* با توجه به توافق ایران با سه کشور اروپایی در اجلاس سعدآباد و پایبندی تهران به تعهدات در برابر این کشورها انتظار میرفت اروپا در شورای حکام به شیوهای دیگر باشد. آیا پیشنویس قطعنامه سه کشور اروپایی به تنهایی مهمترین دلیل عدم پایبندی اروپا به تعهداتشان از جمله بیانیه تهران نیست؟
** اگر بخواهیم منطقی و دور از احساسات ارزیابی کارشناسی داشته باشیم اروپا را نه میشود به عنوان عدم پایبندی به تعهدات خود مورد سرزنش و محکومیت قرار دارد و نه میشود به عنوان اجرای کامل تعهدات ستود.
اصلیترین موضوعی که اروپاییها در بیانیه تهران متعهد شدند حل و فصل موضوع هستهای ایران در داخل آژانس بود و به معنای دیگر جلوگیری از ارجاع موضوع هستهای ایران به شورای امنیت.
باید توجه داشت که اولا پارسال با قطعنامه سپتامبر شورای حکام، موضوع هستهای ایران به معنای واقعی یکی از موضوعات مهم بینالمللی تلقی شد و نگرانیبینالمللی از کم و کیف فعالیتهای هستهای ایران زمینهای را فراهم کرد که آمریکا بتوانند میدان داری کرده و ایران را به عنوان چالش جدی امنیت منطقه و بینالملل معرفی کند تا موضوع را از دست شورای حکام خارج و به شورای امنیت بفرستد. وقتی موضوعی در دستور کار شورای امنیت قرار میگیرد از نظر سیاسی- دیپلماتیک و حقوقی بدین معناست که تهدیدی برای امنیت و صلح بینالمللی تلقی شده است.
بر این اساس، اروپا تا کنون علیرغم همه فراز و نشیبها به تعهدات خود پایبند بوده است. آنها در اجلاس نوامبر فوقالعاده فعال و مقتدرانه به میدان آمدند، در اجلاس مارس ضعیف عمل کردند تا رسیدیم به اجلاس ژوئن. اما در فوریه 2004 توافق دیگری با اروپا در اجلاس بروکسل داشتیم که در آن توافق اعلام شد حداکثر تلاش را به خرج خواهند داد تا پرونده ایران در اجلاس ژوئن بسته شود، البته منوط به اینکه ایران همکاری کامل داشته و موضوع جدیدی کشف نشود. همچنین گزارشهای البرادعی مثبت و حاکی از همکاری کامل ایران با آژانس باشد.
اگر پیشنویس قطعنامهای که در حال حاضر اروپا تهیه کرده است به همین شکل تصویب شود از نظر ایران اروپا تعهدات خود را در فوریه 2004 در بروکسل زیر پاگذاشتهاند، مگر اینکه در این قطعنامه، اصلاحاتی صورت گیرد که ایران را در خصوص پایبندی اروپا به تعهداتش قانع کند.
* در بیانیه تهران تاکید شده بود که سه کشور اروپایی برای تسریع در خروج پرونده ایران از دستور کار شورای حکام تلاش کنند، چرا در حال حاضر از این اقدام طفره میروند؟
** همینطور است در تعهد ما و سه کشور در بیانیه تهران ذکر شده بود که ما همکاریمان را با آژانس سرعت ببخشیم و در مقابل اروپاییها هم حل و فصل پرونده ایران را تسریع کنند، اما با وجود اینکه ما رد این مقطع معتقدیم همکاریهای ایران سرعت یافته و در 15 ماه گذشته حدود 670 مورد بازرسی را پذیرا بوده است. در مقابل اروپاییها و آژانس معتقدند که هنوز برخی مسایل باقیمانده است و بنابراین تا مسایل و ابهامات فنی باقی مانده باشد نمیشود پرونده را بست. از جمله اینکه میگویند شما اظهار نامه پروتکل را چند هفته قبل دادید و راستی آزمایی این اظهارنامه که بیش از هزار صفحه است چند ماه طول بکشد. این بحث فنی و حقوقی است که بین ما و آژانس و اروپا وجود دارد.
