حنیف غفاری
گروه بینالملل
"ویلیام برنز" سفیر ایالات متحده آمریکا در روسیه در مصاحبه با روزنامه "کامرسانت" چاپ مسکو اظهار کرده است: خود بزرگبینی و برتریطلبی دولت آمریکا سبب انزجار مردم کشورهای دیگر از دولت این کشور شده است.
اعتراف سفیر کاخ سفید در مسکو در حالی صورت میگیرد که مطابق آخرین نظرسنجیهای داخلی آمریکا نیز مخالفت افکار عمومی این کشور با سیاستهای جهانی جمهوریخواهان افزایش یافته است. اگر نسبت به کلیت بستر جهان کنونی تأملی نماییم به وضوح متوجه خواهیم شد که اعتقاد به دخالت در امور سایر کشورهای جهان در سرتاسر نظام بینالملل از سوی واشنگتن باعث شکلگیری و تشدید روزافزون تنفری سخت در میان سایر مردم جهان شده است.
در خاورمیانه جمهوریخواهان با اشغال عراق و استناد به ابزار تهدید در قبال کشورهای دیگر منطقه موقعیت خود را در نزد افکار عمومی خاورمیانه به شدت تضعیف کردهاند. اقبال مردم عراق نسبت به سر کار آمدن شیعیان در این کشور مهر تأییدی بر این ادعاست. "آمریکاستیزی" در خاورمیانه بر اساس رفتارها، رویکردها و ماهیت پلید کاخ سفید شکل پذیرفته و بنابراین در بین اکثر شهروندان کشورهای موجود در خاورمیانه حالتی نهادینه و تثبیت شده دارد.
در خاور دور جمهوریخواهان با دخالت در امور داخلی مربوط به چین و کره شمالی موجبات دشمنی مردم این کشورها با خود را فراهم ساختهاند. مردم کشور ژاپن نیز حضور نظامیان آمریکایی در جزیره اوکیناوا را ننگی سخت بر خود دانسته و خواهان توقف سیاستهای نومحافظهکاران در کشور خود هستند.
بوش و سایر اعضای کاخ سفید با مطرح ساختن اتهاماتی پوچ مبنی بر نقض حقوق بشر در چین و کره شمالی همواره پکن و پیونگ یانگ را بر ضد خود تحریک میکنند. افکار عمومی خاور دور هماکنون نسبت به بوش و همراهان وی در قالب یک دشمن مینگرند. دشمنی که جهت بسط و گسترش توسعهطلبیهای خود منطقه مذکور را هدف قرار داده است.
در آمریکای لاتین تنفر از آمریکا پس از گذار به قرن جدید بسیار پررنگتر از گذشته شده است. "فیدل کاسترو" و "هوگو چاوز" با تشریح اهداف و مقاصد نومحافظهکاران در آمریکای جنوبی و مرکزی افکار عمومی مردم این مناطق را به سمت و سوی مخالفت علنی با سیاستهای بوش پسر سوق دادهاند.
در قاره اروپا که ظاهراً برخی سران آن همپیمانان جمهوریخواهان در نظام بینالملل محسوب میشوند نیز چنین قاعدهای کاملاً صادق بوده و به چشم میخورد. پس از اعمال سیاستهای بوش پسر اروپای در حال انسجام از هم پاشیده شد و بحران امنیت سرتاسر این قاره را فرا گرفت.
امروزه حتی همپیمانان بوش به دلیل اظهار برخی واقعیتها در مورد وجود زندانهای مخفی سیا در کشورهایشان از سوی کاندولیزا رایس و دیگر نومحافظهکاران مواخذه میشوند. شهروندان کشورهای اروپایی در اثر سیاستهای اعمال شده توسط کاخ سفید و نیز واکنش مثبت سرانشان نسبت به واشنگتن با بحرانهایی دست و پنجه نرم میکنند که در دهه گذشته از آنها اثری نبود.
در میان کشورهای آفریقایی نیز دخالت نومحافظهکاران در سودان، لیبریا و مصر و ... باعث تنفر شدید مردم این کشورها نسبت به بوش و ایالات متحده آمریکا شده است.
در چنین شرایطی "اعتراف برنز" اذعانی نسبت به یک واقعیت جاری در جان محسوب میشود. واقعیتی که دامنه آن هر لحظه از سوی شهروندان سایر کشورهای موجود در نظام بینالملل گستردهتر میشود.