پس از گذشت نزدیک به 4 سال از بیست و چهارم ژانویه 2002 که بوش طرح خود را درباره تشکیل دو دولت فلسطینی و «اسرائیلی» و همزیستی مسالمتآمیز آنها در کنار یکدیگر اعلام کرد و همچنین اعلام «نقشه راه» که هدف از آن تشکیل دولت فلسطین در سال 2005 بود اقدام حکومت صهیونیستی در دگرگون ساختن اوضاع جغرافیایی و جمعیتی در سرزمینهای اشغالی به گونهای صورت میگیرد که تکامل و وضعیت نهایی دولت فلسطینی آینده را مورد تهدید قرار میدهد ضمن آنکه این دگرگونیها میتواند واقعیت موجود در صحنه را بر سرنوشت دولت فلسطین و توافقهای نهایی آینده تحمیل کند.
اصرار حکومت شارون طی دو سال اخیر بر گسترش شهرکهای صهیونیستی موجود و احداث شهرکهای جدید و همچنین احداث «دیوار حائل» میانه کرانه باختری و «اسرائیل» در واقع طرح تشکیل دولت فلسطینی را به خطر میاندازد. این اقدامات یکجانبه به تمایل شارون در تحمیل راهحل «یک موجودیت فلسطینی در کوچکترین زمین با بیشترین تعداد از فلسطینیان» انجام گرفت. برای تحقق این دیدگاه حکومت شارون اکنون سعی دارد با احداث دیوار حائل، بیشترین مقدار از زمینهای فلسطینیان را تصاحب کند و شهرکنشینی صهیونیستها را گسترش دهد.
پیش از پرداختن به موضوع احداث «دیوار حائل» در فلسطین اشغالی باید به گونهای خلاصه با واژههایی نظیر «دیوار حائل» و «دیوار امنیتی» و «دیوار حمایتی» آشنا شویم:
* دیوار حائل: به معنی دیوار جداکننده میان دو دولت و یا بیشتر بر مبنای مرزهای طبیعی و یا مورد توافق طرفهای ذیربط و نه بگونهای یکجانبه.
* دیوار امنیتی و یا دیوار حمایتی: یک واژه ساخته و پرداخته رژیم صهیونیستی است که منظور از آن حمایت از مرزهای این موجودیت از طریق تجاوز به دیگران است. در اینجا باید یادآور شد که صهیونیستها بهنگام اشغال جنوب لبنان، بر آن منطقه «کمربند امنیتی» نام نهادند که در حقیقت خارج از مرزهای این رژیم و در خاک کشور لبنان قرار داشت.
در اینجا دیوار حائل و یا واژه دیوار تبعیض نژادی را میتوانیم درباره این دیواری که رژیم صهیونیستی احداث کرده است بکار ببریم چون مفهوم صحیحتری را درباره فلسطینیان در بردارد بویژه که هدف از آن جدا کردن استانهای کرانه باختری از یکدیگر و نگهداری آنها بصورت مناطق مسکونی جدا از یکدیگر بدون آنکه با هم در ارتباط باشند.
طرح دیوار حائل:
در 23 ژانویه 2002 حکومت رژیم صهیونیستی تصمیم به احداث دیوار حائل گرفت که جداکننده سرزمینهای اشغالی کرانه باختری از فلسطین اشغالی (اسرائیل) میباشد. طول این دیوار 350 کیلومتر و هزینه پیشبینی شده برای هر یک کیلومتر آن یک میلیارد دلار بود که قابلیت افزایش تا دو میلیارد دلار را نیز داشت. دیوار حائل به هیچوجه مسیر «خط سبز» را طی نمیکند بلکه براساس شرایط جغرافیایی و جمعیتی طرحریزی شده است که برای ضمیمه کردن مناطق صهیونیستنشین و اراضی فلسطینی یا شهرکهای صهیونیستی با پیچ و خمهای شدیدی روبرو میشود. ارتفاع آن 8 متر میباشد و بر بالای آن سیمهای خاردار و برجهای مراقبت در چندین نطقه نصب شده است.
ویژگیهای دیوار:
طرحهای رژیم صهیونیستی درباره دیوار حائل پیشبینی میکند که احداث آن در دو سوی شرقی و غربی کرانه باختری 4 سال بطول خواهد انجامید. این دیوار از سه بخش تشکیل شده است: بخش شمالی، بخش جنوبی و بخش محاصرهکننده بیتالمقدس و براساس مصوبه ژانویه 2002 کابینه رژیم صهیونیستی مراحل الف و ب شامل 190 کیلومتر میباشد.
