امیر محبیان
خبرها حاکی از آن است که سال 2006 میلادی در حال تبدیل شدن به سالی کلیدی برای عراقیان است زیرا شرایط موجود عراق به سمتی میرود که احتمال خروج حداقل بخشی قابل توجه از نیروهای خارجی از عراق نامحتمل نیست.
اخیراً رئیس کل ستاد فرماندهی ارتش انگلیس در گفتوگو با یک برنامه خبری شبکه تلویزیونی بی.بی.سی گفت: یک سال آینده میتواند زمانبندی واقعبینانهای برای خروج نیروهای ائتلاف مستقر در عراق باشد.
در همین حال زالمای خلیلزاد "سفیر آمریکا در بغداد نیز گفته است: تحولات سیاسی و پیشرفتهایی که نصیب نیروهای امنیتی عراق شده، ممکن است این زمینه را فراهم آورد که آمریکا در سال آینده حضور نظامی خود را در عراق کاهش دهد.
از داخل عراق هم خبر میرسد که دو تن از سیاستمداران ارشد عراقی (طالبانی رییسجمهور عراق و عادل عبدالمهدی، معاون رییسجمهوری عراق) گفتهاند که نیروهای خارجی ممکن است تا آخر سال آینده میلادی از این کشور خارج شوند.
جلال طالبانی، رییسجمهوری عراق در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی انگلیسی گفت به اعتقاد او، نیروهای عراقی تا آن زمان آمادگی خواهند داشت که در جنوب این کشور جایگزین نیروهای بریتانیایی شوند.
اینها شواهدی است که بر وزن ویژه سال 2006 در روند تحولات عراق میافزاید.
نیک میدانیم که درون ایالات متحده و در بین نخبگان استراتژیست آن کشور دو طرز تلقی جدی پیرامون بقا یا عدم بقای نیروها در عراق وجود دارد.
از یک سو «هنری کیسینجر»وزیر خارجه پیشین آمریکا در دولتهای «نیکسون» و «فورد» به عنوان چهره رادیکالتر معتقد است:
"با توجه به اوضاع کنونی عراق ما نمیتوانیم بگوئیم که در آوریل سال بعد میتوان عراق را ترک کرد.
مگر اینکه ادله و شواهد کافی برای خروج نیروها داشته باشیم.
هیچ راهی وجود ندارد که اما از دولت عراق بخواهیم نیروها را آموزش دهد و در برابر فشارهای داخلی و شورشها و یا فشارهای خارجی از سوی ایران، سوریه و دیگر کشورها مقاومت کند و این امر عواقب فجیعی برای ما در سطح جهانی به وجود خواهد آورد.
ما نمیتوانیم برای مدت زمان نامحدودی در عراق بمانیم، ولی نمیتوانیم یک ضربالاجل مشخص هم برای آن تعیین کنیم."
و در مقابل او «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی دولت کارتر بر این باور است که:
"روند انتقال قدرت با مشکلاتی روبرو خواهد شد. زیرا ما مدارک زیادی در دست داریم که نشان میدهند، اکثر مردم عراق از اشغال نفرت دارند و عصبانی هستند. تشکیلات ائتلاف (اشغالگران) نظرسنجیهای زیادی در این خصوص انجام داده است.
بنابراین، هر دولت موقتی که توسط ما روی کار بیاید، مورد تنفر و خصومت عراقیها قرار خواهد گرفت و هر چه بیشتر در عراق بمانیم، این تنفر شدت خواهد گرفت و اینکه چه مدت در عراق خواهیم ماند، به میزان زیادی بستگی به این دارد که باید ببینیم ثبات و امنیت در عراق چگونه پیش میرود فهمیدن این امر ممکن است مدت زمان زیادی به طول بینجامد.
اگر ما تاریخ مشخصی را برای خروج نیروهایمان از عراق تعیین کنیم، انگیزه بیشتری به عراقیها برای به دست گرفتن زمام امور خواهیم داد.
مشخصاً این ضربالاجل نباید به گونهای باشد که ما را وادار کند با سراسیمگی و به سرعت عراق را ترک کنیم. اما نباید آنقدر هم دور باشد که عراقیها فکر کنند ما برای مدت زمان نامحدودی در آنجا خواهیم ماند ما متوجه این حقیقت شدهایم که دخالت ما در عراق یک عامل شتابدهنده برای ناآرامیها در خاورمیانه است. حضور ما در عراق باعث ناامنی عربستان شده است و این امر احساسات ضد آمریکایی را در میان اعراب افزایش داده است و حضور ما را در عراق با اشغال کرانه باختری توسط اسرائیل مقایسه میکنند. در این صورت ما در باتلاقی گیر خواهیم کرد که خروج از آن بسیار مشکل خواهد بود."
به نظر میرسد از میان چهار گزینه:
گزینه1: خروج فوری نیروها
گزینه2: تخلیه گام به گام نیروها
گزینه3: اول جنگ، سپس تخلیه نیروها
گزینه4: ماندن نیروها برای طولانی مدت در عراق
آمریکاییان به مرور به دلیل وجود واقعیت غیرقابل انکار مخالفت مردم عراق و فشار افکار عمومی جهانی و نیز فشار سیاسی مخالفان اقدام بوش درون ایالات متحده از گزینه سه صرفنظر کرده و فعلاً در برزخ میان گزینه 4 و 2 قرار دارند. لذا بعید نیست که تخلیه نیروها به مرور از سال 2006 آغاز گردد و آمریکا ساختاری را طراحی کند که بخشی محدود از نیروهایش در عراق به عنوان عامل فشار در مدتی طولانیتر باقی بمانند؛ وضعیتی که نخبگان و اهل سیاست در عراق نباید بدان راضی گردند.