تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۴۷۴

قاسم غفوری
پس از اجرای طرح عقب‌نشینی از غزه و چند شهرک از کرانه باختری، آنچه در سیر تحولات سرزمینهای اشغالی قابل تامل است، اخبار و گزارشات منتشره مبنی بر تلاش رژیم صهیونیستی برای بهبود جایگاه خود در عرصه بین‌المللی و گسترش مناسبات با سایر کشورها بویژه ممالک اسلامی و عربی نظیر، امارات یمن، الجزایر، سوریه، لیبی، تونس، کویت و پاکستان می‌باشد، هر چند مقامات تل‌آویو این اقدام را گامی در جهت اجرای طرح مسیر طلایی می‌دانند، اما با توجه به اینکه این اخبار بیشتر از سوی محافل صهیونیستی انتشار می‌یابد، این تحرکات در ابعادی فراتر از ادعای آنها قابل تامل است:
1- تضعیف روحیه مقاومت: آنچه در چارچوب سیاستهای رژیم صهیونیستی حائز اهمیت است، دور ساختن مقاومت از حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی می‌باشد که در این راه از ابزاری همچون اعمال فشارهای آمریکا بر سایر کشورها برای عدم حمایت از گروههای مقاومت، بهره‌گیری از مجامع بین‌المللی جهت قرار دادن مقاومت در لیست گروههای تروریستی و در آخرین حربه برقراری روابط دیپلماتیک با حامیان مقاومت بهره می‌گیرند، لذا در مقطع کنونی نیز تل‌آویو برای استمرار این سیاست گام برمی‌دارد چرا که مساله برقراری روابط با سایر کشورها بویژه ممالک عربی با تل‌آویو می‌تواند تا حدودی در کوتاه‌مدت موجب تضعیف روحیه مقاومت گردد (با توجه به اینکه مقاومت، مردمی و خودجوش است، این مسائل صرفا در کوتاه‌مدت کارایی داشته و در نهایت آنها با حفظ وحدت، با انسجام بیشتری به انتفاضه ادامه خواهند داد).
2- حفظ اراضی اشغالی: از ابعاد طرحهای شارون برای تخلیه غزه، حفظ کرانه باختری و در نهایت ایجاد دولت صهیونیستی به پایتختی بیت‌المقدس می‌باشد. با توجه به اینکه پس از اجرای طرح غزه، این رژیم برای برقراری روابط با سایر کشورها (اجرای طرح مسیر طلایی) اعلام آمادگی نموده است می‌توان گفت که وی خواهان آن است که بدین‌وسیله رسما این موضوع را تثبیت نماید که صرفا غزه حق فلسطینیان بوده و پذیرش رژیم صهیونیستی از سوی سایر کشورها سندی بر این مدعا می‌باشد. تا در نهایت با این ترفند تل‌آویو، استیلای خود بر سایر مناطق اشغالی را حفظ کند.
3- انحراف افکار عمومی از تحولات داخلی: یکی از مهمترین مشکلات رژیم صهیونیستی افزایش بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در این رژیم می‌باشد که مانند سرطان، تمام وجود آن را در برگرفته و شرایط را برای فروپاشی آن مهیا ساخته است. این روزها رژیم صهیونیستی علاوه بر مشکلات اقتصادی، افزایش بیکاری، گسترش جرم و جنایت، کوچ صهیونیستها به سایر کشورها، کاهش فرمانبری نظامیان از فرماندهان و... با بحران سیاسی مواجه گشته که به نوعی صف‌بندی جدیدی میان احزاب و گروههای سیاسی بوجود آورده است. با توجه به پیامدهای منفی این تحولات، دولت شارون سعی دارد تا به نحوی افکار عمومی را از تحولات داخلی منحرف و به تحولات جهانی معطوف نماید. بر همین اساس اعلام مساله برقراری روابط با سایر کشورها که با تبلیغات گسترده‌ای نیز همراه است می‌تواند از یک سو عامل انحراف افکار عمومی از مشکلات و معضلات داخلی گردد و از سوی دیگر شارون با بزرگنمایی تلاش خود برای ارتقاء جایگاه رژیم صهیونیستی در عرصه جهانی به نوعی بر محبوبیت خود در میان مردم بیفزاید که نتیجه این سیاست را می‌توان در پیروزی وی در انتخابات حزب لیکود مشاهده نمود.
