تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۵۴۹
متن کامل اظهارات آقازاده در نشست عمومی آژانس

رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان دو روز پس از صدور قطعنامه شورای حکام علیه کشورمان، در نشست مجمع عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پرداخت، که به جهت اهمیت متن کامل آن ارایه می‌شود.
جناب آقای رییس
عالی‌جنابان؛
میل دارم تبریکات خود را به جناب‌عالی و سایر اعضای دبیرخانه به مناسبت انتخاب شما جهت هدایت مباحث مهم اجلاس چهل ‌و نهمین کنفرانس عمومی ظرف چند روز آتی تقدیم دارم. کنفرانس عمومی فرصت مغتنمی را فراهم می‌کند تا کار آژانس مورد ارزیابی قرار گیرد. من قصد ندارم تا در اینجا وارد جزییات شوم و این را به عهده هیات نمایندگی واگذار می‌کنم تا در هر موضوع خاص مندرج در دستور کار به جزییات بپردازد. اما اعتقاد دارم که لازم است ارزیابی کلی به عمل آورم تا بدانیم آژانس در چه وضعی قرار دارد و عملکرد آن تا چه میزان با اهداف اصلی آن انطباق دارد و توازن منطقی در آن چگونه است. یک دیدگاه در بین اعضای معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای رواج دارد که بیان می‌کند که این معاهده بر سه پایه بنیادین قرار گرفته است. این سه پایه عبارتند از خلع سلاح، عدم اشاعه و فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای. نقش آژانس و عملکرد آن بر دو پایه آخری آن؛ یعنی عدم اشاعه و فعالیتهای صلح‌آمیز محدود شده است. آژانس بایستی به عنوان تهیه کننده و یا تسهیل کننده در مورد فناوری هسته‌ای و مواد هسته‌ای برای کاربردهای صلح‌آمیز عمل کند، در عین حال اطمینان یابد که آن مواد و فعالیت‌ها به جانب اهداف نظامی انحراف پیدا نمی‌کنند. اما پس از گذشت سالها، توانانی، قابلیت و نقش آژانس در فعالیت‌های هسته‌ای در حداقل خود باقی ماند زیرا که دارندگان فناوری از طریق کنترل صادرات محدودیت‌های جدی را در این زمینه بوجود آوردند. اما از طرف دیگر کارکرد نظارتی آژانس مرتباً افزایش یافت تا آنجا که در حال حاضر آژانس را به عنوان پاسبان هسته‌ای سازمان ملل می‌شناسند، بدون اینکه یادآوری شود که آژانس تعهدات دیگری هم در مورد فعالیت‌های هسته‌ای کشورها دارد. با این حال حتی در زمینه پادمان‌ها، شکایت بر رفتار آژانس غالب شده است. در حالیکه اعضای معاهده NPT پذیرفته‌اند که اجرای پروتکل الحاقی تضمین معتبر ایجاد می‌کند که ماهیت برنامه‌های هسته‌ای منحصراً صلح‌آمیز هستند، اما اعمال آن را در موقعیت‌های خاصی زیر سوال برده‌اند. مثال ایران یک نمونه بارز آن است. سالیان درازی ایران از دستیابی به فناوری، تجهیزات و مواد هسته‌ای محروم بوده است. ایران در جهت اعتمادسازی علاوه بر اقدامات اصلاحی به طور داوطلبانه و به طور دقیق و منظم پروتکل الحاقی را اجراء کرده است. آنگاه که موضوعات تقریبا داشتند حل می‌شدند، اکنون ادعا می‌شود که پروتکل الحاقی اقتدار لازم برای رسیدن به نتیجه‌گیری فراهم نمی‌کند. این ادعا بیش از هر چیز دیگر اعتبار و ارزش آژانس به عنوان تسهیل کننده، تامین کننده و تضمین کننده صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای را زیر سوال می‌برد. قطعنامه شورای حکام که با