تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۳۵۱

محمدمهدی انصاری
آن چه که دیروز در جریان رای اعتماد به وزیران پیشنهادی رییس‌جمهور اتفاق افتاد همچون جلسه 9 شهریور مجلس که 4 وزیر معرفی شده دولت نتوانستند اعتماد نمایندگان ملت را کسب کنند، واقعه‌ای بی‌سابقه در مناسبات دولت- مجلس و تاریخ دولت‌های پس از انقلاب به شمار می‌آیند که حاکی از بلوغ الگوی مردم‌سالاری بوده و نمادی از ظرفیت دموکراتیک و منعطف نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. طبیعی است اگر بگوییم آقای رییس‌جمهوری انتظار داشت تمام وزرای پیشنهادی‌اش در همان ابتدای امر از مجلس رای اعتماد می‌گرفتند اما مجلسیان با آنکه در اصولگرایی و خدمت‌رسانی و پیشرفت محوری و... همنوا و همسو با دولت بوده و هستند، مشی دیگری گزیدند و این مطلوب رییس‌جمهور جامه عمل نپوشید. دولت مجبور شد به اصلاح روش خود در چنین ترکیب کابینه بپردازد و 4 فرد جدید معرفی کند که باز در این مرحله شاهد بودیم با لحاظ فضای عمومی مجلس و بی‌آنکه وقت نمایندگان اتلاف شود، پدیده‌ای بی‌سابقه کناره‌گیری وزیر پیشنهادی نفت واقع‌گردید. رییس‌جمهور هم قضیه را پذیرفت و اکنون باید بار سوم یک نامزد برای تصدی این پست به نمایندگان ملت معرفی کند. این، یعنی یک تجربه بی‌بدلیل در چارچوب تعاملات قوای درون نظام که در فضایی محبت‌آمیز، منطقی و در عرصه‌ای دموکراتیک و مبتنی بر آموزه‌های اخلاق سیاسی ظهور و بروز می‌یابد و بی‌آنکه مسیر کلی وفاق و همگرایی‌ها خدشه‌ای ببیند،‌ اصل تفکیک قوا و تقابل در عرصه نظر و روش دو قوه بدون تنش و التهاب پیش می‌رود.
جالب‌تر آنجاست اگر بنابر سیر وقایع در سال‌های 76 تا 83 که به خوبی به خاطر داریم، آنچه را که حادث گشته در ظرف زمانی آن سال‌ها به تصور خویش خطور دهیم و دریابیم که دیگر نه بر سر این موضوع بیانیه‌ و اعتراض از سوی احزاب و تشکل‌ها و مطبوعات منتشر می‌‌شود و نه تحصن و التهاب، فضای تنش‌آمیزی بر عرصه سیاسی کشور تحمیل می‌کند!!
اما علی‌رغم چنین شکلی از تعامل قوای مقننه و مجریه که در طول ادوار انقلاب بی‌سابقه بوده و این رویداد که نه تضعیف کسی قلمداد می‌شود و نه خیانت به انقلاب، عناصر سیاسی و مطبوعاتی طیف سیاسی به حاشیه رانده شده و از کرسی‌های قدرت وامانده این گونه تبلیغ روانی می‌کنند که جریان اصولگرا با تمام قوا و بی ‌چون و چرا در پی حمایت و دفاع همه‌جانبه از دولت احمدی نژاد بوده و این برای کشور یک سهم مهلک است! ادعایی بی‌اساس که ابطال آن به خودی خود هویداست اما از ابعاد مختلفی می‌توان آن را مورد توجه قرار داد:
1- مفهوم حقیقی دفاع و پشتیبانی از یک دولت در نظام اسلامی بر اساس دستورات مسلم شرعی و چارچوب‌های قانونی و نیز به حکم عقلانیت ‌سیاسی وظیفه‌ای انقلابی و ملی است که عدول از آن روا نیست. اما جریان اصولگرا حمایت از یک دولت را هرگز به شکل مداحی صرف و تایید نسنجیده تنزل نمی‌دهد و تنها با درک مصالح عالیه و دغدغه صیانت از دستاوردها به تکالیف عقلی، شرعی و ملی خود عمل می‌کند.