*اما به هر حال شفاف شدن فعالیتهای هستهای ایران قابل انکار نیست. آیا نباید در برابر این وضعیت جدید موضعی منطقیتر از طرف اروپا اتخاذ میشد؟
** کاملا درست است. ما معتقدیم که ابهامات فنی در این پروسهای که طی شده به حداقل ممکن رسیدهاست. در سپتامبر 2003 طیف وسیعی از ابهامات و نگرانیهای بینالمللی در مورد فعالیتهای هستهای ایران وجود داشت و 9 ماه بعد در ژوئن 2004 مدیر کل آژانس در گزارش خود اعلام کره است که بیش از دو موضوع فنی برای حل و فصل نهایی باقینمانده است. یک 2 p و دیگری آلودگی که این پیشرفت بزرگی در کار است. یعنی در حقیقت بعد از بیانیه تهران در کمتر از 9 ماه ابهامات فنی به دو مورد تقلیل یافت.
در این دو مورد نیز باید یادآور شد اولین بار که نمونهبرداری کردند طیف وسیعی از آلودگیها از دو تا 90 درصد مشاهده شد اما در حال حاضر آژانس پی برده است که منشاء آلودگیهای کشف شده خارجی بوده و تنها در یک مورد آلودگی 36 درصد ابهام وجود دارد که رفع آن نیز به همکاری کشور ثالث مربوط میشود.
در خصوص2 p که به عنوان یک کشف جدید موجب افزایش حساسیتهای بینالمللی شد نیز همکاری ایران با آژانس حدود 90 درصد ابهامات را بر طرف کرده است و باقی ابهامات نیز با ادامه همکاریها بر طرف خواهد شد.
در حال حاضر ما معتقدیم که این ابهامات فنی میتواند در دبیرخانه آژانس دنبال شود و دلیلی ندارد که موضوع در دستور کار شورای حکام بماند. پرونده کشورها وقتی در دستور کار شورای حکام میآید که نگرانی عمده در خصوص انحراف از فعالیتهای صلح آمیز هستهای وجود داشته باشد و امروز با بیش از 670 بازرسی انجام شده کاملا اطمینان داریم که خود آژانس و اروپا میدانند که ایران نه سلاح هستهای دارد و نه انحرافی از تعهداتش در آژانس انجام داده است.
*ظاهرا عدم تعامل صحیح پاکستان با آژانس مانع تسریع حل ابهامات در خصوص آلودگی دستگاههای وارداتی شده است، درست است؟
** ما نمیدانیم کشور ثالث چه کشوری بوده است، ما قطعات را از یک دلال در دبی خریدیم و این وظیفه آژانس است که کشور ثالث را تشخیص دهد و با آن گفتگو کند. در گزارش البرادعی هم آمده که با کشور ثالث گفتگو شده اما همکاری مورد نظر آژانس از طرف این کشور صورت نگرفته است.
اگر پیشنویس قطعنامهای که اروپا تهیه کرده است به همین شکل تصویب شود از نظر ایران اروپا تعهدات خود در فوریه 2004 بروکسل را زیر پا گذاشته است، مگر اینکه در این قطعنامه، اصلاحاتی صورت گیرد.
* پیشنویس قطعنامهای که سه کشور اروپایی در نشست اخیر تهیه کردهاند لحن مناسبی ندارد و ایران خواستار حذف برخی بندهای آن و اصلاح برخی دیگر شده است. در این مورد توضیح بفرمایید.
** اروپا در این قطعنامه از همکاری ایران قدردانی کرده است و انجام راستی آزماییهای آژانس را در ایران به رسمیت شناخته. در کنار آن از اینکه در انجام برخی بازرسیها و همکاریها تاخیر داشتهایم ابراز تاسف کردهاند و خواستار آن شدهاند این همکاری بطور فعال و به موقع انجام شود. در گزارشهای البرادعی هم دقیقا همینطور است یعنی از نظر کارشناسی پیشنویس قطعنامه سه کشور اروپایی تفاوت عمدهای با گزارشهای البرادعی ندارد و تفاوت جزیی در همان چارچوب است.
