تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۳۴۲
به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسی به وسیله دانشجویان مطرح می‌شود
سردبیری: توضیحات پاورقی در اصل سند موجود نمی‌باشد. نادر رنجبر مقدمه: حرکت‌های دانشجویی از دیرباز آبستن تقدیرات تاریخی و سیاسی ملت‌ها بوده و بیانگر هویت پویای هر جامعه است. جنبش‌های دانشجویی پدیده ویژۀ جوامع امروزی است و در نتیجۀ تعامل مشکلات جامعه و واکنش دانشجویان و دانشگاهیان و برای بهبود آن شکل می‌گیرد. دانشجویان افزون بر وظیفه تخصصی خود ـ تحصیل و تحقیق ـ در جایگاه عضوی از اعضای جامعۀ انسانی، در برابر سرنوشت جامعه و مناسبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی واکنش نشان می‌دهند و به این ترتیب وارد عرصه سیاست می‌شوند. (1) البته ناگفته نماند که گرامیداشت این روزها تجلیل صرف از مناسبت سیاسی ثبت شده در تقویم کشور نیست بلکه از آن جهت که می‌تواند مجال بازشناسی هویت حرکت‌های دانشجویی را فراهم آورد، اهمیت بسزایی دارد و می‌تواند زمینه‌ساز بحث از بایدها و نبایدهایی باشد که ممکن است در حرکت رو به رشد این جریان تأثیر چشمگیری ایفا کند. در این نوشتار به نمونه‌هایی از این عوامل اشاره می‌کنیم.

1ـ نهادینه کردن عقلانیت در جنبش‌های دانشجویی
دانشجو دیدۀ بیدار و وجدان آگاه جامعه‌ای است که در صورت آرایش به تفکر و عقلانیت می‌تواند خاستگاه روشنفکری و سرچشمه روشنگری‌ و رهایی جامعه از چنبرۀ وابستگی، فقر و حقارت جهانی باشد. نهادینه کردن این عنصر پرتأثیر در حرکت‌های دانشجویی موجب خواهد شد که دانشجو با درک عمیق از رسالت بزرگ خود، زمینه‌ساز بروز تحولات چشمگیر در جامعه امروزی باشد.
آراستگی به عقلانیت همچنین زمینه‌ای را فراهم می‌آورد که دانشجویان بتوانند از نقش پیشرو اجتماعی خود پاسداری کرده، درجهت نبرد فرهنگی برای حفظ دستاوردهای انقلاب و رها شدن از بند کسانی که جنبش دانشجویی را بدون پشتوانه عقلانی، و جریانی ابزاری می‌دانند، با صلابت و قدرت پیش برود.
2ـ حفظ روحیه استکبارستیزی
ویژگی افتخارآمیز جنبش دانشجویی در ایران، استکبارستیزی به ویژه مبارزه با مظهر استکبار معاصر یعنی رژیم جهانخوار آمریکا است؛ مبارزه‌ای که در راستای احیای هویت تاریخی این ملت صورت می‌گیرد.
نکته مهم این است که برخی در تلاشند با نفوذ در تجمع‌های دانشجویی، ماهیت ضداستکباری آن را با توجیه‌های همچون: باید آن گونه حرکت کنیم که پسند دنیای امروز و مجامع بین‌المللی باشد، مسخ کنند. در صورتی که اگر ضرورت ایجاد رابطه با دولت‌های دیگر و مجامع بین‌المللی ما را به آن جا سوق دهد که بخواهیم معیار حرکت خود را پسند جهانی قرار دهیم، آن چنان با شتاب درون چرخ سلطۀ سیاسی استکبار غرب بلعیده خواهیم شد که حتی استخوان‌هایمان نیز خرد خواهد شد. (2) حفظ هویت استکبارستیزی موجب خواهد شد که جنبش دانشجویی در میان اقیانوس بی‌کران ملت، جزیره‌ای تنها و کوچک نباشد و نقش تاریخی خود را در رویارویی با استکبار جهانی ایفا کند؛ جنبش دانشجویی ایران همواره پیشتاز مبارزه با امپریالیزم و استکبار بوده و در جهت حفظ استقلال کشور از جان خویش هم مایه گذاشته است.
