* جناب پارسایی، از مدیران قبلی، بدهیهایی به جنابعالی به ارث رسیده، در پرداخت این بدهیها، چه تمهیداتی را به کار خواهید بست؟
** تغییر هر مدیری در میانه سال، همراه با تعهداتی است که مدیر جدید ملزم به پرداخت خواهد بود.
این تعهدات بالغ بر هفتصد میلیون تومان است، که به علت تأخیر در ابلاغ اعتبار و بودجه در فصل اول هر سال ناخودآگاه ایجاد میشود.
بدهی، معوقه و مشکلات مالی، مسأله تازهای نیست، حدیث مکرری است که سالها تکرار شده است و ذهن هر مدیر را، به جای پردازش به ایدههای نو و بدیع درگیر میسازد و مانع توسعه هر چه بیشتر برنامههای تئاتری کشور میشود.
مدیریت جدید میکوشد که موافقت مسئولان را با افزایش صددرصد اعتبارات در سال 85 جلب نماید، اگر دوستان و هنرمندان عزیز بتوانند مشکل فعلی را با صبر و بردباری تحمل کنند، به طور یقین با افزایش بودجه در سال 1385، با چنین مشکلاتی مواجه نخواهند شد.
* شورای نظارت و ارزشیابی، در گذشته آن طور که باید به وظایف خویش به طور اکمل عمل نمیکرد و بعضاً ما شاهد اجرای نمایشهای ضد ارزشی نیز بودیم، در این مورد چه تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد؟
** موضوع بسیار شفاف است، شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش، باید بر اساس آییننامههای مصوب، شورای انقلاب فرهنگی حرکت کند. این شورا ضمن پاسداری از ارزشهای حاکم بر جامعه هنر تئاتر را از خطاهای احتمالی مصون نگه میدارد، اگر ما شورای نظارت و ارزشیابی را به عنوان یک هسته فرهنگی و موثر در هدایت تئاتر کشور تلقی کنیم، فلسفه وجودی و ضرورت نظارتیاش کاملاً احساس میشود، شورای نظارت باید به آییننامهها و بخشنامههای صادره دقیقاً توجه نماید و بر مبنای آن عمل کند. همه هنرمندان به قوانین و مقررات فرهنگی پایبندند. فارغ از هر گونه نگاه سانسورگرایی باید به نمایشها نگریسته و حدود قوانین رعایت شود. من به عنوان خدمتگزاری کوچک، از همه دوستانی که در این مرکز، به مسئولیتهایی منصوب میشوند و مسایل فرهنگ و هنری، دغدغه فکری آنان است، میخواهم که با همراهی و همدلی به مقررات توجه جدی داشته باشند و ضمن توجه به دستورالعملهای نظارتی همچون گذشته، به شورای نظارت و ارزشیابی به عنوان یک مشاور و همراه فرهنگی بنگرند تا فاصلهای میان مسئولان دولتی و شورای نظارت با تولید کنندگان آثار هنری ایجاد نشود و به عنوان عضوی از اعضای خانواده تئاتر، به سلامت این هنر بیش از گذشته توجه نمایند.
* برای رشد تئاتر شهرستانهای محروم چه برنامههایی را ارایه خواهید کرد؟
** کافی است مدیر کل هنرهای نمایشی زاویه دید خود را تغییر دهد، از تهران دل بکند تا سفر به شهرستانها آغاز شود. به تئاتر شهرستان در طی سالهای گذشته بیمهری شده است من به عنوان یک هنرمند شهرستانی و عضو کوچکی از خانواده تئاتر، این مسئولیت را پذیرفتهام تا بخشی از اعتبارات تئاتر کشور به رشد و توسعه و تعالی تئاتر شهرستان اختصاص پیدا کند. در آذر ماه 1384، کنگره بزرگ تئاتر برگزار خواهد شد و بالغ بر 500 نفر از اعضای انجمنهای نمایش شهرستانها به همراه مدیران کل و هنرمندان و فرهیختگان و پیشکسوتان تئاتر کشور حضور خواهند یافت و با تشکیل کمیتههای پژوهشی و آموزشی و نظارتی، تئاتر شهرستان مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت تا آسیبهای آن بررسی و شناسایی شود. ما باید بیش از گذشته شاهد خلق آثار مبتنی بر فرهنگهای بومی و آیینی شهرستانها باشیم.