رای‌گیری و بدون اجماع، در آخر هفته گذشته مصوب شد، درجه تفرق در شورای حکام در این موضوع را تشان می‌دهد و اینکه موضوعات تا چه حد می‌توانند به ابتذال کشیده شوند، زمانیکه سیاست بر کار آژانس غلبه می‌یابد، این قطعنامه فاقد مبنای حقوقی، بدون توجیه فنی و با رهنمود غلط سیاسی صادر شده است. اساسنامه و قرارداد پادمان مفاد بسیار محدودی را به درگیر کردن شورای امنیت سازمان ملل آن هم در موارد نادر، اختصاص داده‌اند. مطالعه دقیق این اسناد مهم هیچ مبنایی را بریا درگیر کردن شورای امنیت در قضیه ایران فراهم نمی‌کند. شورای حکام، آنگونه که در ماده 19 قرارداد پادمان تصریح شده است، اداره کننده رابطه بین آژانس و جمهوری اسلامی ایران است، تنها زمانی می‌تواند شورای امنیت را درگیر کند که اثبات موافقتنامه لازم است اعمال پادمان شود، به سمت اهداف نظامی را ندارد. از آنجاییکه آژانس حداقل بیش از یکبار اعلام کرده است که هیچ دلیلی مبنی بر چنان انحرافی وجود ندارد، شورای حکام در موقعیتی نیست که تصمیم بگیرد موضوع را به شورای امنیت احاله دهد. از سوی دیگر ارزیابی فنی آژانس آنگونه که مدیر کل بیان کرده است، تصریح می‌نماید که:
1ـ در نتیجه اقدامات اصلاحی و سایر فعالیت‌ها، آژانس قادر بوده است که راستی آزمایی، تایید و اعلام کند که تعدادی از موضوعات کاملا حل شده‌اند و بنابراین فعالیت‌ها در تاسیسات UCF اصفهان، آب سنگین اراک، تولید سوخت و غنی‌سازی لیزر اکنون تحت اجرای پادمان عادی قرار دارند.
2ـ موضوع اورانیوم با غنای بالا تنها موضوعی بود که ‌می‌توانست متضمن نگرانی‌هایی در زمینه اشاعه باشد که هم اکنون حل شده است. اکنون راستی‌آزمایی صورت گرفته است و نشان می‌دهد که ذرات اورانیوم با غنای بالا حاصل آلودگی با منشاء خارجی بوده‌اند.
3ـ در مورد مسایل محدودی که باقی مانده‌اند، پیشرفت حاصل شده است و حل آنها تنها به همکاری ایران بستگی ندارد، بلکه مستلزم همکاری از سوی کشورهای اروپایی است که افرادی از اتباع آنها در شبکه مخفی درگیر بوده‌اند که یا تحت نظر هستند و یا دستگیر شده‌اند. بر مبنای وضعیت فنی موجود،‌ اگر به دنبال واقعیات باشیم، هیچ امکانی برای یافتن موقعیتی هشداردهنده که شورای امنیت را به صحنه بکشاند وجود ندارد. بویژه اینکه موضوعات به طرف حل و فصل نهایی در حرکت هستند و بدست آمدن تضمین‌های معتبر در مورد اینکه مواد و فعالیت‌ هسته‌ای مخفی وجود ندارد، در حال انجام شدن است. واقعیت این است که تنها چیزی که زنگ خطر را در این بازی عجیب به صدا درآورده است، انگیزه سیاسی است که این حرکت را هدایت می‌کند. در حالیکه فرصت‌های کافی برای حل و فصل موضوعات از طریق گفتگو وجود داشت، چرا ناگهان به چنین حرکت قوی برای مقابله متوسل می‌شوند؟
آیا از این نهاد ویژه سازمان ملل انتظار دیگری غیر از این وجود دارد که یک فضای سیاسی شکننده را وخیم‌تر کرده، بن‌بست پیچیده را عمیق‌تر و موجب برانگیختن بحران ناخواسته‌ای شود؟
