تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۴۲۹

فرخ مسلمی‌زاده
پس از این که ایالات متحده آمریکا و جمهوری خواهان کاخ سفید برخی کشورهای موجود از جهان را متهم به حمایت از تروریسم کردند دو تن از رهبران برجسته آمریکای لاتین در برابر واشنگتن مواضع ضدامپریالیستی خود را علنی‌تر ساختند. بدون شک نام "چاوز" و "کاسترو" را همگان می شناسند. "هاوانا" و "کاراکاس" امروزه دو مرکز مهم ضدآمریکایی در آمریکای لاتین محسوب می‌شوند. رهبران کوبا ونزوئلا سعی کرده‌اند با ترسیم چهره حقیقی نومحافظه‌کاران برای شهروندان خود نفرت، از کاخ سفید را در درون نسل‌های کنونی و نیز نسل‌های بعدی نهادینه سازند. بوش از شنیدن نام "هوگوچاوز" و "فیدل کاسترو" تنفر داشته و سعی دارد به هر نحو ممکن آنها را از معادلات آمریکای جنوبی حذف کند. این امر برای رئیس جمهور آمریکا و هواداران جنگ طلب او در حال حاضر به یک رویای خام تبدیل شده است....
هنگامی که "فیدل کاسترو" و "ارنستوچه گوارا" توانستند انقلاب کوبا را به پیروزی برسانند و با حمایت مردم این کشور هواداران کاخ سفید را از خاک خود بیرون رانند، مقامات آمریکایی که خطر هاوانا را در یک قدمی خود می‌دیدند حداکثر تلاش خود را برای سقوط دولت کاسترو به کار بستند. ایجاد کودتا و شورش‌های مختلف و سعی در جهت ترور فیدل کاسترو و نیز مانور تبلیغاتی بر نقاط ضعف ملت کوبا از جمله این تلاش‌ها به شمار می‌رفت. اکنون نزدیک به نیم قرن است که این اقدامات نه تنها باعث فروپاشی حکومت کوبا نشده بلکه ابزار محبوبیت بیشتر کاسترو را در بین مردم کوبا فراهم آورده است.
رهبر کوبا در حادثه خلیج خوکها ضربه‌ای سخت را به نیروهای آمریکایی وارد ساخت و با شکست آمریکا در این صحنه نبرد، لطمه‌ای سخت به واشنگتن وارد شد.
کاسترو از بدو ورود خود به معادلات سیاسی _ نظامی کوبا سعی کرد تا با انتشار عقاید انقلابی خود و چه گوارا ابزار یکپارچه شدن آمریکای لاتین را در برابر آمریکای شمالی فراهم آورد ولی در این میان کارشکنی برخی رهبران آمریکای لاتین باعث به تعویق افتادن این پروسه شد. آمریکا با قرار دادن یکی از مخوف‌ترین زندان‌های دنیا یعنی گوانتانامو در خلیج گوانتانامو در نزدیکی کوبا سعی کرد تا فشار خود را بر هاوانا گسترش دهد. در این میان انواع تحریم‌های اقتصادی و لابی‌های پشت پرده هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه کاخ سفید در جهت مذاکره با کاسترو هیچ ثمری نداشته است.
"کاسترو" لحظه‌ای لباس نظامی خود را از تن بیرون نیاورده است تا به این وسیله به واشنگتن نشان دهد که کهولت سن وی تاثیری در روحیه انقلابی او ندارد. فیدل کاسترول بارها ارتش و نیروهای مسلح کوبا را به انجام مانوارهایی نظامی در نقاط مرزی این کشور فرا خوانده است. تا بدین وسیله نشان دهد که روح مقاومت در برابر امپریالیسم به طور کامل و نهادینه در بین شهروندان کوبایی وجود دارد.