ایراد عمدهای که ما به قطعنامه داریم این است که میگوییم تعلیق داوطلبانه است و ما اینکار را برای ایجاد اعتماد بینالمللی انجام دادیم. فرصت دادیم تا ثابت شود فعالیت غنیسازی ما صلح آمیز است و این فعالیتها تحت نظارت آژانس قرار گیرد. با انجام این اقدامات ماهیت و کم و کیف فعالیتهای غنی سازی ایران برای آژانس روشن شد و بنابراین چانهزنی اروپاییها برای گسترش دامنه تعلیق و اینکه این دامنه شامل تاسیسات آب سنگین اراک و UCf اصفهان هم شود کاملا مغایر ان پی تی است.
* تقاضا برای تعلیق این دو کارخانه صراحتا در پیشنویس قطعنامه ذکر شده است؟
** در قطعنامه از ایران تقاضا شده است که تعلیق کامل را بپذیرد. در عین حال توسط آژانس فراوری غنیسازی اصفهان هم جزو دامنه تعلیق حساب شده و اروپاییها هم به این استناد کردهاند که تحقیق را مطابق تعریف آژانس انجام دهید. اما ما حرفمان این است که بنا نداریم تا ابد در مورد کم و کیف دامنه تعلیق چانهزنی کنیم بلکه یک مدتی را برای ایجاد اعتماد بینالمللی به ابتکار خودمان انجام دادیم.
با این تفسیر به نظر میرسد مهمترین نکتهای که بین ما و اروپا و آمریکا و جود دارد بحث غنیسازی اورانیوم و دامنه تعلیق آن است. مسالهای که گزارشهای البرادعی هم به آن دامن زده است.
* به گفته دکتر صالحی نماینده پیشین ایران در آژانس البرادعی قبل از ساخت کارخانه اصفهان محل احداث آن را دیده و از اهداف ایران در این محل آگاه شده است و بعد از آن نیز ایران هیچ محدودیتی برای آژانس در خصوص بازدید از مراحل ساخت و بهرهبرداری این تاسیسات ایجاد نکرده است. در عین حال بعد از اعلام آغاز بکار این کارخانه در اوایل فروردین امسال توسط رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان علیرغم ابراز نگرانی سه کشور اروپایی سخنگوی آژانس اعلام کرد که مشکلی در خصوص این پروژه وجود ندارد و این پروژه در دامنه تعلیق غنیسازی اورانیوم نیست. موضعگیری جدید آژانس در این خصوص به چه معناست؟
** در گزارش آقای البرادعی آمده است که USF اصفهان هم طبق تعریف آژانس در دامنه تعلیق قرار میگیرد.
* ولی آژانس قبلا خلاف این اعلام کرده بود!
** این موضوع را باید از نظر فنی توضیح بدهم. ما در بیانیه تهران توافق کردیم که دامنه تعلیق طبق تعریق آژانس صورت بگیرد همچنین در همان بیانیه قید شد که کلیه "فعالیتهای غنیسازی" داوطلبانه به تعلیق درآید. این در حالی بود که در قطعنامه سپتامبر شورای حکام آژانس تاکید شد کلیه "فعالیتهای غنی سازی و فعالیتهای مرتبط با آن" تعلیق شود.
آژانس در بخش اول تعلیق را طبق بیانیه تهران تعریف کرد. در بخش دوم تعلیق در قالب تعلیق مورد نظر در قطعنامه سپتامبر و در سومین بخش به تعریف تعلیق کامل برای جلب اعتماد کامل بینالمللی پرداخت و اقدامات اعتماد برانگیز اضافی را تعریف کرد که تعلیق فعالیت USF هم در قالب تعریف سوم میگنجد.
* آژانس چه زمانی این تعاریف را ارایه کرد؟
** بعد از بیانیه تهران
* ما با وجود این تعریف USF را فعال و 6UF (گاز مورد نیاز برای غنیسازی اورانیوم) را تولید کردیم؟
** ما چون متعهد به بیانیه تهران بودیم و بیانیه را قبول کرده بودیم تنها تعریف آژانس از جملهبندی این بیانیه را پذیرفتیم و بطور کامل هم به آن عمل کردیم. اما حالا آژانس و اروپا چانهزنی میکنند که تعلیق غنیسازی طبق تعریف آژانس در هر سه بخش باشد که این از موارد مورد اختلاف ما است.
