه فقط تشکیلات و خودتان را معرفی کردید، و جلوی چشم این نسل، درمان جانباز را در بیمارستان از سر خود باز کردند و یا صاحبخانه اثاثیه جانباز را در خیابان ریخت و شهیدان فقط در تبلیغات و شعارها و امور مناسبتی به کار آمدند. اگر این نسل این کارهای ناجوانمردانه را به حساب نظام بگذارند متولیان فرهنگی هم مقصر هستند.
البته اکثر قشر بچه‌های جنگ هنوز با سیره جبهه‌ها زندگی می‌کنند، در جامعه دقت کنید با چقدر دکتر و مهندس، چقدر کارگر و پیک موتوری و صافکار و... جانباز گمنام آشنا می‌شوید.
یکسال دیگر گذشت چقدر ناگفته‌ها را گفتید؟ چقدر با شیوه‌های مختلف جنگ را شرح دادید؟ آیا از گنج دفاع مقدس بالاخره توانستید بگویید تفکر و سیره بسیجی چه بود؟ آیا می‌توانید پاسخ دهید که چرا بچه‌های تفحص به خاطر استخوان‌های مطهر شهدا شهید دادند؟ شهید محمودوند و شهید پازوکی و شهدای عزیز دیگر چرا بیابان‌های مملو از مین را رها نمی‌کردند چرا با اینکه زن و بچه داشتند بعد از 25 سال از گذشت جنگ باز هم در فکه ماندند تا شهید شدند؟ رمز اینها را باز کرده‌اید، که بتوانید برای نسل‌های دیگر بازگو کنید؟!
آقایان و خانمهای مسئولین فرهنگی هنری اگر نمی‌توانید فرهنگ 8 سال جنگ شدید و نابرابر را نهادینه کنید تا ماندگار شود حداقل بودجه آنرا صرف کارهای موردعلاقه شخصی‌تان نکنید. و البته کسی که نتواند عمل کند و فقط حرف بزند همان بهتر که برود.
اعضای محافل شبه‌روشنفکری و کانون‌های نویسندگی تا نشر که با انگیزه و تمایلات به جلسات و جشنواره‌های غربی کار می‌کنند، احترام و نفوذشان در سازمان‌های فرهنگی آنقدر زیاد شده که با مسئولین سازمان‌ها رفاقت هم پیدا کرده‌اند. ولی مسئولین فرهنگی از کار کردن با هنرمندان فسادناپذیر و وفادار به شهدا واهمه دارند و در بازیهای اداری سیاسی اینها را بتدریج حذف می‌کنند.
17 سال است هفته دفاع مقدس برگزار می‌کنید، کم‌رونق‌ترین، بی‌احساس‌ترین و بی‌برنامه‌ترین و نیز کم‌خرج‌ترین مراسم و جشنواره‌ها و غیره را برگزار کرده‌اید و هر سال دریغ از پارسال.
