تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۲۹۸

محمد ماجد
در خرداد ماه سال هفتاد و شش، وقتی سیدمحمد خاتمی قدم به عرصه ریاست جمهوری اسلامی ایران نهاد، علی‌رغم آن که عقلای فضای سیاست به خوبی می‌دانستند که سناریوی بازی‌های ریئس جمهور اصلاح‌طلب در اتاق فکر شاگردان م.خ نوشته می‌شود، وی توانست ژست زایندگی در حوزه اندیشه را به خود بگیرد و برای دوره‌ای لایه میانی ناظران داخلی و خارجی را به مسائلی از قبیل توانایی بارداری، دوره حمل، احتمال سقط، شرایط زایمان و... مشغول سازد.
اما اکنون پس از گذشت هفت سال پرماجرا از آن تاریخ و در حالی که نوزاد عجیب‌الخلقه اصلاحات هم برای زاینده و هم برای نطفه گرانش پرهزینه و کم بازده شده است، تمام کسانی که به نوعی دست در سفره گسترده هفت خیمه شده را داشته‌اند می‌کوشند تا با یافتن دایه‌ای کم هزینه و نیمه وقت، زنده بودن نوازد را بهانه امتداد خویش سازند.
در همین راستا، تحلیل‌گر نشریه شرق که همواره تلاش می‌نماید با استفاده از اطلاعات پشت صحنه جناح متبوعش یک قدم پیشتر را به تصویر بکشد، چندی پیش کوشید تا میرحسین موسوی را به عنوان گزینه مناسب برای دایگی دوم خرداد قلمداد نماید. تأکید محمد قوچانی بر این اصل که در صورت حضور و پیروزی میرحسین، دولت وی دولت مستعجلی است که آن‌ها وظیفه‌ی گذار از شرایط موجود و پرستاری نیمه وقت از نهادهای نوپای اصلاحات لیبرالی را بر عهده خواهد داشت. آنگاه چهره‌ای روشن‌تر می‌یابد که وی با لحنی آمرانه موسوی را به تشکیل "دولتی کوچک و بی‌آزار" می‌خواند.
بدون شک استفاده‌ی لفظ "دایه" و تأکید مکرر بر این لفظ خالی از لطایف نیست و سخن‌گویان بدنه رادیکال دوم خرداد در پس این واژه مأموریت ابلاغ مفهومی مهم به مهندس موسوی و دیگران را دنبال می‌نماید.
در شرایطی که گروه‌های موسوم به ملی - مذهبی عموما از پذیرش میرحسین موسوی گریزان هستند و به دلیل عدم تمایل به تکرار تجربه دوران نخست‌وزیری، کمتر از حضور این آخرین گزینه دوم خرداد استقبال می‌نمایند، هیچ عجیب به نظر نمی‌رسد که جلب حمایت این بخش از سیاسیون در کنار اپوزسیون داخل نظام، طراحان بازی انتخابات در جناح چپ را متوجه نموده باشد که بایستی تضمینی مبنی‌ بر جلوگیری از زایش‌های احتمالی ریئس‌جمهور آینده و صرفا "دایه" بودن وی ایجاد نمایند. وقتی مجمع روحانیون مبارز به عنوان بخشی به حاشیه رانده شده در جمع دوم خردادی‌ها، با نام میرحسین موسوی دوباره نقش محوریت می‌یابد و شخصیت‌های آن به عنوان تیم مطرح کننده کاندیدای دوم خرداد ابتکار عمل را در دست می‌گیرند و بخصوص آن‌گاه که رسول منتجب‌نیا اذعان می‌دارد؛ "میرحسین موسوی اصلاحات را با محوریت تفکر امام(ره) قبول دارد" اپوزسیون از آینده‌ای پر شباهت به سال‌های سخت‌گیرانه اول انقلاب نگران می‌گردد و نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها به یاد مشکلات حل نشده خود با موسوی از تخطئه ملی‌گرایان تا حکم سلمان رشدی و... می‌افتند حتی برخی از آنان با یادآوری حمایت چهره‌های شاخص مجمع از نظرات حضرت امام پیرامون ملی‌گرایان به سختی بر خود می‌لرزند. وقتی محمد بسته‌نگار به عنوان عضو ائتلاف ملی مذهبی تصریح می‌نماید که "سوابق میرحسین موسوی برای کاندیداتوری وی کافی نیست" و آنگاه که پرویز ورجاوند، فعال سیاسی ملی مذهبی می‌گوید: "میرحسین موسوی باید در خصوص عملکرد منفی خود در چند ساله نخست‌وزیری پاسخگوی افکار عمومی باشد... موسوی چهره‌ای نیست که به اعتبار منافع کلان ملی به عنوان یک ذخیره مورد توجه آقایان باشد چرا که زمانی که به یک اعتبار قدرت را در اختیار داشت ذهنیتی در مورد دولت داشت که می‌خواست حتی در حد نان و پنیر خوردن هم در کار مردم دخالت کند" و پس از آن که گردانندگان رادیوها و تلویزیون‌های ضد انقلاب که در دوم خرداد آتش تهیه حجاریان را فراهم می‌نمودند به عکس‌العمل منفی در برابر کاندیدای دوم خرداد برمی‌خیزند، اتاق فکری که وظیفه دست در دست هم نهادن ابر و باد و مه و خورشید و فلک برای کامروایی دوباره کارگزاران اصلاحات را بر عهده دارند، کارت آخر بازی را با تیتر تضمین نازایندگی موسوی و تأکید بر دایگی کم هزینه پاره‌وقت وی بیرون می‌کشند.
اما آیا به راستی موسوی خود نیز چنین نقشی را برای خود خواهد پذیرفت؟ و آیا موسوی می‌تواند جایگاه خود را تا حد تدارکاتچی (دایه) نوزادان سیاست دوم خرداد تقلیل دهد؟ یادداشت تحلیلی امیر محبیان در روزنامه رسالت و تشبیه طیف رادیکال جبهه دوم خرداد به کشتی برخورد نموده با کوه یخ که افسران آن چاره‌ای جز مرگ با نام نیک یا پناهندگی و ادامه حیات در زیر سایه سنگین مجمع روحانیون را در پیش رو ندارند، با در نظر گرفتن اپوزسیون که بر ساحل امن رادیکال‌ها به خودکشی تشویق می‌نمایند، کامل کننده تصویر روزهای سخت آینده برای اصلاح‌طلبان دوم خردادی است، روزهایی که حتی به نتیجه رسیدن تلاش برای حضور مهندس موسوی نیز از دغدغه انتخاب بین "دایگی" و "زایندگی" خالی نخواهد ماند.