محمدمهدی انصاری
از حدود هشتاد روز پیش که دوره مسوولیتی آقای احمدینژاد به عنوان رییس جمهور آغاز شده، در عرصه سیاسی- اجتماعی کشور شاهد رخداد و تنش سیاسی و جناحی خاصی نبودهایم که به نوعی یادآور فضای متصلب و سیاستزده سالهای 76 تا 84 باشد.گویی فضای سیاسی به نوعی تلطیف شده و فعالان جناحها به این نتیجه رسیدهاند که آرامش و ثبات، بستر ساز اصلی رشد و توسعه و تحقق مطالبات عمومی جامعه است و منازعات سیاسی، پرهزینه و بیثمرهستند. شاید هم به این نقطه رسیدهاند که با همدلی و همگرایی و پرهیز از سیاست بازیها و سیاستزدگیها، به نحوی اثر بخشتر میتوان به رقابت و تعامل سیاسی پرداخت. با این اوصاف آیا این شرایط، گویای هر دو روی سکه است؟! یعنی آیا ریشه افراطها و تفریطها خشکیده و از این پس همه نیروهای سیاسی - اجتماعی به نوعی سمپاتهای دولت جدید خواهند بود؟ یا اینکه نه، آرامشی است قبل از توفان؟!
به هر روی پس از رویداد غافلگیر کننده سوم تیر همگان، چه جریان اصولگرا و چه جریانی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری طعم عدم توفیق را چشید، با اتخاذ " سیاست صبر و انتظار" و پرهیز از طرح انتقادهای تند و صریح سعی کردهاند شرایط آرام و مساعدی برای احمدی نژاد فراهم آورند تا او به سازماندهی بدنه اجرایی و مدیریتی دولت خود بپردازد و اولینهای دولتش (عملکردها، موضعگیریها، ظرفیتپذیری و نحوه مواجهه با انتقادات، میزان پاسخگویی و ...) را به نمایش بگذارد. اما آیا شرایط استمرار خواهد یافت؟! آیا جریانی که پیش و پس از انتخاب احمدی نژاد، با انذار و تنذیر افکار عمومی نسبت به روی کار آمدن دولت واپسگرا و خشونتگرا و مخالف آزادیها و حقوق عمومی، علنا هشدار میداد از این پس و در آینده پیش روی، سکوت و صبر پیشه خواهد کرد؟! از آن طرف هم آیا جریان اصولگرا (با تصور تمام زیر مجموعههایش) که هماره بر آرمانهای اصیل امام و انقلاب و قانون اساسی پای فشرده در برابر دولت جدید به فرض بروز کم کاریها و اشتباهات و ... بیتفاوت خواهد ماند؟!
دولت پیشتاز احمدی نژاد با رویکردی چند گفتمانی (عدالت، خدمترسانی، معنویت، پیشرفت و توسعه) به میدان آمده و انتظارات و خواستههایی را در میان لایههای اجتماعی و جریانات سیاسی ایجاد نموده که با عنایت به اینکه یک شبه و یک ماهه نمیتوان همه گرهها را گشود اما باید اذعان داشت چهار ساله میتوان به جای اینکه از نبود اختیارات و موانع مبهمی که نگذاشتند کارهایی انجام شود سخن به میان آید، به بسیاری از معضلات و پیچیدگیهای عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ مهر پایان زد. لذاست که یک روز هم در سرانجام کارنامه دولت، سرنوشتساز و مغتنم است. هر چند ایجاد وقفه و رکود که از ملزومات گذار به دولت جدید است اما استمرار این شرایط موجب انباشت انتقادات و خیز همه جانبه رقیب سیاسی برای اعمال فشار به دولت خواهد بود.
ضروری است رکود موقتی فعلی به نشاط پایداری مبدل شود تا دولت احمدینژاد در جریان اقدامات آتی خود طی سالهای آینده ابتکار عمل را هیچگاه از دست ندهد. نکته دیگر اینکه گونه شناسی فضای سیاسی - اجتماعی تاریخ معاصر ایران نشان داده، معادلات سیاست و قدرت همواره به سمت و سوی پیچیدهتر شدن بسط یافتهاند.
اکنون هم که در فضای به ظاهر آرام و کم سر و صدایی به سر میبریم نشانگر این است که نقطه عطفی در تحولات آتی خواهد بود و از همین فضا سازماندهی جدیدی از بازیگران سیاست و اجتماع شکل خواهد گرفت که به همزبانی و همگرایی مطلق رغبت چندانی نشان نمیدهند و در گیرودار تحولات سریع فکری و بینالمللی با الگویی بیسابقه ظهور و بروز خواهند یافت.
تعیین تکلیف نهایی انتصابها و انتخابها به منظور آغاز به کار تمام عیار دولت جدید، تقویت جنبههای حرفهای و بنیههای کیفی نشریات وابسته به جریان اصولگرا، طراحی مکانیسمی برای چرخش نخبگان و به کارگیری نیروهای توانمند و شایسته، تشکیل اتاق فکر اصولگرایان به منظور پردازش جنبههای تئوریک و عملیاتی برنامههای دولت جدید و کارآمدسازی چتر اصولگرایی (شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی) که تمام نیروها و احزاب سیاسی این جریان را به نحوی منطقی و عقلایی راهبری کند مهمترین راهبردهایی هستند که میتوانند دولت اصولگرایان را با کارآمدی و خوش کامی در منظر عمومی به نمایش بگذارند.