پس از حادثه 11 سپتامبر و فشار بیشتر جمهوری خواهان بر هاوانا و قرار دادن نام کوبا در فهرست کشورهای تروریست، در نهایت فعال شدن زندان گوانتانامو در مرز کوبا "کاسترو" روند آمریکا ستزی را در کشور خود افزایش داد. رهبر کوبا در این راه بسیار موفق بوده است. هر روز حمایت مردم کوبا از فیدل کاسترو و رائول کاسترو و دیگر اعضای وابسته به چریک پیر هاوانا افزایش می‌یابد. در این میان کاسترو بارها در برابر مواردی مانند جنگ عراق و افغانستان موضعی صریح اتخاذ کرده و در جهت محکوم ساختن آمریکا در نظام بین‌الملل گام برداشته است.
اما پس از سر کار آمدن "هوگوچاوز" در ونزوئلا نام کاراکاس نیز همانند نام هاوانا برای نومحافظه‌کاران کاخ سفید شوم به حساب می‌آید. چاوز یک بار طعم تلخ سقوط از قدرت را به مدت 48 ساعت چشیده است. در حدود دو سال پس از حادثه 11 سپتامبر هواداران وابسته به کاخ سفید با حمایت مستقیم و علنی واشنگتن کاراکاس را تصرف کردند ولی چاوز باتجربه توانست با هماهنگ ساختن مردم و نیروهای وفاداری به خود کودتای طراحی شده از جانب ایالات متحده آمریکا را نقش بر آب کند.
پس از این کودتا و شکست آن توسط هواداران چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا در مقابل کاخ سفید سیاست سخت‌تری را در پیش گرفت. هوگو چاوز با الهام گرفتن از اندیشه انقلابی افرادی مانند کاسترو و سیمون بولیوار سعی کرد تفکر انقلابی علیه کاخ سفید را در بین سایر کشورهای آمریکای جنوبی گسترش دهد. در این میان چاوز با بیان کردن جملاتی مانند "خدا جهان را از دست بوش نجات دهد" مخالفت علنی خود را با جمهوری خواهان به تصویر کشیده است.
چاوز علاوه بر مخالفت‌های کلامی خود در پشت پرده معادلات اقتصادی آمریکای جنوبی نیز سعی دارد تا با پی‌ریزی طرح‌های اقتصادی قوی و کارساز مانع از فعالیت کارتل‌ها و تراست‌های آمریکایی در این قاره شود. هم چنین "کاراکاس" جمهوری خواهان ایالات متحده آمریکا را تهدید کرده است که صورت ادامه کارشکنی علیه ونزوئلا لوله‌های نفت را به سوی آمریکایی شمالی می‌بندد. این تهدید اخیر چاوز رعب و وحشت زیادی در میان نومحافظه‌کاران جنگ طلب ایجاد کرده و آنها را بر آن داشته است تا مخالفت خود با چاوز را علناً اظهار نکنند.
هم چنین مقامات آمریکایی سعی کردند تا از طریق همه پرسی در ونزوئلا از محبوبیت رئیس جمهور ونزئولا بکاهند ولی با مشخص شدن نتایج آرا شرایط به سود چاوز تغییر کرد. هم اکنون هرگز چاوز به مرد اول ونزئولا تبدیل شده و علاقه مردم و شهروندان ونزئولایی نسبت به وی غیرقابل تصور است.
سوال اصلی این جاست که میان چاوز و کاسترو چه نقاط پیوندی وجود دارد؟ واقعیت امر این است که چاوز و کاسترو یکدیگر را بسیار دوست دارند. هنگامی که در جریان یک سخنرانی پای رهبر کوبا آسیب دید هوگو چاوز به سرعت کاراکاس را به مقصد هاوانا ترک گفت و در بالین کاسترو حاضر شد. آن دو دستان یکدیگر را به شدت فشردند و به یکدیگر قول دادند تا در برابر سیاست‌های واشنگتن در آمریکای لاتین مقاومت کنند.
هم اکنون چاوز و کاسترو در آمریکای لاتین نقش دو مکمل را ایفا می‌کنند. کاخ سفید از ادغام و جمع‌بندی این دو بسیار هراسان است. کاراکاس و کوبا دو نقطه آسیب‌‌ناپذیر در برابر جمهوری خواهان کاخ سفید به شمار می‌آیند.
"فیدل کاسترو" اخیراً به چاوز توصیه کرده است تا در برابر حملات احتمالی عوامل کاخ سفید در راستای ترور او هوشیار باشد.
