تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۰۹۷

ترجمه: شبنم جعفرزاده
گروه دیپلماسی-
به تازگی اتفاقاتی در منطقه خاورمیانه رخ داده که محوریت آن از ایران آغاز شده است. پس از سخنان چند هفته اخیر رئیس‌جمهوری ایران در مورد اسرائیل و فلسطین، دولت‌های غربی شدیداً واکنش نشان دادند و دلیل آن هم این بود که در پنج دهه گذشته آنها همواره سعی داشتند بر جنایات اسرائیل سرپوش بگذارند و با حمایتی همه جانبه از اعمال نامشروع و غیرانسانی اسرائیل، این کشور را در میان منطقه‌ای عرب زبان مستقر کنند. اکنون که عرب‌ها از مبارزه با این روند دست برنداشته و حتی وجود چنین کشوری را محکوم نمی‌کنند، ایران با تکرار مواضع قدیمی و همیشگی خود به غرب و اسرائیل یادآور شده که واقعیت‌های تاریخی آن چیزی نیست که آنها نشان می‌دهند و سعی در تقویت آن دارند. گرچه مسئله ایران – آمریکا بر سر اسرائیل نبوده است ولی در چند سال گذشته که آمریکا حق امنیتی اسرائیل را در منطقه به رسمیت شناخت، این مسئله تبدیل به معضلی میان دو کشور شد و تل‌آویو سریعاً به اولین و جدی‌ترین مخالف برنامه هسته‌ای ایران تبدیل شد و حتی قصد داشت ظرفیت‌های نظامی ایران را هم کنترل کند. در حال حاضر که ایران درگیر مسئله هسته‌ای است، مسئله اسرائیل هم به نوعی می‌تواند در راستای اهداف ایران مورد بررسی قرار گیرد و احتمال دارد که وضعیت آمریکا در عراق و پذیرفتن نقش و نفوذ ایران در منطقه خود موجب بروز چنین موضعی از جانب ایران باشد. در عین حال رسماً اعلام شد که سفیر آمریکا در بغداد وظیفه برقراری ارتباط با ایران را دارد و اگر این قضیه خواست دولت آمریکا نبود هیچ‌گاه مطرح نمی‌شد. کشورهای غربی بدانند که در نهایت باید با ایران کنار بیایند و اروپا می‌تواند در برخورد با مسئله هسته‌ای این کشور از ارائه تضمین‌های بیشتری به ایران استفاده کند. به گفته هانس بلیکس، تفاوت فاحشی میان ایران و کره شمالی وجود دارد و مذاکرات با ایران هنوز به پایان نرسیده است. از سوی دیگر اسرائیل قصد کرده دامنه عملکرد خود را گسترش دهد و در برخی از مناطق عراق نفوذ کند که این قضیه خود موجب مواجهه مستقیم ایران - اسرائیل خواهد شد. سخنان احمدی‌نژاد درباره اعراب نیز درخور توجه است چرا که اسرائیل به روشنی و با حمایت کامل آمریکا اعلام کرده که در پی تشکیل دولت عادی در منطقه نیست و قصد دارد به جای مشارکت در صلح منطقه، موقعیت هژمونیک خود را تقویت کند. با توجه به اشغال سرزمین‌های فلسطین از سوی اسرائیل و عدم پیروی این کشور از قوانین جهانیی و با در نظر گرفتن اینکه هیچ‌یک از دولت‌های غربی تاکنون در برابر اقدامات اسرائیل واکنشی نشان نداده و آنها را محکوم نکرده‌اند بلکه حتی در سطح جهانی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته‌اند، شاید سران کشورهای غربی بتوانند اظهارات احمدی‌نژاد را محکوم کنند ولی مسلماً عرب‌ها نباید از چنین محکومیت‌هایی حمایت کنند هرچند درصدد حمایت از گفته‌های رئیس‌جمهوری ایران نیز برنیایند.