3ـ مبارزه با نگاه ابزاری احزاب به جنبش‌های دانشجویی
دانشجویان با مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه آشنا هستند، ولی میزان بررسی‌ها و شناخت آنان آن قدر نیست که بتوانند به طراحی سیستم‌های فکری و ایدئولوژیکی بپردازند؛ از این رو می‌کوشند برای رسیدن به یک نظام فکری منسجم، به ایدئولوژی‌ها و دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه و یا انقلابی موجود روی آورند و بار سنگین طراحی شناخت فلسفی و فکری را از دوش خویش بردارند. دانشجویان با کمک این ایدئولوژی‌ها و اندیشه‌ها دیدگاه خود را سامان می‌دهند و به مبارزه و فعالیت می‌پردازند؛ این وابستگی فکری، جنبش را همزمان به سوی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی رادیکال و هم‌فکر می‌کشاند و به صورت بازوی آن‌ها قرار می‌دهد. این عوامل موجب سردرگمی این جنبش در سال‌های اخیر شده و دلیل آن تعارض‌هایی است که در پیکره احزاب به درون این جنبش‌ها نفوذ و اعتدال آن‌ها را خدشه‌دار کرده است. از سویی عرق ملی و هویت دینی، جنبش را به سمت حقیقت‌طلبی سوق می‌دهد و از سویی دیگر جریان‌ها عمدتاً با دیدگاه‌های لیبرال سکولاریستی قصد تأثیرگذاری بر جنبش دانشجویی را دارند و می‌خواهند با استفاده از احساسات پاک و پرشور دانشجویان، مطامع خود و نه خواست‌های دانشجویان، را پیگیری کنند و به اهداف سیاسی خویش برسند.
این افراد با بهره‌گیری از فضای باز سیاسی که در چند سال اخیر ایجاد شده بود، به تدریج بسیاری از فعالیت‌های سیاسی خود را به دانشگاه‌ها کشاندند و این محیط علمی را به عرصه درگیری‌های جناحی تبدیل کردند و در این بین دانشجو پلکان ترقی آن‌ها بود.
4ـ حرکت در جهت جنبش نرم‌افزاری
از کارکردهای اساسی جنبش دانشجویی و جزء تکمیلی آن، حرکت در جهت پیشرفت‌های عملی است. از آن‌جا که دانشجو و تشکیلات وابسته به جنبش دانشجویی ـ در جایگاه تولیدکنندۀ فکر و یا توزیع‌کنندۀ اندیشه ـ به طور کلی نیروی فکری شمرده می‌شوند، می‌توانند به گسترش فضای علمی در جامعه، کمک و در حقیقت نقش نرم‌افزار یک جنبش عمومی را ایفا کنند.
جنبش نرم‌افزاری باید درصدد ایجاد توسعه پایدار در راه اعتلای نظام اسلامی باشد، و این تنها با وجود راهبرد عملی کارآمد که در صدد اصلاح ساختار علمی کشور و ایجاد تغییر مثبت در آن باشد، امکان پذیر خواهد بود. نهضت نرم‌‌افزاری می‌کوشد تا به وسیله روشنفکران متعهد کشور در علوم انسانی به نظریه‌پردازی همت گمارد و براساس شناخت فرهنگ، توانایی‌های داخلی و تحولات، به ارائه برنامه و راهکارهای کارآمد برای توسعه بپردازد.