مرحله الف این دیوار بطول 145 کیلومتر است که شامل بخش شمالی کرانه باختری است و هزینه آن بیش از 6/80 میلیون دلار است. مرحله الف این دیوار بطول 125 تا 145 کیلومتر میباشد و از روستای سالم در داخل خط سبز در شمال آغاز شده و تا شهرک «الکنا» در جنوب ادامه دارد. روستای سالم در شمال غربی جنین واقع شده است. بیست کیلومتر اضافی در این منطقه در شمال و جنوب شهرداری بیتالمقدس واقع میشود و به عنوان «دیواره قدس» نامیده شده است.
همچنانکه رژیم صهیونیستی اعلام کرد این بخش در اوایل اوت 2003 به پایان رسید. در کنار احداث دیوار اصلی طرح احداث سه مانع اضافی در سه منطقه در طول مسیر الف پیشبینی شده است که «موانع پیشگیریکننده» نامیده شده است. موجودیت صهیونیستی برای احداث این موانع زمینهای فلسطینیان را تصرف کرده اما هنوز اقدام به احداث این موانع ننموده است.
مرحله ب به طول 45 کیلومتر میباشد و از روستای سالم تا شهرک «تیاسیر» در مرز دره رود اردن ادامه دارد. تاکنون بیش از 30 کیلومتر از آن که از سالم بسوی شرق میباشد به پایان رسیده است. براساس اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی پیشبینی میشود مرحله ب بطور کامل در تمامی بخشهای آن تا پایان سال 2003 به پایان رسیده باشد.
در کنار احداث دیوار حائل، شارون پیشنهاد کرده است دیوار حائل دیگری در کرانه باختری احداث گردد که شهرکهای یهودینشین دره رود اردن تا «اسرائیل» را در بر گرفته و آنها را از دیگر بخشهای کرانه باختری جدا سازد. وزارت جنگ رژیم صهیونیستی تهیه طرح مرحله سوم دیوار حائل را به پایان رساند که از شهرک الکنا تا بحر المیت ادامه دارد. مسیر دیوار در این مرحله بطوری عمیقتر در کرانه باختری در نظر گرفته شده است به گونهای که اکثریت شهرکهای صهیونیستنشین در غرب دیوار قرار خواهند گرفت.
بدینگونه فلسطینیان خود را در یک زندان بزرگ خواهند دید که از شرق و غرب با دیوارهای جداکننده و شهرکهای صهیونیستنشین در محاصره خواهند بود و چنین طرحی تنها اجرای یک اندیشه قدیمی برای خدمت به استراتژی صهیونیستی است و همچنانکه ادعا دارند به هیچوجه جنبه امنیتی ندارد.
مسیر بخش شمالی مرحله ب دیوار از روستای «مطله» تا «تیاسیر» این اندیشه را تقویت میکند که نیت واقعی برای طولانی کردن دیوار به سمت جنوب به گونهای است که دره رود اردن از دیگر بخشهای کرانه باختری بطور کامل جدا گردد.
بیشتر مسیرهای دیوار در مرحله الف از زمینهای کرانه باختری میگذرد و در نتیجه احداث دیوار، حقوق بیش از 210 هزار شهروند فلسطینی که در 67 شهر زندگی میکنند را از میان خواهد برد که 13 شهر آن دارای 700/11 جمعیت فلسطینی است که بطور کامل به کانتونهای زندانی شده در میان دیوار و خط سبز تبدیل خواهند شد.
مسیر پیچدار دیوار و با توجه به احداث دیوار اضافی دیگر (دیوار عمق) که در شرق دیوار حائل خواهد بود 19 شهر فلسطینی را که در آن بیش از 500/128 فلسطینی زندگی میکنند به کانتونهای مجزا تبدیل خواهد کرد. همچنین 36 شهر فلسطینی دیگر در شرق «دیوار حائل» و یا «دیوار عمق» که در آن بیش از 200/72 شهروند فلسطینی سکونت دارند به طور کامل از زمینهای کشاورزی خود که در غرب دیوار قرار دارد جدا خواهند گردید.