4- کسب وجهه بین‌المللی: آریل شارون در میان افکار عمومی جهان همواره با نام قصاب صبرا و شتیلا و قاتل زنان و کودکان فلسطینی شناخته می‌شود در حالی که اموری نظیر ساخت دیوار حائل و بی‌توجهی به خواسته‌های بین‌المللی، وجهه وی و رژیم صهیونیستی را به طور کامل در عرصه جهانی مخدوش ساخته است. بر همین اساس شارون سعی دارد تا به نوعی با بهره‌برداری تبلیغاتی از مساله برقراری روابط با جهان خارج به نحوی ضمن زدودن این دیدگاه‌ها، خود را حامی صلح و ثبات منطقه‌ای و جهانی معرفی نماید. (چنانکه شارون در اجلاس نیویورک از این حربه برای تحقق اهداف خود بهره‌برداری نمود).
5- سرپوش بر تحرکات ضد فلسطینی: آنچه در حاشیه تحولات تخلیه غزه مشهود است، استمرار عملیاتهای ضد فلسطینی در این مناطق می‌باشد که منجر به شهادت دهها تن و بازداشت صدها تن شده است در حالی که گزارشاتی مبنی بر نصب سیستم دفاع موشکی در مرزهای غزه و کرانه باختری، استمرار ساخت دیوار حائل، اسکان صهیونیستها در بلندی‌های جولان نقض حریم هوایی لبنان، غارت شهرک‌های تخلیه شده، ویران کردن مساجد و اماکن دینی و... مبادرت ورزیده است که مساله برقراری روابط با سایر کشورها سرپوشی گردیده بر این جنایات.
6- ایجاد بحران داخلی در کشورهای اسلامی: در روند ادعای رژیم صهیونیستی در زمینه برقراری روابط با کشورهای اسلامی بویژه ممالک عربی، آنچه به خوبی مشهود است، تلاش این رژیم برای تفرقه‌افکنی در میان ممالک اسلای و در نهایت بهره‌برداری از این موقعیت برای تثبیت مواضع خود در سرزمینهای اشغالی و سرکوب انتفاضه می‌باشد، چرا که این اقدام شارون از یک سو بسیاری از کشورها را با بحران داخلی مواجه ساخته که صف‌بندی گروههای مردمی در برابر دولت را در پی دارد و از سوی دیگر به دلیل دیدگاههای منفی که در قبال رژیم صهیونیستی در ممالک اسلامی وجود دارد این امر موجب اختلاف و بعضا تیرگی روابط کشورها با یکدیگر می‌شود که مسلما این امر که خود به تنهایی بسیاری از اهداف داخلی و جهانی شارون را پوشش می‌دهد از مهمترین ابعاد طرح صلح وی را تشکیل داده است.
در مجموع و با عنایت به آنچه در عرصه بین‌المللی وی می‌دهد می‌توان گفت که تبلیغات صورت گرفته از سوی رژیم صهیونیستی مبنی بر برقراری ارتباط با کشورهای اسلامی برای این رژیم در مقطع کنونی یک هدف نمی‌باشد بلکه خود صرفا عاملی است برای تحقق سایر اهداف این رژیم در سرزمینهای اشغالی و عرصه بین‌المللی، بویژه اینکه تفرقه و دودستگی در جهان اسلام می‌تواند مهمترین ابزار برای تحقق اهداف شوم رژیم صهیونیستی باشد. لذا جا دارد تا ممالک اسلامی با تامل بیشتری به کارکردها و سیاستهای تل‌آویو که در لوای اجرای کامل طرح صلح خاورمیانه صورت می‌گیرد، از گرفتار آمدن در این دام که بعضا با حمایت آمریکا صورت می‌گیرد. بپرهیزید، چرا که حاصل این اقدامات در نهایت گسترش حیطه نفوذ رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی شهادت و اسارت تعداد بیشتری از فلسطینیان و سرانجام از دست دادن قدس می‌باشد که مسلما این امور غیرقابل جبران خواهد بود.