چاوز نیز به کاسترو و قول داده است تا مواظب سلامت خود باشد. از سوی دیگر چاوز و کاسترو و در آخرین دیدار خود با یکدیگر پیمان بستند تا با تقویت همکاری هامیان کشورهای خود راه هر گونه نفوذ در آمریکای جنوبی را بر جمهوری خواهان جاه طلب مسدود نمایند. این همان کابوسی است که خواب را از چشمان افرادی مانند بوش و چنی ربوده است و موجب بر هم ریختن معادلات آمریکا در قبال آمریکای جنوبی شده است.
هماهنگی میان کاسترو و چاوز نقطه عطفی برای ایجاد تحولات آمریکای جنوبی به سوی مخالفت با سیاست‌های کاخ سفید خواهد بود. در این میان رهبر کوبا و رئیس جمهور ونزئولا به طور عمده قصد دارند از دوطریق این موضوع را عملی سازند:
راه اول این که از طریق تاکید بر اقتصاد منطقه‌ای در آمریکای لاتین و حذف شرکت‌های وابسته به کاخ سفید از معاملات اقتصادی منطقه راه نفوذ اقتصادی ایالات متحده آمریکا را سد نمایند. در این میان "چاوز" سعی کرده است با مقامات کشورهای برزیل، آرژانتین، بولیوی مذاکراتی داشته باشد.
در این راستا رئیس جمهور ونزوئلا از رهنمودهای فیدل کاسترو نیز بهره می‌گیرد. در صورت جمع انرژی سیاسی و استراتژیک هاوانا و کاراکاس در راستای ضربه زدن به ایالات متحده آمریکا هیچ نیروی بازدارنده‌ای قادر نخواهد بود در برابر این دو ایستادگی کند.
البته نباید فراموش کرد که در این راه موانعی سخت در برابر چاوز و کاسترو قرار دارد. جمهوری خواهان کاخ سفید و عوامل وابسته آن‌ها در آمریکای لاتین لحظه‌ای این دو رهبر انقلابی را آرام نخواهند گذاشت. اما از آن سو کوبا و ونزوئلا جهت عبور از این فشارها و گذار به حالتی بهتر ابزارهای زیادی در اختیار دارند.
مردم آمریکای لاتین با توجه به نفوذ استعمار در سالهای دور و فقر موجود این کشورها در جهت مبارزه با ایالات متحده آمریکا و جلوگیری از فعالیت‌های کاخ سفید در قاره آمریکای جنوبی در این زمینه بسیار مستعد هستند. فرهنگ کلی مردم کشورهای آمریکای جنوبی نیز با نفوذ امپریالیسم مخالف است.
نسل بسیاری از شهروندان کشورهای آمریکای جنوبی به کسانی می‌رسد که سالیان پیش تحت شکنجه برده‌داران و اربابان زمین قرار داشتند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که نفرت از استعمار آمریکایی در بین مردم آمریکای جنوبی نهادینه شده است.
این نفت را مردم بولیوی، آرژانتین، برزیل و... نیز در برهه‌های مختلف از بوش و جمهوری خواهان ابراز کرده‌اند. با توجه به وجود چنین پیش زمینه‌ای در بین مردم آمریکای لاتین کاسترو و چاوز باید تمامی همت خود را به کار برند.
این دو در مرحله نخست باید امپریالیسم نوین و وجوه اشتراک آن را با امپریالیسم قرون گذشته برای مردم آمریکای جنوبی تبیین کرده و بر مبنای این تبیین و شناخت مبارزات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود علیه واشنگتن را اغاز نمایند.
در پایان باید تاکید کنیم که مبارزه این دو رهبر آمریکای لاتین علیه ایالات متحده آمریکا باید به صورتی همه جانبه و در تمامی ابعاد صورت گیرد. در این حالت است که واشنگتن در آمریکای لاتین با ناکامی مطلق مواجه می‌شود و در بن‌بستی گرفتار می‌آید که خروج از آن تقریباً غیرممکن است و این همان نگرانی و دغدغه دائم ذهن بوش، چنی و رامسفلد در قبال چاوز و کاسترو به حساب می‌آید.