منطق دیپلماتیک ایران
بار دیگر برنامه هسته‌ای ایران تبدیل به مسئله‌ای شده که اسرائیل و متحدان آن بتوانند با سپر بلا کردن آن «آماده مقابله با تهدید هسته‌ای» ایران شوند. اکنون بسیاری در جهان می‌خواهند ایران را محدود کنند و نه اسرائیل را و به بیانی دیگر «کارشناسان» تشخیص داده‌اند که به جای مقابله با وضعیت موجود اسرائیل که همه عرب‌ها و مسلمانان را تهدید می‌کند، به مواجهه با وضعیتی بپردازند که شاید در آینده ایجاد شود. ایده‌هایی که برای مقابله با ایران وجود دارند شامل تحریم، حمله نظامی، انزوای ایران با همکاری امنیتی با همسایگان این کشور می‌شوند، گویی که نتیجه‌ای قطعی در مورد خطرساز بودن برنامه هسته‌ای ایران حاصل شده است. این در حالی است که حتی اگر اسرائیل متقاعد به توقف فعالیت‌های هسته‌ای خود شود و یا تاسیسات خود را منحل کند، باز هم وضعیت این کشور معلوم است زیرا همچنان دارای زرادخانه‌های هسته‌ای است بنابر گزارش‌ها حدود 200 سلاح هسته‌ای دارد که با آنها می‌تواند هر کشور عربی یا کشوری را در قلب آسیا و اروپا هدف قرار دهد. عرب‌ها به هیچ‌وجه مایل نیستند که ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد و حتی از تلاش‌های آمریکا برای خلع سلاح هسته‌ای خاورمیانه حمایت می‌کنند اگر تنها با ایران برخورد شود و در مورد اسرائیل به عنوان تنها کشور هسته‌ای در منطقه هیچ اقدامی صورت نگیرد، اعراب در واقع به جای حل مشکل خود تسلیم سیاست‌های آمریکا - اسرائیل شده‌اند. غربی‌ها باید بدانند که حتی اگر ایران به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد باز هم خطر آن بیشتر از خطر اسرائیل برای کشورهای عرب منطقه نخواهد بود و همچنین ایران هیچ‌گاه کاری نخواهد کرد که به موقعیت و مقبولیت خود در جهان لطمه بزند. حمایتی که ایران از مخالفان اسرائیل می‌کند، حمایت تروریسم نیست و در واقع وظیفه این کشور برای جلوگیری از اشاعه تروریسم و سلطه اسرائیل در منطقه است. از همه مهمتر این است که ایران برخلاف ادعاهایی که در مورد افراطی بودن آن می‌شود، هنگامی که طالبان دیپلمات‌های ایرانی را در افغانستان به قتل رساند، به این کشور حمله نکرد. پس منطقی نیست که اکنون به ادعای غربی‌ها در پی دستیابی به بمب هسته‌ای و حمایت از تروریسم باشد و قصد مقابله با اروپا و آمریکا را داشته باشد. ایران زمانی که آمریکا دو جنگ ویرانگر را در منطقه آغاز کرد، هیچ دخالتی نکرد و پس از آنکه دو دشمن بزرگ آن در همسایگی این کشور از آمریکا شکست خوردند تبدیل به قوی‌ترین کشور در منطقه شد. بررسی تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که ایران منطقی‌تر و محتاط تر از آنی است که غرب تصور می‌کند و به ویژه از تهدیدات آمریکا و نومحافظه کاران این کشور که حامی جنگ عراق علیه ایران بودند، آگاه است. آمریکا یک‌بار در عراق جبهه نادرستی را برای جنگ انتخاب کرد و اکنون این خطر وجود دارد که به بهانه سلاح هسته‌ای باز هم تصمیم نادرستی بگیرد. هرچند پرواضح است که بخش زیادی از موضع‌گیری آمریکا علیه ایران به سبب موجودیت اسرائیل و سلاح‌های هسته‌ای آن است، باید منتظر ماند و عکس‌العمل آمریکا را شاهد بود.