تئاتر شهرستان خود الگو است و نباید از جریانهای دیگر تأثیر منفی بگیرد ما هرگز خاطره آثار نمایشی شهرستانهایی که حال و هوا و رنگ و بوی فرهنگهای بومی را داشت، فراموش نکردهایم و امروز متأسفانه در جشنواره تئاتر فجر، کمتر شاهد اجرای این نمایشها هستیم چرا که به غلط نمایشهایی را الگو قرار دادهاند که محور تولیدی ما نیستیم.
امیدوارم هنرمندان خوب و صمیمی و مظلوم تئاتر شهرستان، ضمن ارتقای سطح کیفی آثار تولیدی، تئاتر را به عنوان یک هنر اندیشهورز، محل تجلی فرهنگ منطقهای و بومی خود قرار دهند. تا توجه به ادبیات نمایشی حمایت از نویسندگان بومی تجربههای نو و بدیع به وجود آید. مدیریت مرکز هنرهای نمایشی تلاش خواهد کرد در تخصیص بودجه سال 1385، درصد قابل تأملی از بودجه کل تئاتر کشور را به توسعه تئاتر استانها اختصاص دهد.
* در گذشته، نمایشهای دینی که خود جنابعالی نیز یکی از پرچمداران آن به شمار میروید، از حمایتهای ویژهای بهرهمند نبودید و حتی برخی افراد معلومالحال با تبلیغات منفی چنین نمایشهایی را به لحاظ اجرایی، ضعیف جلوهگر میساختند، برای بهبود کیفی چنین نمایشهایی چه ترفندهایی را به کار خواهید گرفت؟
** تئاتر، گونههای مختلفی دارد، آیینی سنتی و عروسکی و کمدی گونههایی از تئاتر است، تئاتر دینی هم گونه دیگری است که باید ضمن بررسی، ارتقای سطح کیفی آن تلاش شود، باید چنین تئاتری را تقویت کنیم، تا تماشاگران بیشتری، جذب این گونه تئاتر شوند.
از سال آینده نیز تلفیق برگزاری تئاتر فجر با مراسم مذهبی در دهه اول محرم، آمیختگی مناسبی را فراهم خواهد کرد ما در صدد هستیم در مرکز هنرهای نمایشی، دفتری را تحت عنوان دفتر تحقیقات و مطالعات آفرینشهای آیینی و مذهبی تأسیس کنیم، این دفتر ورای دفتر نمایشهای مذهبی است و امیدوارم با تأسیس این دفتر، بتوانم در احیا و تقویت جوهره این نمایشها نقشی اساسی ایفا نمایم تا توجه هنرمندان حرفهای کشور را به این مقوله جلب کنم، همزمانی محرم با دهه فجر در سال 1385، جشن بزرگ انقلاب و بالطبع تئاتر فجر را به رویکردهای تازهای سوق خواهد داد و بیشک توجه به جوهره معنوی تئاتر تلقی خواهد شد.