* با توجه به اینکه سه کشور اروپایی در بیانیه تهران متعهد شدند که به انتقال فنآوری هستهای و پیشرفت آن در ایران کمک کنند آیا درخواستشان برای گسترش دامنه تعلیق و تلاششان برای توقف این فرایند مغایر با بیانیه تهران نیست؟
** برای جواب دادن به سوال شما باید به موضوع مهمی اشاره کنم. سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان از ابتدای بحث غنیسازی در ایران در نامهای که ژوئن پارسال قبل از اجلاس سپتامبر به تهران نوشتند خواستار توقف فعالیتهای غنیسازی شدند و شرط همکاریهای صلحآمیز هستهای با ایران را توقف غنیسازی عنوان کردند.
اروپاییها در گفتگوهای سعدآباد نیز اصرار داشتند که ایران غنیسازی را بطور کامل متوقف کند و در مقابل اروپا در همه زمینههای فعالیتهای هستهای صلحآمیز با ایران همکاری کامل داشته باشد. آنها همچنین در آن گفتگوها گفتند که اگر ایران غنیسازی را متوقف کند، اروپا آماده است تعهد دهد که سوخت نیروگاههای هستهای ایران را تا 50 سال تامین خواهد کرد و حاضر است در زمینه گسترش ساخت نیروگاههای اتمی نیز همکاری کند. امروز هم اروپاییها همچنان این پیشنهاد را مطرح میکنند.
* ما تا به امروز هیچ وقت با اروپاییها در خصوص غنیسازی اورانیوم به توافق و تفاهم نرسیدهایم بنابراین اگر کسی بگوید اروپاییها زیر تعهدشان در بیانیه تهران زدهاند حرف درستی نیست.
** بله ولی سه کشور اروپایی در نهایت قبول کردند که در مقابل تعلیق غنیسازی و نه توقف آن برای بسته شدن پرونده ایران تلاش کنند و روند ارسال تکنولوژی به ایران را تسهیل نمایند و حالا دوباره بحث توقف را پیشکشیدهاند.
نه ببیند! در قالب بیانیه تهران آنها متعهد شدند مسائل ایران داخل آژانس حل و فصل شود و در خصوص غنی سازی گفتگوی دراز مدتی را پیشنهاد کردند که در قالب آن به تفاهم مشترک برسیم. اروپاییها به ویژه در اجلاس نوامبر شورای حکام که فضای بینالمللی به شدت علیه ایران آلوده بوده، طبق تعهدشان در کنار روسیه و غیر متعهدها تاثیر بسزایی در انزوای آمریکا داشتند و توانستند مساله ارجاع ایران به شورای امنیت را در نطفه خفه کنند.
بنابراین اگر بخواهیم اروپاییها را سرزنش کنیم باید منصف باشد و با تصورات نادرست نمیتوان آنها را محکوم کرد.
ما از همکاری اروپاییها و از پیشنویسی که تهیه کردند راضی نیستیم ولی اینکه آنها را متهم کنیم به این که تعهداتشان را در قالب بیانیه تهران زیر پا گذاشتند کار درستی نیست.
سه کشور اروپایی سعی دارند با گروگان گرفتن مسائل جزیی فنی باقیمانده، زمینه چانهزنی بر سر وضعیت غنیسازی در ایران را فراهم کنند.
* همانطور که شما گفتید با توجه به توافق فوریه در بروکسل که اروپا در قبال همکاریهای ایران متعهد شده است تلاش کند پرونده ایران در اجلاس ژوئن بسته شود در حالی که علی رغم همه همکاریها، باقی ماندن ابهامات، دیر ارائه شدن اظهار نامه و تاخیر و اختلال در بازرسیها در ماه مارس را مطرح میکنند و به نظر میرسد سعی دارند با هدف باز ماندن پرونده ایران برای دستیابی به اهدافشان از زیر تعهداتشان شانه خالی کنند. اینطور نیست؟
** درست است این از موارد اختلاف نظر ما با اروپاست. ما در زمان قانونی اظهارنامه به آژانس داریم آیا با اروپا قبلا توافق کرده بودیم که زودتر بدهیم یا آیا تاخیر در انجام بازرسیها در تعطیلات نوروز اختلال جدی در بازرسیها ایجاد کرد؟
مدت تاخیر فقط 3 هفته بود اما آژانس ادعا میکند. این سه هفته بسیار مهم بوده است چرا که اگر بازرسی طی آن مدت صورت میگرفت جواب آزمایشات بررسی نمونههای برداشته شده تا نشست ژوئن آماده میشد.