تردیدی وجود ندارد که گزارش به شورای امنیت زنجیره‌ای از عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها را موجب می‌شود که تنش را افزایش داده و مخاطره یک وضعیت سیاسی شکننده که هم‌اکنون در منطقه هست را افزایش می‌دهد. با بیانیه تهران و انجام توافق پاریس، ایران برای طرف‌های اروپایی خود فرصتی را فراهم کرد تا بعد از بیش از دوسال وقت‌گذرانی یک توافق مورد قبول طرفین را به دست آوردند. پیشنهاد اروپایی‌ها،‌ به وضوح منکر حقوق ایران به موجب NPT بود و در عمل توافق پاریس را لغو نمود. ایران بنابراین نیازی نمی‌دید که بیشتر از این به مفاد آن از جمله به آنچه که به تاسیسات UCF اصفهان مربوط می‌شد، پایبند بماند. در نتیجه، فعالیت در آنجا تحت نظارت کامل آژانس آغاز شد و تولیدات هم مهر و موم می‌شوند. در مورد یک فعالیتی که تحت نظارت بازرسی منظم آژانس است، ادعای اینکه نگرانی ایجاد می‌کند و دعوت به تعلیق معنی ندارد. از سوی دیگر درگیر کردن شورای امنیت بوسیله EU3، به مفاد بیانیه تهران صراحتاً و آشکارا خاتمه می‌بخشد و آن در چنین شرایطی که ایران دیگر تعهدی به حفظ و برقراری معیارهایی که داوطلبانه اجرای آنها را متعاقب توافقات در تهران پذیرفته بود، ندارد. آنهایی که پیشنهاد کردند و باعجله و شتاب شورای حکام را به تصمیم رساندند، کشورهای هسته‌ای غربی و متحدین آنها در ناتو بودند که برای امنیت خود به سلاح‌های هسته‌ای تکیه کرده‌اند. صرف‌نظر از این رای دادن بلوکی و دیگرانی که با این قطعنامه همراهی کردند، کشوری که پادمان را اخیراً نقض کرده و کشور دیگری که تحت چتر اتمی است و ذخایر گسترده‌ای از اورانیوم غنی شده و پلوتونیوم در اختیار دارد، می‌باشند. از سوی دیگر آنهائیکه به این تصمیم نپیوستند، شامل کشورهای دارای سلاح هسته‌ای که در زمینه خلع سلاح هسته‌ای پیش‌قدم هستند. بعلاوه کشورهای غیرهسته‌ای عضو NPT که در زمینه عدم اشاعه خوشنام هستند. زورآزمایی سیاسی تشدید می‌شود طی ماه‌ها و هفته‌های آینده فشارها افزایش می‌یابد. ولی نتیجه عوض نخواهد شد. نگرانی‌های خیالی بیان شده توسط چند کشور در مورد برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران باختگی و مبالغه‌‌آمیز و دارای چاشنی سیاسی است.
حالا از اینجا به کجا می‌رویم؟
برنامه فازبندی شده ارایه شده از سوی ایران مشخص است. رییس‌جمهور ما یک پیشنهاد سخاوتمندانه را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارایه کرد. این پیشنهاد برای باز کردن برنامه هسته‌ای ایران برای مشارکت شرکت‌های خصوصی و دولتی از کشورهای دیگر در این برنامه است. این پیشنهاد حداکثر تضمین مورد تصور را درمقابل هرگونه انحراف فراهم می‌کند. این پیشنهاد کاملاً در انطباق با راه‌های ممکن برای تولید سوخت هسته‌ای در عین اینکه نگرانی‌های مربوط به اشاعه را نیز مرتفع کند، می‌باشد. بنابراین زمینه لازم از جانب ما برای حل و فصل موضوع فراهم شده است، اگر چه اعتماد ما به حسن‌نیت و خیرخواهی طرفهایمان لطمه دیده است. ما قبل از این عزم و اراده خودمان را برای رسیدن به یک توافق نشان داده‌ایم. اما ما نیاز داریم که در مورد نیت اروپایی‌ها برای تغییر مسیر خطرناک مقابله متقاعد شویم و اراده قاطع آنها را برای کارکردن براساس شناخت کامل حق سلب ناشدنی استفاده صلح‌جویانه از انرژی هسته‌ای را در جهت رسیدن به ترتیباتی برای چرخه سوخت هسته‌ای خودمان مشاهده کنیم. فقط در این صورت است که بحران و مقابله می‌تواند جای خود را به تفاهم و مصالحه بسپارد.