تأکید رهبر معظم انقلاب بر جنبش نرم‌افزاری و حرکت در جهت تولید علم بیانگر سنگینی وظیفه بر دوش دانشجویان است، ایشان در این باره فرموده‌اند:‌ «جنبش تولید علم بدون پیشرفت علم ممکن نیست، بدون پیشرفت علم در این دنیای متنوع نمی‌شود رقابت کرد و پیش رفت. حتماً پیشرفت علم لازم است. این، وظیفۀ دانشگاه و دانشجویان و اساتید را بسیار سنگین می‌کند. شما باید محیط دانشگاه و مسأله علم و تحقیق را جدی بگیرید. این خیلی خوب است که جوان دنبال تحقیق و کار علمی و پیشرفت علم باشد. بدون پیشرفت علم نمی‌شود کشور را پیش برد. امروز حتی دشمنان بشریت از علم استفاده می‌کنند. ما برای آرمان‌های والا، ارزش‌های حقیقی، فضایل انسانی و گسترش آن‌ها ناگزیریم از علم و شرافت ذاتی علم استفاده کنیم. (3) س
اهمیت این موضوع در تحقیق آرمان‌های نظام به اندازه‌ای است. که اگر از فرصت‌های پیش آمده در این باب استفاده نشود، حیات علمی کشور تهدید خواهد شد و زمینه‌ای برای رشد و شکوفایی باقی نخواهد ماند. از این رو جنبش‌های دانشجویی باید در تلاش باشند که این نهضت ترقی‌خواه را در حوزه علمی دانشگاه نهادینه نمایند و در این راستا به ایجاد سیستم تفکر سازمان یافته‌ای که بتواند مسائل علمی را با عمق کافی و به طور واقع‌بینانه‌ و دور از تعصبات بررسی کند، بپردازند تا از این رهگذر شاهد توسعه پایدار نظام اسلامی باشیم؛ زیرا دانشجو یک شخصیت یک بعدی نیست و بر مبنای انتظار جامعه باید در مسیر آبادانی و احیای جامعه و نظام، توأمان با ویژگی‌های متعدد گام بردارد. (4)
5ـ تجدید نظرطلبی؛ آفت جنبش‌های دانشجویی
یکی از مسائلی که موجب دغدغه دلسوزان انقلاب و نظام شده، تجدید نظرطلبی برخی از همراهان پیشین انقلاب است. خطر جدی این جریان بدین جهت است که از یک سو با استفاده از وابستگی‌های پیشین خود به نظام و انقلاب، تحولات فکری و اعتقادی خویش را به انقلاب و امام نسبت می‌دهند و از سویی دیگر می‌کوشند تا مسیر شرمندگی خود را از گذشته، به ملت و انقلاب تحمیل کنند.
متأسفانه در سال‌های اخیر به دلیل نفوذ پاره‌ای افکار تجدید‌نظرطلبانه در برخی جریان‌های دانشجویی شاهد مواضعی هستیم که هیچ سنخیتی با آرمان‌های اصیل دانشجویی ایران ندارد. این عده در تلاش هستند که در اقدامی مرتجعانه این جنبش را به مسیر وابسته و مرعوب در برابر دشمنان سوق دهند. برای پی بردن به این موضوع، هوشیاری چندانی نیاز نیست و با اندک تأملی می‌توان پی برد این افراد که چهره خود را در پس نقاب دموکراسی پنهان کرده‌اند می‌کوشند به بهانه دفاع از افکار اصلاح‌طلبانه، تیشۀ هدم و نفی بر ریشۀ آرمان‌خواهی و حقیقت‌طلبی دانشجویان بزنند و این راه طی شده در مسیر انقلاب را به بیراهه تجدیدنظرطلبی بکشانند و این جنبش را در میانه راه ابتر سازند. وظیفه دانشجویان متعهد و جنبش‌های دانشجویی این است که حساب خود را با این افراد مرعوب و متجدد جدا سازند، تا مسیر آرمان‌خواهی و عدالت‌طلبی جنبش دانشجویی در گرداب توهم متجددان غرق نشود و غروب غم‌باری بر چهرۀ درخشان آن سایه نیندازد.