چگونگی پیدایش اندیشه احداث دیوار حائل:
اندیشه احداث دیوارهای حائل در واقع یک تفکر صهیونیستی است که از اندیشه «ژاپوتنسکی» پدر خوانده صهیونیسم در زمینه احداث یک «دیوار آهنین» سرچشمه میگیرد. در حقیقت اندیشه احداث دو دیوار جداکننده یکی در مسیر دره رود اردن و دومی در غرب کرانه باختری به سال 1983 باز میگردد که در آن هنگام شارون وزیر جنگ در رژیم صهیونیستی بود و هدف از آن پیوستن این زمینهای فلسطینیان به اسرائیل میباشد.
نخستین انگیزههای احداث این دیوار پس از دومین جنگ خلیج فارس در سال 1990 پدید آمد که در این هنگام رژیم صهیونیستی اقداماتی برای جدا کردن غیر مستقیم میان ساکنان کرانه باختری و «اسرائیل» را در فلسطین اشغالی 1948 آغاز کرد و شروع به اعطای مجوز ورود به محدود خط سبز را برای فلسطینیان نمود.
در سال 1993 اسحاق رابین در واکنش به عملیات مقاومت فلسطینیان دست به اقدامی زد که براساس آن کرانه باختری از دیگر بخشهای فلسطین اشغالی 1948 جدا میگردد اما این پیشنهاد وی درباره احداث «دیوار حائل» با واکنش مثبت روبرو نگردید تا آنکه در سال 2000 انتفاضه آغاز شد و ایده محاصره غزه به کرانه باختری نیز سرایت کرد.
در آوریل 2002 «کمیسیون هدایت دولتی» در تلآویو درخواست کرد روند احداث دیوار حائل بسرعت به اجرا درآید و در ژوئن 2002 نخستین مرحله آن آغاز شد و در ژانویه 2003 رژیم صهیونیستی بطور رسمی مراسم تکمیل احداث نخستین 4 کیلومتر از دیوار برگزار شد و در مارس 2003 شارون پیشنهاد خود را درباره احداث دیوار امنیتی دوم در شرق کرانه باختری را ارائه کرد به گونهای که شهرکهای دره رود اردن را نیز در بر بگیرد.
پیامدهای احداث دیوار:
1ـ بر نقشه کرانه باختری و وضعیت دولت فلسطین:
شائول موفاز وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در مارس 2003 در گفتگویی با روزنامه «گاردین» چاپ لندن، روند تکامل تشکیل یک دولت فلسطینی تشکیل شده از 7 کانتون مجزا در شهرهای اصلی فلسطین را مطرح کرد که همگی بوسیله ارتش صهیونیستی بسته و به محاصره در میآیند و از دیگر بخشهای کرانه باختری که قرار است به فلسطین اشغالی بپیوندد جدا میشوند و در عین حال این دیوار به مصادره بخشهای وسیعی از زمینهای فلسطینی و پیوستن آنها به رژیم صهیونیستی منجر میشود.
در نتیجه طرح دیوار حائل براساس احداث دو کمربند جداکننده طولانی در شرق کرانه باختری که یکی به طول دره رود اردن و دیگری در غرب کرانه باختری به طول «خط سبز» و با عمق 5 تا 10 کیلومتر میباشد و همچنین شامل احداث کمربندهای وسیع دیگر در میان این دو کمربند اصلی که بمنزله گذرگاه میان منطقه جنوب «طولکرم» و منطقه «نابلس» تا دره رود اردن در میآید که در نتیجه به تقسیم مناطق فلسطینی به 4 بخش اصلی: جنین ـ نابلس، رامالله، بیتاللحم و الخلیل منجر میگردد و هدف از آن ایجاد مانع و فاصله میان مجموعههای تحت تسلط رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و غزه و مناطق فلسطینینشین بود ضمن آنکه شهرکهای صهیونیستنشین وضعیت خود را حفظ میکردند.
دیوار حائل همچنین شهرهای طولکرم و قلقیلیه و بیتالمقدس را بطور کامل محاصره میکند و آنها را از دیگر بخشهای کرانه باختری جدا میسازد و بدینگونه رژیم صهیونیستی در جدا کردن مناطق فلسطیننشین از یکدیگر موفق میگردید و رفت و آمد فلسطینیان به کنترل در میآید ضمن آنکه فلسطینیهای ساکن در سوی دیوار احداث شده که بر اثر ساخت دیوار ناچار به ترک زمینهای خود شدند از 4 هزار تن که قلقیلیه را ترک کردند به شمار ده هزار تن خواهد رسید.