بهره‌گیری از قدرت الفاظ
پس از پایان اجلاس سران کشورهای اسلامی، رئیس‌جمهوری ایران طی اظهاراتی خواستار انتقال اسرائیل به اروپا شد و این قضیه به انتقادات و محکومیت سخنان وی از سوی دولت‌های غربی منتهی شد. این موضوع تصویر ضدغربی ایران را در منطقه واضح‌تر کرد و البته هیچ کشوری هم نتوانست با ایراد چنین سخنانی مخالفت کند چرا که هرگونه مخالفتی، دفاع از موجودیت اسرائیل تلقی می‌شد. گفته‌های وی در زمانی مطرح شد که فلسطینی‌ها و مقامات آنها نیازمند آرامش مطلق برای برگزاری انتخاباتی مشروع در بهترین شرایط هستند و اسرائیل سعی دارد شرایط را به سمت مواجهه‌ای پیش برد که رئیس‌جمهوری فلسطین تاکنون درصدد دوری گزیدن از آن بوده است. در عین حال ایران خود در آستانه دور جدید مذاکرات با اروپا بر سر برنامه هسته‌ای خود قرار دارد و این سئوال به ذهن خطور می‌کند که چنین موضع‌گیری از جانب ایران علیه موضوع اسرائیل چه معنایی دارد به ویژه هنگامی که کشورهای غربی حساسیت زیادی در مورد مسئله هولوکاست به عنوان واقعیتی تاریخی دارند. اگر ایران بخواهد اسرائیل را وسیله‌ای برای حل پرونده هسته‌ای خود قرار دهد، کشورهای خلیج فارس هستند که ممکن است از وقوع این امر نگران شوند زیرا آنها حتی در مورد مقاصد ایران در عراق و کل منطقه هم دچار تردید هستند. از سوی دیگر اسرائیل هنوز درگیر جنگ لفظی با ایران نشده است ولی چنین عکس‌العملی هم خود قابل تامل است زیرا در صورت مواجهه این دو کشور، عراق است که صحنه برخورد آنها خواهد بود. این کشور در حال حاضر شاهد حضور غیرقانونی نظامیان آمریکا، تنش‌های شدید قومیتی و شرایطی است که منطقه تاکنون دچار آن نبوده است. ایران در این میان تنها یکی از بازیگران این صحنه نیست بلکه نقشی اساسی و محوری در تمامی وقایع خاورمیانه دارد. برگ برنده ایران علاوه بر موقعیت این کشور در مورد پرونده هسته‌ای، شامل به قدرت رسیدن شیعیان در عراق و افزایش نفوذ آنها می‌شود. بهترین کاری که ایران می‌تواند در شرایط فعلی انجام دهد، بهره‌گیری از اشتباهات متعدد آمریکا در عراق است زیرا نظرات عموم مردم آمریکا حاکی از آن است که این کشور باید به زودی از عراق خارج شده و به این وضعیت خاتمه دهد و وقوع این جریان مناسب‌ترین زمان برای عملکرد هوشمندانه ایران خواهد بود. در این زمان اهمیتی ندارد که اسرائیلی‌ها چه اندازه علیه ایران سخن می‌گویند زیرا آنها می‌دانند که اگر قبلاً هم قادر به عمل کردن به سخنانشان بودند، اکنون امکان ندارد که بخواهند جنگی دیگر آغاز کنند. با این حال احتمال دارد آنها بخواهند با تاثیر بر مسکو، پکن و اروپا، پایه‌های روابط این کشورها را با دولت ایران متزلزل کنند. البته در این میان قدرت ایران هم مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و به این بستگی دارد که مواجهه دو طرف مستقیماً در ایران صورت خواهد گرفت یا در کشورهای همسایه به ویژه عراق و سوریه انجام خواهد شد. ایران تجربه هشت سال جنگ با عراق را به خوبی به یاد دارد و از آن درس گرفته است و در عین حال به دقت اوضاع سوریه و لبنان را هم زیر نظر دارد. به هر حال تصور اینکه اسرائیل در حال آماده‌باش جنگی به سر می‌برد بسیار تهدیدکننده است و چندان هم تصادفی به نظر نمی‌رسد که رئیس‌جمهوری ایران در چنین شرایطی این‌گونه سخن گفته باشد. آیا ایران در نظر دارد بدون آغاز هرگونه مواجهه‌ای در عمل، تنها با اظهارات خود علیه اسرائیل امنیت خود را در منطقه تضمین کند؟ شاید این‌طور باشد ولی نباید از این موضوع هم غافل بود که اسرائیل هنوز هیچ عکس‌العمل خاصی در این زمینه نشان نداده است.