ولی هر سال جشنواره‌های پرابهت و مراسم بزرگ و معتبر و یادبودها در موضوعات دیگر، با بودجه بیشتر و هنگفت با جذابیت‌های زیباتر برگزار می‌شود. و حتماً مسئولین محترم فرهنگی حضور می‌یابند و افراد لومپن و بی‌انگیزه که در همین جنگ 8 ساله به خارج از کشور رفتند، با عزت و احترام در صف جلو و در کنار خودشان می‌نشانند و سپس همیشه به بهانه‌ای اینها روی سن دعوت می‌شوند، و تقدیر مفصل از آنها می‌شود دیگر قیافه‌های آنها تکراری شده است، گرچه اکثر آنها افراد موجه و صاحب‌نظرند ولی این دسته هم ناآگاهانه برای مسئولین ردیف جلو محبوبیت می‌آورند. منظورم این است شما که بلدید کار درست و حسابی انجام دهید، چرا در مورد دفاع مقدس که دائم شعارش را در جلسات مدیران می‌دهید هیچ زحمتی به خود نمی‌دهید؟ ولی در دفاع از هویدا و شاه کتاب چاپ می‌شود، حتماً شما هم می‌خواهید توسط آنها چهره جهانی شوید. و تبلیغ فراملی برایتان بشود و بگویند فکرتان باز است. چرا باید هنرمندان دفاع مقدس بی‌کس و گمنام در فقر بمیرند، شما فیلم‌ها و سریال‌های خنثی و شبهه‌آور ارزشی بسازید. چرا هر آنچه از مراسم و آثار فرهنگی دفاع مقدس است وزین، و باکیفیت، و کمیت شایسته نیست؟
دنبال ارائه آمار و پاسخ نباشید که ظاهر آمار دفاع مقدس خوب است ولی تحلیل باطن آن فاجعه است، اگر با شهدا و جانبازان قلباً بیگانه هستید، بدانید جنگ برای آنها و خانواده‌هایشان هنوز تمام نشده و با درد جسم و روان طاقت‌فرسا روزگار را سپری می‌کنند. آیا از درد یک موجی و شیمیایی و خانواده‌اش خبر دارید؟
این قلم با عملکرد بسیاری از مسئولین محترم فرهنگی آشناست، اتفاق خاصی جز جابجایی مدیران فرهنگی نیفتاده. از همین الآن بدقت خواست‌های رهبری در مورد دفاع مقدس را بررسی کنید، در دولت کنونی هم چون با شعار تا زنده‌ایم رزمنده‌ایم محبوب شد و رأی آوردند، هر روز باید روزی نشاط‌انگیز از کار برای دفاع مقدس باشد تا در آینده‌ای نزدیک نهادینه شود.
دشمن اینقدر به قدرت فرهنگی این جنگ واقف است که به روش‌های گوناگون اولین هدفی را که در نظر می‌گیرد بسیجی و فرهنگ بسیجی و فرهنگ جهاد و شهادت است، چیزهایی که در رسانه‌های ما وجود ندارد. حتی بالعکس دشمن جذب یک بسیجی را از جذب یک کانون متخصص مهم‌تر می‌داند.
هر کسی به حقانیت این جنگ و به فرهنگ بسیجی حمله کند مورد عنایت خاص حتی سران نظام سلطه جهانی قرار می‌گیرد. همین سرکار خانم شیرین عبادی هموطن محترم برنده جایزه نوبل و حقوق بشر آنقدر از فرهنگ دفاع مقدس منابع فیلم و کتاب و وصیت‌نامه‌های شهدا بی‌اطلاع بودند و متأسفانه قبل از نوشتن مقاله‌ای، مطالعه نکرده بودند. بیاد دارم در مجله دنیای سخن شماره 78 در مورد بسیجی‌های نوجوان جمله‌ای ذکر کرده بودند به این مضمون که: نوجوانان به دلیل اینکه به آنها وعده بهشت داده می‌شد، به جبهه می‌رفتند تا شهید شوند و به بهشت بروند. خب واقعاً چرا باید فرهنگ دفاع مقدس اعم از وصیت‌نامه شهدای نوجوان تا خاطره در جامعه نهادینه نشده باشد که خانم عبادی یک استاد دانشگاه قبل از مطالعه وصیت‌نامه شهدای نوجوان که اکثر آنها نوشته‌اند: برای دفاع از ناموس و وطن و دستور امام(ره) و رضای خداوند تعالی به جبهه می‌روم؛ اینگونه در مورد آنان قضاوت کند. البته آن موقع حدس می‌زدم بالاخره چند وصیت‌نامه بدستشان می‌رسد و مطلب خود را اصلاح می‌کنند. اکنون که ایشان برنده نوبل صلح و حقوق بشر هستند می‌دانند جنایات فجیع و بی‌سابقه علیه هموطنان وی توسط آمریکا و دیگران رخ داد و هنوز هیچکس به آنها به خاطر جنایت جنگی و پایمال کردن حقوق بشر یک تو، هم نگفته است. در حالیکه اصلاً ورود نوجوانان ممنوع و به شیوه‌های دیگری عده‌ای از آنها موفق می‌شدند به خط برسند و فضای جبهه طوری بود که شهید همت و شهدای بزرگ دیگر بارها می‌گفتند: الگوی ما این بسیجی‌های گمنام هستند، مسئولین برای خانم عبادی اسناد و منابع دفاع مقدس را بفرستند، تا بدانند کارهایی مهم‌تر از ساختن شاه کلید برای پشت‌بام‌هاست.