* ایران چه جوابی برای این تاخیر دارد. آیا با علم به اینکه نتیجه نمونه برداریها تا ژوئن آماده نمیشود از ورود بازرسان ممانعت کرد؟
** واقعیت این بود آنها میخواستند از مراکز خصوصی بازدید کنند و ما نمیتوانستیم در تعطیلات عید کارگاههای خصوصی را موظف کنیم که فعال باشند. این واقعا مشکل بود. در خصوص آماده نشدن نتیجه بازرسیها این حرفی درستی است که نتایج آزمایشها به چند ماه زمان نیاز دارد و ما هم این را قبول داریم اما معتقدیم ما هیچ محدودیت زمانی برای استمرار بازرسیها و نمونهبرداریها ایجاد نکردیم بلکه با گارد باز عمل کردیم تا کلیه ابهامات آژانس برطرف شود، حتی اگر یک یا دو سال دیگر زمان نیاز باشد. زیرا مطمئنیم اگر 100 سال دیگر آژانس در ایران بررسیهای فنی را دنبال کند به هیچ عنوان به این نتیجه که ایران از دایره صلحآمیز فعالیتهای هستهای خارج شده نخواهد رسید. در عین حال معتقدیم که خواستههای قطعنامههای سپتامبر و نوامبر و مارس توسط ایران انجام شده است. ایران پروتکل را موقتا به اجرا در آورد. غنیسازی را داوطلبانه تعلیق کرد و اظهارنامهاش را طبق پروتکل یکماه قبل از موعد قانونی به آژانس تحویل داد. بنابراین دلیلی برای استمرار موضوع در دستور کار شورای حکام وجود ندارد و ابهامات فنی هر چه که باشد در قالب آژانس و دبیرخانه مثل بقیه کشورها میتواند دنبال شود. این، منطق ما در جدل سیاسی با اروپا و آژانس است.
* اما متن قطعنامه سه کشور اروپایی و بندهای مورد اعتراض ما چه شد؟
** در این باره باید اول توضیح بدهم که پرونده هستهای ایران دو فصل داشت. یک فصل با قطعنامه سپتامبر 2003 باز شد موجی از سوءظن و نگرانی بینالمللی علیه ایران و خطر ارجاع ایران به شورای امنیت ملی شکل گرفت این فصل را با تدابیر سیاسی در قالب شورای عالی امنیت ملی و با تائید مقام معظم رهبری بستیم و امروز آمریکا هم اگر بخواهد این موضوع را دوباره مطرح کند در انزوای صد در صد قرار خواهد گرفت. این دستاورد بزرگی برای نظام جمهوری اسلام ایران است و میتوان گفت وظیفه اصلی شواری عالی امنیت ملی هم که رفع تهدید از کشور است به خوبی انجام شد.
اما فصل دوم که مشتمل بر ابهامات فنی و تکنیکی است هنوز باز است. خوشبختانه با سیاستها و تعاملی سازنده ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی دامنه این ابهامات همانطور که گفته شد به حداقل ممکن رسیده است و به نظر من از نظر کارشناسی پرونده فنی ایران ظرف چند ماه آینده به طور طبیعی بسته خواهد شد و آژانس، آمریکا و اروپا هم این را میدانند.
اما مسائل جزیی فنی باقیمانده علیرغم اینکه میتواند از طرح در شورای حکام خارج شود اما مورد سوء استفاده اروپا و آمریکا قرار میگیرد. سه کشور اروپایی سعی دارند با گروگان گرفتن مسائل جزیی فنی باقیمانده زمینهچانهزنی بر سر وضعیت در غنیسازی در ایران را فراهم کنند. بندهای قطعنامه مهم نیست ما با کلیت آن مخالفیم بنابراین چالش جدید ایران حتما بحث غنیسازی خواهد بود نه چند مساله جزیی فنی باقیمانده.
البته برای روشن شدن افکار عمومی داخل کشور و رفع سوءتفاهمها باید بگویم که خواست اروپاییها این است که ایران در قبال توقف غنیسازی از همکاری کامل اروپا در کلیه زمینههای صلحآمیز هستهای بهرهمند شود. یعنی اروپا نمیگوید که شما فعالیت هستهای نداشته باشید. در حالی که آمریکا و اسرائیل خواستار عدم بهرهمندی ایران از تکنولوژی هستهای هستند.