همچنین این دیوار، کرانه باختری را به صورت کانتونهای مجزا در میآورد، موجب تصاحب زمینهای وسیع فلسطینیان میشود که به 23 درصد کل مساحت کرانه باختری میرسد و 11 روستای بزرگ فلسطینی واقع میان دیوار حائل و خط سبز را به فلسطین اشغالی ملحق میسازد و با وجود آنکه جمعیت آنها بالغ بر 26 هزار فلسطینی است، اما نمیتواند هویت صهیونیستی این مناطق را از میان ببرد. ولی در عین حال مجوز ورود به کرانه باختری برای آنان صادر خواهد گردید.
همچنین رژیم صهیونیستی تسلط خود بر 21 روستای فلسطینی دیگر که در آنسوی دیوار حائل قرار میگیرند به بهانه نظامی بودن این مناطق اعمال خواهد کرد، چون منطقه حائل پیشنهادی (که 140 کیلومتر دیگر ادامه خواهد یافت) 20 روستای فلسطینی دیگر را از جمله 14 روستا را که جزو منطق «ب» طبقهبندی میشوند در بر خواهد گرفت و این روستاها که تحت تسلط مشترک فلسطینی ـ صهیونیستی قرار دارند دارای بیش از 40 هزار تن جمعیت میباشند که بطور عمده در زمینه کشاورزی فعالیت دارند و اینان خود را در محاصره خواهند دید و ناچار خواهند بود برای دستیابی به مزارع خود، مجوزهایی از ارتش اشغالگر دریافت کنند و در نتیجه برای گذران زندگی روزمره خود ناچار خواهند بود تحت کنترل دستگاههای امنیتی تلآویو قرار بگیرند.
تجربه گذشته نشان داده است که رژیم صهیونیستی از امکانات محدود کردن رفت و آمد فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی برای تحقق هدفهای خود بهرهبرداری میکنند که در حقیقت نه تنها جنبه امنیتی دارند بلکه براساس زمینهسازیهای غیر قابل قبول و غیرواقعی استوار هستند.
صهیونیستها نه تنها به احداث دیوار حائل پرداختند بلکه اقدام به برقراری دیوارهایی از سیمهای خاردار الکترونیکی کردند که به ارتفاع 5/3 متر پیرامون مناطق «الف» در کرانه باختری قرار میگیرد و تحت تسلط کامل تشکیلات خودگردان خواهد بود که در عین حال به پیدایش مناطق نظامی منجر میشود که بر اثر آن مناطق «الف» را از دیگر مناطق جدا میسازد تا در نتیجه آن به پیدایش 13 مجموعه صهیونیستنشین (گیتو) مجزا از یکدیگر منجر میشود.
براساس طرحهای اعلام شده رژیم تلآویو، مساحت مناطقی که احداث دو دیوار حائل به تجزیه آن در شرق و غرب کرانه باختری منجر خواهد گردید بالغ بر 45 درصد تا 50 درصد میباشد و این همان مساحتی است که شارون اعلام کرده بود به فلسطینیان واگذار خواهد کرد.
2ـ بر مسائل وضعیت نهایی:
این تحولات پدید آمده که احداث دیوار حائل بر وضعیت کرانه غربی بوجود آورده است واقعیت نوینی را در صحنه پدید آورده که بطور مستقیم بر مسائل مربوط به وضعیت نهایی درباره مرزها و همچنین بیتالمقدس و آب و شهرکها تأثیر خواهد گذارد.
* درباره بیتالمقدس، دیوار حائل واقعیت جدیدی را برای این شهر بوجود خواهد آورد که دولت شارون از مدتها پیش در پی احداث طرحهایی برای یهودی کردن این شهر و جدا کردن آن از دیگر مناطق فلسطینی و همچنین تبدیل محلههای مسکونی آن به صورت شهرکهای بزرگ و مستعمرههای صهیونیستنشین و این جدا از موضوع احداث دیوار حائل است که بطور کامل شهر را در محاصره قرار خواهد داد به گونهای که شهر قدس در میان شهرکها و مناطق یهودینشین در محاصره خواهد بود بطوریکه نتوان آنرا به عنوان پایتخت دولت فلسطین در نظر گرفت و در عین حال این دیوار به تحقق نظریه قدس بزرگ و محو روند رشد بیتالمقدس با مشخصات فلسطینی خواهد انجامید و در عین حال به پیوستن مناطقی مانند «معالیه آدومیم» و «جبعات زئیف» و تمامی شهرکهای واقع در خارج از محدوده شهرداری قدس به این شهر منجر خواهد شد و در نتیجه روستاها و مناطق فلسطینی از محدوده شهرداری قدس خارج خواهند گردید و بدین ترتیب رژیم صهیونیستی از ساکنان فلسطینی شهرها آسوده خواهد گردید.