2- حمایت از دولت جدید که فقط سه ماه از عمر آن می‌گذرد و هنوز کارنامه‌ای از خود ارایه نداده یک ضرورت ملی است و این مساله آن گاه حیاتی‌تر می‌شود که ابعاد و اغراض دشمنان و معاندان نظام و حاکمیت دینی را درک کنیم که این روزها در حرکتی هماهنگ و حساب شده، تبلیغات رسانه‌ای و حملات دامنه‌داری علیه شخص رییس جمهور و نظام جمهوری اسلامی به راه انداخته‌اند و بی‌تردید یک راهبرد اصولی در دفع چنین دسیسه‌ها و توطئه‌هایی، همگرایی قوا و وحدت نظر و دفاع از اقتدار دولت جدید است.
3- باید اذعان داشت اگر هم دغدغه‌هایی مبنی بر لزوم حمایت از دولت آقای احمدی نژاد در جریان اصولگرا وجود دارد ناشی از آن است که امروز پروسه تحول در مدیریت‌ها و اصولا تحول‌خواهی یک مطالبه ملی شده و اکنون این مطالبه عمومی در حال تحقق است. مردم، خواهان ورود عناصر جدید و جوان و چهره‌های دهه هشتادی هستند که شعارهای پیشتازانه دولت احمدی نژاد را رقم بزنند. از سوی دیگر تفکر جدیدی که در قالب دولت نهم نمود یافته آزمونی جدید پیش روی ملت قرار داده و تجربه‌ای حیاتی در فرآیند کار‌آمد سازی اندیشه جمهوری اسلامی به شمار می‌آید. ملتی که در سوم تیر به بسیاری از الگوها و رویه‌های سابق "نه" گفت و به دولتی متمایل گشت که در اندیشه آن خدمت، عدالت، پیشرفت، مردم سالاری و مهرورزی کلید واژه‌هایی اصیل به شمار می‌روند. بنابر این نباید تجربه و گزینش معنادار ملت هوشمند ایران را از همین ابتدا به زیر نقدهای غیرمنصفانه و مخرب فروکشیم و مانع از تحقق ایده‌ها و اهداف آن شویم.
4_ این روزها نقد دولت از سوی جریانی در حال کلید خوردن است که خود 8 سال بر مسند امور اجرایی کشور بوده و نتوانسته کارنامه‌ای قابل قبول برای ملت ارایه دهد که امروز به این شکل، زمین‌گیر و حاشیه نشین شود. جریانی که دیگر نه نامی از آن بر سر زبان‌هاست و نه خاطره‌ای خوش از دوران کارگزاری‌اش. مشی دولت موسوم به اصلاح ‌طلب باعث شد بخش عمده‌ای از انرژی و وقت آن در تحصن، تنش‌، بیانیه‌نویسی و... بگذرد.
دولتی که نه نان آورد و نه دموکراسی و امروز بزرگان آن اندر خم این نامگذاری مانده‌اند که برای مطالبه دموکراسی خواهی و مردم سالاری، نام "جبهه" بگذارند یا "بلوک" یا چیز دیگر؟! مطالبه‌ای که دیگر مردم را از شعار ناظر بر دموکراسی و آزادی و جامعه مدنی و ... گریزان ساخت و در حقیقت می‌توان گفت یکی از خسارات تاریخی عظیمی که دولت گذشته متوجه ملت ایران ساخت همین بود که از این پس هر فکر و اندیشه‌ای که در مقام پیاده‌سازی این مقولات بنیادین باشد ممکن است حساسیت‌هایی را در بین مردم برانگیزد. یکی از وظایف دولت جدید باید همین باشد که ذهنیت منفی درج شده و در تجربه توسعه سیاسی را به تدریج کم ‌رنگ سازد.
5- نکته پایانی اینکه جریان اصولگرا و اصولا تمام نیروها و جریانات درون نظام، بایستی مقوله " نقد و نقادی" را به شکلی دقیق و حساب شده در بطن مناسبات و مراودات سیاسی وارد سازند. نقدهای اصولگرایانه از آنجا که به دنبال اصلاح‌ طلبی و کارآمدی نظام هستند هرگز به مثابه تقابل تمام عیار با دولت جدید محسوب نمی‌شود. همچنین نقد اصولگرایان چون معطوف به اصل خدمت و پیشرفت است نه ناظر رقابت جناحی و منافع شخصی هیچگاه منتهی به فرافکنی، بزرگنمایی، سیاه‌نمایی و تخریب نخواهد شد. دولتیان و نمایندگان مجلس نیز به واسطه چنین رویکردی است که با متانت و بصیرت تعامل همه جانبه و دور اندیشان را بر تقابل فرصت‌سوز و تنش‌های پر ‌هزینه ترجیح می‌دهند و مطالبات ملت و اولویت‌های نظام را دنبال خواهند کرد...