* بر فرض قبول شرط اروپا توسط ایران، کشورهای اروپایی تحت تاثیر آمریکا تعهداتشان را به فراموشی نخواهند سپرد؟ آیا خواست آمریکارا نادیده میگیرند؟
** اروپا عمده نگرانیشان از غنیسازی است و نگرانند که ایران با دستیابی به این تکنولوژی هر لحظه که اراده کنند بتواند به بمب اتمی دست یابد. آنها میگویند چون غنیسازی توجیه اقتصادی ندارد سوخت را بخرید مثل اکثر کشورهای جهان که تکنولوژی غنیسازی را ندارند و سوخت نیروگاههایشان را میخرند.
در یک کلام، معاهده NPT را پذیرفتهایم و در چارچوب آن میتوانیم غنیسازی کنیم و حتما باز هم دوباره این کار را خواهیم کرد
* ظاهرا 12 کشور قابلیت غنیسازی دارند، درست است؟
** نه تا حدود 40 کشور هم گفته شده. ولی معلوم نیست که واقعا درست باشد، اما به هر حال اکثر کشورهای دنیا سوخت هستهای مورد نیاز خود را وارد میکنند و این یک واقعیت است. اما ما یک بحث اصولی داریم و آن این است کهNPT حقوق و محدودیتهای متقابلی را برای کشورها از جمله ایران قائل شده است. ما محدودیتها را برای بهرهمندی کامل از حقوق پذیرفتهایم و غنیسازی هم حق مشروع ایران و کلیه کشورهای عضو است.
اگر از کشورها خواستهشود که از این حق محروم شوند، در حقیقت پیمان NPT نقض شده است و ما این تبعیض را به هیچ عنوان نمیپذیریم.
ما غنیسازی را بخشیاز توان تکنولوژیک ایران میدانیم و به هیچ وجه حاضر نیستیم از آن چشمپوشی کنیم، یا حتی بر سر آن چانهزنی کنیم.
در یک کلام معاهده را NPT پذیرفتهایم و در چارچوب آن تا 3/5 درصد میتوانیم اورانیوم را غنی کنیم و حتما باز هم دوباره تا سقف 3/5 درصد غنیسازی خواهیم کرد و در مقابل هیچ محدودیتی هم برای این فعالیتها نمیپذیریم.
* طبق معاهده NPT کشورهای اروپایی به عنوان کشورهای برخوردار موظفند که تکنولوژی هستهای را در اختیار ایران قرار دهند بدون هیچ گونه پیش شرطی، درست است؟
** کاملا درست است، اما برای اینکه حرف غیر کارشناسی نزده باشم باید تاکید کنم که ابتدا آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای یک کشور را تایید کند تا سپس بقیه کشورها بتوانند همکاری صلح آمیز با آن کشور داشته باشند. در عین حال طبق NPT کشورهای برخوردار اجباری برای این کار ندارند و تنها به همکاری تشویق شدهاند.
ما در حال حاضر تلاش میکنیم تا آژانس هر چه زودتر اعلام کند فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران صلحآمیز است و تنها از آن زمان به بعد است که میتوان اروپا را بازخواست کرد که حالا که آژانس صلحآمیز بودن فعالیتهایمان را تایید کرده است چرا شما به تعهدتان طبق توافق اکتبر تهران عمل نمیکنید.
اما توجه داشته باشید، آژانس هنوز صلحآمیز بودن کامل فعالیتهای هستهای ایران را اعلام نکرده است، اروپا با این توجیه که تنها چیزی که میتواند زمینه غیر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای را فراهم کند غنیسازی اورانیوم است میگوید. شما این فعالیت را متوقف کنید تا ما و آژانس با تایید صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای شما از همین حالا همکاریهای گستردهمان را برای انتقال سایر انواع تکنولوژی هستهای به ایران آغاز کنیم.
* به تازگی گروه 8G در خصوص فعالیتهای هستهای ایران اعلام نظر کردهاند پاسخ ایران به این نظرات چیست؟
** گروه 8 G از ایران دعوت کرده است که به تعهداتش در قبال پادمان و پروتکل پایبند باشد و این در حالیست که ما قبلا به این درخواست پاسخ مثبت دادهایم و پاسخ ما همچنان مثبت خواهد بود اما در مقابل این درخواست که ایران به غنیسازی ادامه ندهند و یا اینکه آن را متوقف کند کاملا مغایر با درخواست اول است چرا که NPT حق همه کشورها را برای غنیسازی به رسمیت میشناسد.