آنقدر حقوق بشر و قراردادهای بین‌المللی نسبت به ما نقض شد که رکورددار هستیم.
یا نمونه جالب خود نگارنده در شلمچه به مردی برخوردم برای تحقیقم از او چند سؤال پرسیدم حالت ندامت و شرمندگی و حس بدی داشت، علت را پرسیدم به دوردست‌ها نگاهی کرد و گفت من اوایل جنگ در همین شلمچه سرباز بودم و از اعضاء و هواداران نهضت آزادی بودم برای من یک پیغام فرستادند که کلیه کسانی که از هواداران نهضت آزادی هستند به خانه‌هایشان برگردند، و من هم برگشتم. اکنون که پس از ده سال آمده‌ام دوباره اینجا را ببینم بسیار اندوهگین شدم و عذاب وجدان از برگشتنم. از این مثال‌ها می‌خواهم عرض کنم دایره وسعت این جنگ در ابعاد مختلف چقدر فراوان و عبرت‌‌آموز است. امیدوارم متولیان فرهنگی اگر علاقه شخصی ندارند، اگر می‌خواهند آمار بدهند، اگر چندکاره هستند و دفاع مقدس تنها کارشان نیست، مخصوصاً در سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی به دفاع مقدس، بعنوان یک مقوله تخصصی مستقل و ویژه نگاه کنند و تعجیل بفرمایند.
همانطور که گفتم پیشکسوت هنر فقط آنهایی نیستند که چک سفید از مسئولین فرهنگی دارند و در ردیف اول، سالی چند بار تقدیر و تشکر باشکوه و عظمت از آنها می‌شوند، پیشکسوتان جهاد و شهادت (به تعبیر حضرت امام (ره)) بسیارند که هنوز با دردها و مشکلات ناشی از جنگ دست به گریبانند. در پایان از خدا می‌خواهم مسئولین و دست‌اندرکارانی که امکانات و اختیارات را در دست دارند و کوتاهی می‌کنند هیچ شبی نتواند آسوده بخوابد. آنگاه دیگر نمی‌توانند خود را به خواب بزنند که نتوان بیدارشان کرد. واقعاً بررسی کنید، ببینید در بسیاری از مواردی که رهبری مانند فساد اقتصادی دغدغه دارند، چقدر جلسه و مقاله و تبلیغات و... ولی سخنان رهبری در مورد دفاع مقدس کمترین بازتاب را توسط دستگاهها و سازمانهای فرهنگی و هنری ندارد! در صورتیکه مبارزه با فساد اقتصادی یکی از زیرمجموعه‌های آرمانهای دفاع مقدس و شهداء است. پیشرفت و داشتن انرژی هسته‌ای یک کار از کارهای بسیجی و دفاع مقدس است و مطمئن باشید این تجربه به دفاع مقدس که سران نظام سلطه هیچگاه جرأت نکرده‌اند در ادبیاتشان پا را از گلیم کلمه «مذاکره» بیرون بگذارند. پدیده دفاع مقدس که یک پدیده بسیار پویا و جوانگراست و تمام اهداف حرکت اصلاحی نظام، بخشی از انگیزه‌های دفاع مقدس است. عدالت اجتماعی، مهرورزی، فقر و غنا، گفتمان تمدنها، از زیرمجموعه تفکر بسیجی و رزمندگان با تحصیلات دانشگاهی تا رزمندگان گمنام و معمولی بوده است، زیرا تئوریهای انقلاب بسیار بکر هستند و مطمئن باشید رزمندگان نخواهند گذاشت جنگ ده ساله، فرمان امام(ره) و فرمان رهبری(ره) در اهمیت این معجزه الهی به یک نوستالژی بی‌خاصیت و ساکن تبدیل شود بلکه دفاع مقدس آنقدر زنده و پویاست که مهمترین منبع استراتژیهای امنیت ملی می‌تواند باشد.
