تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۵۱۵

قاسم غفوری
در آستانه برگزاری نشست نوامبر آژانس بین‌المللی اتمی که یکی از محورهای اصلی آن بررسی پرونده فعالیتهای هسته‌ای ایران می‌باشد، بار دیگر تحرکات بین‌المللی در قبال ایران آغاز گردیده است. اولاً سه کشور اروپایی با برگزاری نشستی در لندن همچون گذشته بر مواضع تکراری و مردود خود مبنی بر پایان فعالتیهای هسته‌ای و بازگشت ایران به مذاکرات بر اساس خواست و اهداف آنها تأکید نمودند. ثانیاً دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش خود در مورد بازرسی‌های جدید از ایران را در اختیار 35 عضو شورای حکام قرار داد ثالثاً آمریکایی‌ها نیز جنگی تبلیغاتی علیه ایران به راه انداخته و چنان وانمود می‌کنند که توانسته‌اند، اجماعی از اعضای شورای حکام در راه آنچه از آن با نام صلح بین‌المللی یاد می‌کنند ایجاد نمایند.
با توجه به جو حاکم بر عرصه بین‌المللی و اهداف و خواست ایرانی مبنی بر دست‌یابی به حق چرخه سوخت و فن‌آوری هسته‌ای در آستانه نشست شورای حکام چند نکته از سوی مقامات ایران و تیم مذاکره کننده می‌تواند مورد تأمل قرار گیرد:
1- در حالی که سه کشور اروپایی در اجلاس‌های خود، ایران را به تعلیق فعالیتها فرا می‌خوانند، خود برای دست‌یابی به فن‌آوری هسته‌ای تلاش بی‌پایانی را آغاز نموده‌اند چنانکه، انگلیس قوانینی را برای توسعه نسل جدید نیروگاه‌های هسته‌ای تدوین کرده است. فرانسه با رایزنی‌ها و اعمال نفوذهای بین‌المللی سرانجام مجوز تأسیس نیروگاه جوش هسته‌ای که بر اساس توافقات گذشته باید در ژاپن راه‌اندازی می‌شد، بدست آورد. آلمانها در حالی که دولت جدید در زمینه مسائل سیاسی و تقسیم قدرت دچار اختلافات شدیدی می‌باشد، اما در ارتباط با حفظ و استمرار بهره‌گیری از نیروگاههای هسته‌ای اجماعی کامل داشته و آن را از اولویتهای دولت ارزیابی نمودند.
2- بر اساس آنچه از سوی منافع دیپلماتیک در مورد گزارش البرادعی در نشریات انتشار یافته است، این نتیجه حاصل می‌شود که آژانس از استقلال کاری برخوردار نبوده و عملکرد آن در دو چارچوب منافع قدرتهای بزرگ و حفظ نقش و جایگاه آژانس در اجرای مفاد آئین‌نامه‌های آن می‌باشد، چنانکه در گزارش اخیر، ضمن ابراز رضایت و قدردانی از همکاری مستمر و صادقانه ایران در بازدیدها، بار دیگر از ابهامات موجود در پرونده و لزوم ادامه یافتن سیاستهای اعتمادساز ایران سخن به میان آورده است. این نوع موضع‌گیریها بیانگر این حقیقت است که اولاً آژانس به خوبی از عواقب ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت آگاه است و به هیچ عنوان تمایلی به انجان چنین اقدامی ندارد (این مسئله در بخشهای ابتدایی گزارش ملموس است). ثانیاً بندهای پایانی گزارش البرادعی بیانگر نفوذ قدرتهای بزرگ در تصمیمات آژانس است که سبب می‌گردد تا هرگز بر اساس واقعیات تصمیم‌گیری ننموده و بیشتر خواست آنها را مدنظر قرار دهد.
3- تحولات عرصه جهانی این واقعیت را نشان می‌دهد که گرایشات از نظام تک‌قطبی به چندقطبی افزایش یافته و امروز غیرمتعهدها،‌ چین، روسیه، آفریقای جنوبی برای پایان دادن بر استیلای غرب بر جهان تلاس می‌کنند. لذا موقعیت مناسبی برای این کشورها ایجاد گردیده تا بتوانند با موضع‌گیری در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب در پرونده هسته‌ای ایران گامی موثر را برای ابراز وجود در نظام بین‌المللی بردارند. (حضور موفق آنها در شورای حکام می‌تواند راه را برای حضور فعال‌تر در معادلات جهانی بویژه سازمان ملل فراهم آورد).
با توجه به آنچه ذکر شد باید گفت که اولاً وقتی غرب برای دست‌یابی انرژی هسته‌ای تمام تلاش خود را مبذول می‌دارد و حتی از مجامع بین‌المللی برای تحقق آن بهره می‌گیرد،‌ هیچ دلیل منطقی و توجیه‌پذیری برای پذیرش خواست آنها مبنی بر پایان دادن به فعالیتهای هسته‌ای وجود ندارد. ثانیاً با توجه به جو حاکم بر شورای حکام، سناریوی ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، بیش از آنکه عملکردی واقع‌بینانه باشد، بیشتر اهرم فشاری برای به زانو درآوردن ایران و تحقق اهداف غرب است. لذا پذیرش زیاده‌خواهی‌های اروپا به این دلیل، رویکردی منفعلانه و خارج از چارچوب اهداف ملی می‌باشد که هیچ گونه دستاوردی نخواهد داشت. بر این اساس جا دارد تا دستگاه دیپلماسی ما با اصرار بر حق خود در دست‌یابی به فن‌‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای در برابر سیاست‌های خصمانه غرب که با تهدید و ارعاب همراه گردیده ایستادگی نموده و با گسترش دیپلماسی خود در قبال سایر کشورها و بازیگران جدید عرصه بین‌المللی بویژه غیرمتعهدها، برای احقاق حق خود تلاش نماید و بداند که در شرایط کنونی کوتاه‌ ‌آمدن در برابر غرب به منزله رویگردانی از آرمانهای ملت و استمرار سیاستهای مغرضانه غرب نسبت به ایران با استفاده از مراجع بین‌المللی خواهد بود.