این تناقض در رفتار گروه جی هشت، وضعیتی است که، از زمان پیروزی انقلاب تا کنون همواره از سوی غرب در مورد ایران مصداق داشته است چرا که همواره از یک سو ما را دعوت میکند. به پیروی از معاهدات بینالملل و از طرف دیگر حقوق مشروع و شناخته شده، بینالمللی در قالب همان معاهده را برای ما به رسمیت نمیشناسد.
ایران از خواست دیگر هشت کشور صنعتی مبنی بر دعوت به مبارزه با سلاح کشتار جمعی استقبال میکند و اما همانطور که به اروپا گفتیم آماده همکاری برای عاریسازی خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی هستیم.
* آنچه بعد از مطرح شدن پرونده هستهای ایران در شواری حکام بسیار جلب توجه میکرد اظهارنظرهای کارشناسی، مسئولان حکومتی، نمایندگان مجلس و رسانههای خبری داخلی در این خصوص بود. تاثیر این گونه مباحث و اظهارنظرها را در روند پرونده هستهای ایران تا کنون چطور ارزیابی میکنید.
** معتقدم در هر حال به هیچ عنوان نباید موضوع هستهای ایران سبب درگیریهای داخلی یا جریانات داخلی کشور شود. مساله هستهای داخلی نیست.
غرب فعلا در مخالفت ب غنیسازی در ایران یکپارچه شده است. ما باید این را تشخیص دهیم و بابت این مساله در داخل کشور به هم اتهام نزنیم. استمرار غنیسازی ایران یک چالش جدید بین ما و غرب و بین ما و آژانس خواهد بود و این چیزی است که ایران باید بطور جدی بررسی کند و در موردش تصمیم بگیرد.
* سوالی که در داخل کشور مطرح میشود این است که اگر ما در کنار صرف انرژی برای به توافق رسیدن با اروپا بیشتر انرژیمان را صرف رایزنی با غیر متعهدها، روسیه و چین میکردیم میتوانستیم پشتوانه قویتری برای خود در شورای حکام داشته باشیم؟
** ما در همان سطح و کیفیتی که با اروپا کار کردیم با همان جدیت هم با روسیه و غیر متعهدها کار کردیم. همین طور با ژاپن و استرالیا که گاهی با آمریکا همراهی نشان میدادند. ما هیچ عضوی از شورای حکام را از قلم نیانداختیم اما چون با آمریکا رابطه نداریم و امکان طرح دیدگاههایمان با این کشور بطور مستقیم وجود ندارد، مذاکرات ما با اروپا سبب میشود که آمریکا به عنوان عضو تاثیرگذار در شورای حکام درک بهتری از واقعیتها داشته باشد.
* در نهایت اگر این رایزنیها نتیجه ندهد و سه کشور اروپایی بدون اعمال تغییر در قطعنامه پیشنهادیشان بتواند آن را به تصویب برساند و به گفته شما بتوانند مسائل فنی و جزیی باقیمانده را برای چانهزنی بر سر غنیسازی به گروگان بگیرند، نظر شما در خصوص تغییر رویه ایران چیست؟
** به هر حال ما منتظر نهایی شدن قطعنامه میمانیم. اگر به همین شکل تصویب شود ما معتقدیم که اروپاییها به تعهدشان در ماه فوریه در بروکسل عمل نکردند و مطمئنا این مساله تاثیر منفی بر استمرار روند گفتگوهای ایران و اروپا در مباحث هستهای خواهد داشت.
* با آژانس چطور؟
** ما با آژانس در چارچوب پادمان و پروتکل همکاریهایمان را ادامه خواهیم داد اما هیچ تعهدی را فراتر از پادمان و پروتکل نخواهیم پذیرفت.
* اگر مجلس تصمیمدیگری در مورد پروتکل بگیرد چه؟!
** مجلس عالیترین مرجع تصمیمگیری کشور است و ما همه موظف به اطاعتیم.
* سپاسگزارم.