جنگ 8 ساله ایران واقعه‌ای نیست که نیاز به سالگرد جشن تولد برای خالی نبودن عریضه داشته باشد بلکه این حق و نیاز هر نسلی بویژه نسلی که جنگ را ندیده‌اند، می‌باشد که روزشمار تحلیلی همه‌جانبه‌ای از جنگ تحمیلی در اختیارشان باشند و بهمراه خبره‌های جنگ مدتی با هم در سفر باشند. به تعبیر شهید آوینی در مورد این جنگ دقت کنید: بیا و بعثت دوباره انسان را تماشا کن، خداوند بار دیگر توبه انسان را پذیرفته است. شهدایی در جنگ پرورش یافتند و تکامل یافتند که مقام خلیفة‌اللهی در آنها دیده می‌شد ولی نه با این چشم و گوش غفلت‌زده که اسیر آمار و تبلیغ سازمانهای ذیربط هستند.
امیدواریم روزی را شاهد باشیم که ایرانی فرهنگ هویت ایرانیت خود را که بسیجی و تفکر بسیجی است در جان و دلش ریشه زند. ایرانی و هویتش در هشت سال دفاع مقدس توسط امام خمینی(ره) پدید آمد و تفکر حقیقی ایرانی همان تفکرات حضرت امام(ره) و شهدا می‌باشد این مهمترین استراتژی امنیت ملی ماست که می‌بایست نهادینه شود و نظام سلطه هم ایرانی و هویتش را خوب می‌شناسد به همین دلیل در سالهای اخیر خیلی برای ایجاد هویت یک آمریکایی دنبال معیار و تعریف بوده و هستند. گرچه هنرهای تصویری سینما و تلویزیون در آمریکا این هویت را با ساخت فیلمهای مطرح جنگی توسط کارگردانهای مطرح دنیا بسرعت سعی در نهادینه کردن و تحریف پلیدیهای این هویت دارد ولی هنرمندان، مسئولان هنری و فرهنگی و هنرمندان آنها در فاصله‌های کوتاه قویترین و زیباترین آثار را در ژانر سینمای جنگی خلق می‌کنند. مقایسه کنید هویت آمریکایی که هالیوود خلق کند و هویت ایرانی که با محور عشق در شلمچه و بازداشتگاه‌ها و شکنجه‌ها به مقام جانشینی خداوند ارتقاء یافت. البته در رسانه‌های ما با این فیلمهای آمریکایی مانند چیزهایی مقدس برخورد می‌کنند و چقدر هم هزینه نقد فیلم در جهت هویت ساختگی آمریکایی میشود، که جای تأسف دارد. اینگونه تبلیغ مفت و مجانی برای آنها می‌شود و مورد تکریم هم قرار می‌گیرند.
به ریاست محترم صدا و سیما و مسئولین محترم معاونت سیما پیشنهاد می‌کنم به نهادینه کردن هویت ایرانی و وحدت آن عنایت لازم را داشته باشند و وزیر محترم ارشاد اسلامی نیز چون نزدیکترین برادر دوقلوی صدا و سیماست، گرچه عملکرد معاونت‌های مهم و زیرمجموعه آن معاونتها قابل پیش‌بینی است چون چهره‌های شناخته شده‌اند و بعضاً امتحان پس داده‌اند ولی اغلب دوستان اهل هنر منتظر عملکرد شخص آقای هرندی هستند، شاید ایشان تواناییهای خاص از معاونت‌ها و بدنه آنها سراغ دارند که انشاءالله به نهادینه کردن هویت ایرانی مسلمان کمک شود. و همراهی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس که البته تطبیق واقعیتها با یان اسم بنیاد کافی است هرکس که مسئول این بنیاد باشد، نباید حتی قویترین مدیر فرهنگی در کشور هم که باشد، نباید شب‌ها خواب بر چشمانش بیاید.