* در مورد مسأله آب، دیوار حائل تأثیر گستردهای بر محروم کردن فلسطینیان از منابع آبی خواهد گذارد چون زمینهایی که برای اجرای مرحله نخست دیوار مصادره خواهند شد شامل بیش از 50 چاه دارای آبهای زیرزمینی که بیش از 7 میلیون مترمکعب آب را فراهم میکنند و پس از احداث دیوار حائل، فلسطینیان از بهرهبرداری از این چاهها محروم خواهند شد و یا آنکه دستیابی آنها به این منابع آبی برای بهرهبرداری از آن کشاورزی دشوار خواهد گشت. این در حالی است که صهیونیستها در چارچوب هموار کردن زمینها برای نصب دیوار بیش از 35 هزار متر از شبکه آبیاری آبرسانی فلسطینیان را از میان بردند.
* طرح دیوار حائل براساس مرزهای کنونی استوار است و این در حالی است که مقامات رژیم صهیونیستی این موضوع را که دیوار مذکور را تعیین خواهد کرد رد میکنند اما با توجه به هزینه بسیار سنگین و گستردگی آن نمیتوان باور کرد که احداث دیوار اقدامی منطقی بشمار میآید و پس از دستیابی به راهحل درباره مرزها در گفتگوهای نهایی از میان برداشته خواهد شد ضمن آنکه وضعیت دیوار و شهرکهایی را که در بر خواهد گرفت و همچنین برجهای مراقبت احداثی و سیستمهای هشدار دهنده و گشتیهای پلیس و نیروهای امنیتی و پستهای بازرسی که در طول این دیوار احداث گردیدهاند بدان جنبه دائمی میدهد و این دیوار ضمیمه منطقه «فرودگاه قلندیا» خواهد شد که قرار است براساس قرارداد اسلو تحویل تشکیلات خودگردان شود.
* احداث دیوار به عنوان یک راهحل رضایتبخش برای بسیاری از شهرکنشینان بشمار میآید چون 57 شهرک در کرانه باختری را با 303 هزار شهرکنشین در بر خواهد گرفت.
این شهرکها از شهرکهای بزرگی بشمار میآیند که قرار است سرنوشت آنها در گفتگوهای نهایی مورد بررسی قرار گیرد.
3ـ بر زندگی روزمره فلسطینیان:
دیوار حائل از مناطق کرانه باختری میگذرد و این بدان معنی است که بر زندگی بیش از 210 هزار شهروند فلسطینی ساکن در 67 روستا و شهر در کرانه باختری اثر منفی خواهد گذارد به گونهای که:
ـ 13 محله مسکونی با جمعیت 700/11 فلسطینی خود را در مناطقی میان دیوار حائل و خط سبز زندانی خواهند یافت.
ـ احداث دیوار دوگانه که در نتیجه احداث دیوار دوم خواهد شد عمق خاصی به این دیوار حائل خواهد داد که بصورت یک مرزبند امنیتی در خواهد آمد که در نتیجه 19 مرحله مسکونی با جمعیت 500/128 فلسطینی خود را در مناطقی دورافتاده در محاصره خواهند یافت.
ـ احداث دیوار حائل به محدودیت رفت و آمد فلسطینیان و دست یافتن آنان به کشتزارهای خود و یا رفتن به روستاها و شهرهای فلسطین برای خرید، منجر خواهد شد.
ـ احداث دیوار حائل به جدا شدن 36 محله فلسطینی واقع در شرق دیوار حائل با جمعیت 200/72 از یکدیگر و همچنین جدا شدن آنان از کشتزارهای خود که در شرق دیوار قرار دارد خواهد انجامید.
