م. اردبیلی
برخی اوقات انسان به دلیل واقع شدن در موضع مورد مظلومیت قرار گرفته و نمیتواند از خودش دفاع کند؛ چرا که قدرت، پول، رسانه، تریبون و منبر برای استیفای حقوق خود ندارد. انسان وقتی در چنین موقعیتی قرار میگیرد به لحاظ همین محدودیتهای تحمیلی سعی میکند شرایط را تحمل کند و به مرور با به دست آوردن شرایط و فرصت فضا را عوض کند.
اما گاهی وقتها انسانهای بزرگ حتی در موضع قدرت نیز مظلوم واقع میشوند که نمونه بارز آن شهید مظلوم بهشتی است. محبت ایشان در دل انقلابیون و حزبالله موج میزد، دارای مقام قضایی رفیعی بود، فراگیرترین حزب و تشکیلات بعد از انقلاب یعنی حزب جمهوری اسلامی را هدایت میکرد؛ لیکن با تمام این مواشع قوت و قدرت و فرصت، مظلوم بود و در معرض اتهامات بیشمار.
این هفته به صورت گذرا دو خبر همزمان به صورت کمرنگ در رسانهها منتشر شد. یکی اعلام داوطلبانه لیست دارایی رئیس جمهور به رئیس قوه قضائیه بود (یک منزل 175 متری در نارمک، یک دستگاه پژو 504 الجی، دو خط تلفن ثابت) و خبر دوم افشای آخرین مصوبه دولت قبلی مبنی بر استمرار حقوق و مزایا و تشریفات رئیس جمهور و اعضای دفتر وی بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری بود که ظاهراً رئیس مجلس به علت خلاف قانون بودن مصوبه آن را ملغی اعلام کرد.
جالب آنکه این دو خبر که ریشه در ماهیت دو نگاه متفاوت در حوزه سیاسی و اعتقادی دارد در لابهلای اخبار متنوع گم شده و اصلاً پردازش نشد و هیچکدام از رسانهها به ویژه رسانههای فراگیر و حتی رسانههای مدعی اصولگرایی به پردازش آن رغبتی نشان ندادند. معلوم نیست چرا تیم رسانهای دولت از مجموعه وزارت ارشاد گرفته تا خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و ارگانهای دولتی مانند روزنامه ایران از کنار این خبر مانند سایر اخبار عملکرد دولت گذاشتند و آن را ندیده گرفتند. این در حالی است که در دوران ریاست جمهوری پیشین حتی وقتی آقایان هنگام صرف غذا با کسی مزاح میکردند و یا برای تنوع به طور سمبلیک به صف شیر شهروندان سری میزدند، نشریات پیرامون آن گفتمان راه میانداختند چیزهایی که در مقابل اعلام لیست دارایی رئیس جمهوری فعلی اساساً فاقد ارزش خری و سیاسی هستند.
سوال این است که چرا دولت عدالت اینگونه در حوزه رسانه مظلوم است؟ شاید افکار عمومی در زمان انتخابات، سیل تهمتهایی که بر سر رئیس جمهور میبارید را به نوعی توجیه میکرد، چون رئیس جمهور امکانات و رسانه فراگیر و لازم را برای دفاع از خود نداشت. ولی چرا این شخصیت در جایگاه ریاست جمهوری نیز مظلوم است و حتی توسط رسانههای خودی نیز اخبار عملکرد درخشان ایشان آنگونه که شایسته است پوشش داده نمیشود؟
این سوال، پرسشی است که استراتژیستهای حوزه رسانهای دولت باید به آن پاسخ بگویند. مگر این نهادها چه وظیفهای مهمتر از اطلاعرسانی شفاف دارند؟