* مرکز هنرهای نمایشی در گذشته، از کارگردانهای مشهور حمایت بیشتری به عمل میآورد اما از کارگردانهای جوان و گمنام، آن طور که باید حمایت نمیکرد، در این مورد چه تصمیماتی را اتخاذ خواهید کرد؟
** بدیهی است که کارگردانهای صاحب نام، امکانات بیشتری را میطلبند و مرکز هنرهای نمایشی نیز در جهت تأمین نیازهای حرفهای آنان، باید تلاش همهجانبهای را مبذول دارد، باید میان هنرمندانی که در عرصه هنر تئاتر، مو سپید کردهاند و به نوعی اعتبار تئاتر کشور محسوب میشوند با هنرمند جوان و گمنام، تفاوت داشته باشد، این به این معنا نیست که امکانات در اختیار گروه خاصی باشد، حتی برای هنرمندان جوان و مستعد که مملو از اندیشه و خلاقیت است باید امکانات فراهم شود مدیریت مرکز هنرهای نمایشی ضمن استقبال از فعالیت هنرمندان حرفهای و پیشکسوت و صاحب نام، از هنرمندان جوان و گمنام و علاقهمند نیز حمایت خواهد کرد، هنرمندان جوان باید در کنار بزرگان تئاتر کشور، کسب تجربه کنند و سپس خلاقیتها را در معرض دید عموم قرار دهند. من به عنوان عضو کوچکی از خانواده تئاتر، برای کلیه هنرمندان پیشکسوت و جوانان علاقهمند، احترام قائلم و آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات این عزیزان هستم.
* از قول جنابعالی، در برخی رسانهها، مطلبی عنوان شده بود که گویا قصد دارید سازمان تئاتر کشور را جایگزین مرکز هنرهای نمایشی نمایید، در این مورد اگر توضیحاتی دارید، بیان فرمایید.
** با توجه به توسعه تئاتر کشور و پتانسیل عظیمی که تئاتر دارد، چشمانداز مرکز هنرهای نمایشی، باید سازمان تئاتر کشور باشد، راهبری 1000 فارغالتحصیل هنرهای نمایشی در سال و فعالیت 150 گروه حرفهای نمایش در تهران و 500 انجمن نمایش در سراسر کشور، توسط یک اداره کل هنرهای نمایشی و با بودجه اندک به طور کامل میسر نخواهد بود، لذا چشمانداز همه ما باید به سازمان تئاتر کشور باشد، اگر بودجه تئاتر فعالیتهای موازی ارگانها و نهادهای نظیر سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران - وزارت آموزش و پرورش و سازمان بسیج و سایر سازمانها، در سازمانی به نام سازمان تئاتر کشور و با یک نظام هماهنگ جمعآوری شود، میتوان به این نتیجه رسید که تئاتر، هنر فقیری نیست و اگر بودجهای موازی در سازمانی بزرگ و ملی تحت عنوان سازمان تئاتر کشور، در اختیار مدیر شایستهای قرار گیرد، به طور یقین در اعتلا و توسعه تئاتر کشور، گامهای موثری، میتوان برداشت.
* برنامههای آتی جنابعالی برای تئاتر کشور چیست؟
** همه چیز در حال احیا و تقویت است تا اعتمادسازی شود، باید ضمن بررسی به تدوین برنامهها پرداخت.
مهمترین اصلی که مدیریت فعلی مرکز هنرهای نمایشی بر آن پایبند است این است که فاصله مدیر و یا متولی هنر را با هنرمندان از میان بردارد و در این راستا باید کلیه هنرمندان و مدیر تئاتر هر دو در جایگاه متولی به یک وفاق و همدلی برسند، اگر این وفاق و همدلی تداوم یابد، مطمئناً همه هنرمندان با ارایه طرحها و ایدههای بکر، برای تئاتر کشور دلسوزی خواهند کرد و با بهرهگیری از تجارب ارزنده، در عرصه تئاتر کشور، خدمات درخشانی را ارایه خواهند داد.
من نیز سعی خواهم کرد که به عنوان هنرمندی کوچک، اما مدیری دلسوز، در تمامی اوقات در خدمت هنرمندان باشم، در پایان سخنانم از همه علاقهمندان و عاشقان هنر تئاتر صمیمانه درخواست میکنم که پیشنهادات و انتقادات خود را با مرکز هنرهای نمایشی در میان بگذارند و مدیریت مرکز را به عنوان ثقل توسعه تئاتر کشور تصویر نمایند. امید است که با همفکری و همدلی همه صاحبنظران، اساتید، دانشگاهیان و هنرمندان، در آیندهای نزدیک شاهد شکوفایی هرچه بیشتر هنر تئاتر، نه تنها در ایران، بلکه در دنیا باشیم.