حشمتالله فلاحت پیشه
هفده سال از امضای معاهده کمپ دیوید میگذرد (26 ژانویه 1978) این معاهده بدنبال اعلام آتشبس در خطوط جنگ مصر - رژیم صهیونیستی در 1973 و پس از سیر انعطاف، مذاکره و سازش میان «سادات» و «بگین» به امضاء رسید. و «جیمی کارتر» رئیسجمهور دمرکرات سالهای آخر دهه 1970آمریکا نقش میانجی را در آن بازی کرد.
اکنون در آستانه هیجدهمین سال از پیدایش نخستین شکاف عمده در خطوط خط مقدم اعراب، آنها در معرض شکافهای گستردهتری قرار گرفتهاند و هر چه بر دامنه این ضعف اعراب افزوده میشود، در جبهه مقابل (صهیونیستها) به مقاصد اولیه خویش نزدیکتر میشوند. سه طرف نیز کمپ دیوید 1978 هنوز هم بازیگران عمده ریشهدارترین موضوع وچالش سیاسی - امنیتی خاورمیانه را تشکیل میدهند.
1- بدون اینکه منکر وجود فرایند سازش بویژه پس از پایان جنگ 1973شویم، بیشترین پیشرفت در فرآیند سازش در زمان حکومت دموکراتها در آمریکا حاصل شده است. کمپ دیوید اول در زمان کارتر و سپس کمپ دیوید دوم (خودگردانی غزه-اریحا) و کمپ دیوید سوم (ساش اسرائیل - اردن) در زمان کلینتون. با این وجود همه رؤسای جمهور آمریکا در این زمان هر یک بنحوی درصدد بودهاند تا صلح و اسرائیل را به منطقه تحمیل کنند. این هدف بویژه پس از پیدایش یکسوی تحولات در منطقه، بویژه انقلاب اسلامی ایران با جوهره ضد صهیونیستی و ضد استکباری، برای کاخ سفید اهمیت فوقالعادهای یافت.
لذا واشنگتن بدنبال این بوده است که نه تنها تدابیر امنیتی خویش در منطقه را با حفظ اسرائیل پیاده کند بلکه بنوعی خلاء ستون نظامی سابق در ایران را نیز برای حفظ منافع منطقهای خویش پرنماید. پس آنچه واشنگتن میخواهد صلح تحت حاکمیت تلآویو است، نه صلحی که اسرائیل در چارچوب آن بعنوان یک عضو منطقهای هم تراز با دیگر اعضاء محسوب شود. لذا در این دوره تل آویو همواره از کمکهای نظامی- اقتصادی و پرداختهای بلاعوض و ... کاخ سفید بهرهمند شده است. طوریکه در برنامه کمک مالی سال 1995 دولت کلینتون به تلآویو، رقم 1 میلیارد و 800 میلیون دلار دیده میشود. و اسرائیل، خطرناکترین قدرت نظامی منطقه به مخوفترین سلاح کشتار جمعی (بمب هستهای) مجهز شده است.
2- اسرائیل ضمن عدم توجه به معاهدات 242 و 338 شورای امنیت اکنون حتی ننگینترین پیمان اعراب به صهیونیستها- طرح خودگردانی غزه- اریحا- را نیز از قیافه انداختهاند و به حداقل وعدههای آن نیز عمل نمیکنند. واقعیتی که در اظهارات اخیر اسحاق رابین مشهود است. در فلسطین سرکوب، ترور شخصیتها (همچون ترورهای عابد- بازداشت و تبعید و خشونت ادامه دارد. حتی خاخامهای یهودی نیز دستور قتل فلسطینیان را صادر کردهاند.
در سال جاری میلادی تلآویو با افزایش 5/1 میلیارد دلاری بودجه دفاعی خویش آنرا به سطح 3/8 میلیارد دلار ارتقاء داد. اگر سازش به حد اعلی خود رسیده است این بودجه برای چیست؟
با وجود تعهد اسرائیل به قطع احداث شهرکهای یهودی نشین در کرانههای رود اردن، برنامه احداث 280 واحد مسکونی جدید در کرانههای غربی رود اردن در دست اجرا است. برنامهای که در چارچوب طرح احداث 17هزار واحد مسکونی در دو طرف رود اردن و بیتالمقدس قرار میگیرد.
تلآویو انتظار دارد تا نیروهای عرفات در غزه- اریحا، پلیس مسوساد باشند، تا انتفاضه بدون اسرائیل سرکوب شود. و اقتصاد و زیربنای اقتصادی نوار غزه نابود شده است، مسئلهای که میتواند دولت خودگردان و اهالی غزه و اریحا را به تلآویو وابسته نگهدارد.
لنبان که هنوز خطر سازش را نهی نمیکند و تنها مأمن مجاهدان فلسطینی در مرزهای اسرائیل است تحت تجاوز و بمباران گسترده نظامیان صهیونیست قرار دارد. و آثار باستانی و آب رودخانههای لیتانی و وزانی آن توسط صهیونیستها به سرقت میرود.
3- و نهایتا مصر که بانی خطر سازش بشمار میرود. همچنان نقطه اتکاء واشنگتن و تلآویو است.
ولی بنظر میرسد که قاهره اکنون به این نتیجه رسیده که آنچه روبروی او قرار دادهاند دامی با پوشش رنگین است. انعطاف بیش از حد نتیجهای جز تسلیم ندارد. لذا در حالیکه اسرائیل برق کلاهکهای هستهای خویش را برخ مصر میکشید، این کشور به القای چون انعطاف و واقع بینی سیاست و ... که از جانب محافل سیاسی بدان داده میشد، دل خوش کرده بود.
بواقع موضعگیریهای اخیر قاهره در مقابل تلآویو به واقع بینی نزدیکتر است. تلاش تلآویو و واشنگتن در تحمیل توان هستهای اسرائیل به منطقه بخوبی واقعیتهای پنهان پشت ظاهر خندان ایندو بازیگر فرایند سازش را نمایان ساخته است.