علی تتماج
هند یکی از کشورهایی است که در سیاست خارجی ایران از دیرباز دارای جایگاه ویژهای بوده است، به گونهای که دو طرف خود را از همپیمانان منطقهای و جهانی ارزیابی مینمایند. (طرح انتقال گاز ایران به هند از مهمترین پروژههای مشترک میباشد).
آنچه در عملکرد هند در ماههای اخیر مشاهده میگردد، عدم پایبندی آنها به توافقات و مناسبات دوجانبه بویژه در زمینه فعالیتهای هستهای ایران میباشد که نمونه آشکار آن رأی مثبت آنها به قطعنامه اروپا و آمریکا در اجلاس سپتامبر شورای حکام میباشد. پس از این اقدام که با انتقاد شدید ایران و حتی محافل سیاسی دهلینو مواجه گشت، تهران بر خلاف رویکرد هند به مناسبات خود با این کشور ادامه داد و در مواردی آن را ارتقاء بخشید.
در کنار تحولات روابط دو کشور آنچه در مقطع کنونی (در آستانه برگزاری اجلاس شورای حکام) قابل تأمل است، سیاست یکجانبه مقامات هند در توجیه سیاستهای آنها در اجلاس سپتامبر است که میتواند نمودی از تکرار آن در اجلاس آتی آژانس باشد. هر چند آنها در اظهارات خود به نوعی سعی کردهاند تا از گزارش البرادعی استقبال و تا حدودی بر عملکرد غیر مسئولانه خود سرپوش گذارند اما آنها باید به چند نکته توجه داشته باشند.
1- در طی دو سال اخیر همواره آژانس بر عملکرد مثبت و همکاری همهجانبه تهران با بازرسان تقدیر و اعلام داشته که شبههای در این زمینه وجود ندارد. لذا این گفته هندیها که گزارش اخیر البرادعی را به دلیل مواضع خود میدانند، اقدامی غیر منطقی است و به هیچ عنوان قابل پذیرش نمیباشد که آنها بخواهند عملکرد گذشته و احتمالاً آینده خود را توجیه نمایند. (هند هیچ گونه نقشی در این همکاریها نداشته است و این روندی بوده که ایران برای اعتمادسازی از ابتدا داشته است)
2- شورای حکام دارای 35 عضو میباشد که به صورت اجماع تصمیمگیری میکنند لذا هند، چنین جایگاهی ندارد که بخواهد خود را عامل اصلی تحولات آژانس بداند و در اصل میتوان گفت آنها با این بیانیه صرفاً سعی کردهاند تا خود را بازگیری مهم در عرصه جهانی نشان دهند.
3- آنچه در سیاست منطقهای هند واضح است چالش این کشور با پاکستان و تلاش برای تضعیف قدرت آن میباشد. آنچه دهلینو در پرونده ایران به آن تأکید دارند مسئله عبدالقدیر خان پاکستانی است. هندیها به جای آنکه با توجه به مناسبات خود با ایران تصمیمگیری کنند، برای تحقق اهداف خود در برابر اسلامآباد که شامل معرفی این کشور به عنوان قاچاق مواد هستهای و بیان غیر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای آن است، تلاش میکند. به عبارتی دیگر آنها از پرونده تهران برای مقاصد شخصی بهره میگیرند که این امر در مناسبات دوجانبه غیر قابل پذیرش است.
4- هند اثبات نموده که در عملکرد خود پیرو سیاستهای آمریکا و غرب گشته و در تصمیمگیریها از کمتر استقلالی برخوردار است. بر این اساس این هشدار برای دهلینو، وجود دارد که در صورت استمرار این رویه و همسو شدن با غرب در قبال ایران (به هر بهانهای که میخواهد باشد) در آینده باید شاهد تضعیف جایگاه منطقهای و بینالمللی خود باشد، بویژه اینکه قدرتهای جدیدی همچون غیر متعهدها، چین، آمریکای لاتین در حال ظهورند که به هیچ عنوان پذیرای غرب و متحدان آن نیستند. (چنانکه هند بر خلاف نظر مردم خود و فقط به خاطر آمریکا به گسترش مناسبات با رژیم صهیونیستی روی آورد).
5- ایران با داشتن منابع اقتصادی و سیاسی، توانایی بهرهگیری از همپیمانان جدید در عرصه بینالمللی را دارد چنانکه در این زمینه اقدامات ارزندهای صورت گرفته است، لذا هند باید بداند که ایران اجباراً نیازمند هند نیست که بخواهد به خاطر معطوف شدن این کشور با اهداف خود در زمینه فعالیتهای صلحآمیز هستهای به امتیازدهی به این کشور روی آورد. (هندیها سعی دارند تا با بزرگنمایی جایگاه خود در شورای حکام، ایران را به امتیازدهی بویژه در زمینه نفت و گاز و مناسبات اقتصادی وادار نماید.)
در نهایت باید گفت که مواضع هند در قبال گزارش البرادعی بیانگر نوعی انفعال در سیاست خارجی این کشور در قبال ایران و احتمالاً توجیه مواضع آینده آنها در شورای حکام میباشد، که سعی دارد آن را در چارچوب اهداف آژانس وانمود نماید. اما باید آنها در نظر داشته باشند که این موضعگیریها جز انزوا و دور شدن این کشور از ایران و سایر کشورهای منطقه نتیجهای نخواهد داشت و آنها هستند که در نهایت متضرر میشوند. بر این اساس جا دارد تا آنها با تغییر در مواضع گذشته خود رویکردی مثبت در قبال ایران اتخاذ کنند و از همسویی کورکورانه از اروپا و آمریکا دور گردند و بدانند که کشورهای دیگری هستند که جایگزین دهلینو در مناسبات ایران کردند و تهران وابسته به عملکرد آنها نیست، که بخواهند همچنان در برابر خواستههای آنها سر تسلیم فرود آورد.