ـ ساختن دیوار حائل مانع دستیابی روستائیان فلسطینی به بیمارستانهای طولکرم و قلقیلیا و قدس شرقی خواهد شد چون این شهرها از دیگر بخشهای کرانه باختری جدا خواهند شد ضمن آنکه سیستم آموزشی فلسطین در نتیجه احداث این دیوار آسیب خواهد دید و معلمان و دانشآموزان از رسیدن به مدارس خود محروم خواهند شد به ویژه که معلمای از آنسوی این روستاها میآیند. بیش از 14 هزار فلسطینی در 17 محله مسکونی خود را در محاصره میان این دیوار و خط سبز خواهند یافت و در شمال بیش از 20 هزار تن از 3175 خانواده خود در شرق دیوار قرار خواهند گرفت در حالیکه کشتزارهای آنان اکنون در شرق آن قرار دارد.
4ـ بر اقتصاد و محیط زیست فلسطین:
ـ بیش از 37 درصد روستاهای فلسطینی که به فعالیت کشاورزی سرگرم هستند اکنون بدون منبع اقتصادی ماندهاند که در نتیجه بیش از 50 درصد زمینهای کشاورزی و 12 کیلومتر از شبکه آبیاری آنها تخریب و نابود گردیده است و این در حالی است که 5/7 درصد زمینهای کشاورزی پیش از بهرهبرداری نابود گردیدند.
ـ مصادره زمینهای کشاورزی و هموارسازی آنها و محدود کردن رفت و آمد شهروندان فلسطینی به آسیب دیدن صنعت روغن زیتون خواهد انجامید در حالیکه در گذشته این مناطق 22 هزار تن روغن زیتون در سال تولید میکردند همچنین تولید میوه نیز آسیب خواهد رسید که تولید آن به 50 تن و سبزیجات که تولید آن به یک میلیون تن میرسید زیان رسید ضمن آنکه این دیوار مانع رسیدن بیش از 10 هزار رأس گاو و گوسفند به چراگاههای خود در غرب دیوار حائل خواهد گردید.
ـ احداث دیوار بر محیط زیست و منابع آب فلسطین تأثیر منفی خواهد گذارد به خصوص که رژیم صهیونیستی کنترل 50 چاه آب را در آنسوی دیوار را در کنترل خواهد گرفت و در نتیجه فلسطینیان بیش از 7 میلیون کیلومتر مکعب آب را از دست خواهند داد که 30 درصد مجموع آبهای مصرفی فلسطینیان از حوزه غربی را تشکیل میدهد. همچنین در صورتیکه این دیوار در بخش شرقی و براساس طرح «جانستون» احداث شود، کرانه باختری بیش از 200 میلیون متر مکعب از آبهای رود اردن را از دست خواهد داد.
علل واقعی اصرار رژیم صهیونیستی برای تصرف زمینهای کرانه باختری:
با وجود ادعاهای رژیم صهیونیستی در مورد انگیزههای امنیتی در احداث این دیوار که با ادعای جلوگیری از نفوذ مبارزان فلسطینی به داخل فلسطین اشغالی عنوان میگردد، علل اصلی احداث دیوار حائل و همچنین ساختن شهرکهای صهیونیستنشین که روستاهای فلسطینی را از یکدیگر جدا میسازد و به تصرف زمینهای بیشتیری از فلسطین میانجامد، موارد ذیل قابل توجه میباشد:
1ـ فراهم کردن عمق استراتژیک در کرانه مدیترانه که در حقیقت نقطه ضعف امنیتی رژیم صهیونیستی بشمار میآید تا بتواند مرکز فرهنگی جمعیتی و بیشتر تأسیسات حیاتی خود را در آن احداث کند این در حالی است که این منطقه فقط 16 درصد از مساحت رژیم صهیونیستی را تشکیل میدهد.
2ـ کرانه باختری دارای ذخایر آبهای زیرزمینی فراوانی میباشد و با توجه به اینکه زمین آن سنگلاخی است از فرو رفتن آب به لایههای زیرین جلوگیری میکند ضمن آنکه دروی آن از دریا به شیرین ماندن آبهای زیرزمینی آن کمک کرده است.
3ـ تضمین مرزهای شرقی برای جلوگیری از ارتباط میان فلسطینیان و اردنیها و یا حمایت از مرزهای خط سبز که در داخل شهرهای فلسطین اشغالی قرار دارد از جمعیت فراوانی برخوردار میباشد.
4ـ تحقق زمینه زد و بندهای سیاسی برای مبادله شهرکها با مسائل مربوط به آوارگان و یا مرزها در گفتگوهای مربوط به وضعیت نهایی.