مهدی علیخانی / کارشناس مسائل سیاسی
امپریالیسم رسانهای، را بی تردید باید شکل مدرنی از امپریالیسم قلمداد کرد که شالکه ها و بنیان های آن در دهه 1950، مشخصا در آلمان غربی و پشت دروازه های کمونیسم در بحبوحه جنگ سرد توسط ایالات متحده بنا شد.
آمریکا با افراشتن آنتن های متعدد رادیویی و تلویزیونی در شهر برلین، در قلب میهن سرخ کمونیستی رسوخ میکرد، بدون این که نیازی به مداخله نظامی داشته باشد و این پیشروی تا به آنجا ادامه یافت که پس از گذشت دو دهه، در اواخر دهه 70 میلادی، در مسکو نیز میشد شعبههایی از «مک دونالد» و مرغ کنتاکی را به راحتی پیدا کرد که مشتریان در آنجا با ولع به صرف غذا همراه با نوشیدنی هایی چون کوکاکولا بودند.
موتور محرک و اجتنابناپذیر امپریالیسم در یکایک دوره های تاریخی، مؤلفه های اقتصادی بودهاند و این شاخصه ها در برهه هایی با عواملی پیش برنده و تشدید کننده همچون ناسیونالیسم و نژاد پرستی نیز همراه بوده، در رویارویی با اهداف امپریالیسم رسانهای نیز نقش پارامتر های اقتصادی را تعیین کننده میپندارند.
با اندک تأملی بر نحوه اعمال سیاست های جهانی سازی در دو دهه آخر قرن بیستم، گرایش ناگزیر کمپانی های انحصاری سرمایه داری برای یافتن بازار های تازه و تولید بیشتر را به خوبی میتوان مشاهده کرد. گرایش هایی که مشخصا سرمایه داری و « سیاست های اقتصادی نو» به آن دامن میزنند و تلاش میکنند تا یک فرهنگ عمومی جهانی برای یکسان سازی مشتریان خود به وجود آورند.
در این راستا، به نظر میرسد تا زمانی که پشتیبانی اقتصادی اصلی این بازار جهانی توسط رسانه ها صورت میگیرد، ابزار رسانه های جهانی، بزرگترین منبع جلب مشتری باشند.
بنابراین شتاب روز افزون و سر گیجهآور رسانه ها برای فتح بازار های تازه به تهاجمی مدرن برای آنچه میتوانیم آن را « امپریالیسم رسانهای در مستعمراتی با مرزهای شیشهای» بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش مییابد. در چنین کلونی هایی که مرز بندیها ماهوی و غیر محسوس (شیشهای) است، رسانه های مدرن به جای کشور ها و دولت ها، به کنترل بازار میپردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، میتوانند جهتگیریهای بازار را به سود خود تغییر دهند.
شاید برای بسیاری از مردم پذیرش این امر سخت باشد که رسانه های سلطه جو، نگرش های ما را آنچنان که بازار اقتضا میکند شکل میدهند، ولی واقعیت چنین است!
امپریالیسم رسانهای در گستره جهانی
به نظر میرسد که همه انواع رسانه ها، از تلویزیون و سینما گرفته تا موسیقی و مطبوعات، تحت کنترل چند انحصار جهانی هستند؛ سونی، کمپانی الکترونیک ژاپنی، مالک سی بی اس رکورد (C.B.S و کلمبیا پیکچر (c.p) شده است. « دیزنی »، مالک (A.B.C) شبکه تلویزیونی و ماهوارهای سراسر آمریکا است. شش کمپانی ضبط موسیقی 75 درصد از انحصار محصولات موسیقی در جهان را در دست دارند. هفت کمپانی عمده تولید فیلم در آمریکا کنترل بیشتر تولیدات سینمایی و انحصار پخش آنها را در جهان در دست دارند.
AOL(American On Line) بزرگترین عرضه کننده خدمات و اخبار اینترنتی در آمریکاست که توسط متخصصین ایرانی طراحی و راه اندازی شده، در ادغام با « تایم وارنر » در سال 2000 به بزرگترین شرکت رسانهای جهان تبدیل شد.
با توجه به آنچه تا کنون تبیین شد، به طور کلی تنها چند کمپانی معدود آمریکایی جریان اصلی رسانه ها را در دست دارند. تا زمانی که این انحصار غیر طبیعی بر رسانه ها وجود دارد همه محصولات آنها و حتی اطلاع رسانی و اخبار آنها را باید با دیده تردید نگریست، زیرا مسلم است که هدف اولیه این کمپانی های عظیم همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد، سلطه جویی اقتصادی است، نه اطلاعرسانی.
همچنین موسیقی و فیلم نیز برای تخدیر و سودجویی تولید میشوند تا با اهداف خلاقانه هنری، که فراگیر شدن موسیقی پاپ کارخانهای، نشانهای از این سلطه جویی است، همانگونه که صنعت فیلم آمریکایی دومین محصول صادراتی این کشور پس از اسلحه به سایر کشورهاست.
شش خواهران امپریالیستی
پروفسور «نومن سالومن» محقق و پژوهشگر آمریکایی در کتاب خود که در سال 2001 با عنوان «شما همیشه دروغ گفتهاید» منتشر کرد، به بررسی شش ابر رسانه آمریکایی که محصولات رسانهای را در ایالات متحده و سایر نقاط جهان تولید و کنترل میکنند، میپردازد.
1) ای.او.ال - تایم وارنر:
این کمپانی عظیم بخش اصلی بازار فیلم، شبکه (CNN)، اینترنت و رسانه های چاپی را قبضه کرده و بزرگترین انحصار جهانی در زمینه رسانهای است. این شرکت بزرگ از ترکیب غول بزرگ و جدید «آمریکن آن لاین» با غول سنتی رسانهای با نام « تایم وارنر»به وجود آمد.
«آمریکن آن لاین » بیشترین کاربران اینترنتی را در آمریکا و کانادا پوشش میدهد و از طریق شبکه CNN و کمپانی فیلم سازی « برادران وارنر » به خوبی میتواند فرهنگ و باور های آمریکایی را که در ایالات متحده به ارزش های آمریکایی یا اصطلاحا « کیش آمریکایی » موسوم شدهاند را در سراسر جهان شایع کند.
2) وایاکام:
دومین شرکت بزرگ رسانهای آمریکاست که مالک شبکه های تلویزیونی متعددی چون شبکه سراسری CBS آمریکاست. از دیگر دارایی های تاثیرگذار و بزرگ این شرکت میتوان به شبکه تلویزیونی »MTV «اشاره کرد، که توسط ماهواره های متعدد در سراسر جهان قابل مشاهده است و بخش بزرگی از صدور ارزش های آمریکایی را در سراسر جهان بر عهده دارد. « وایاکام »، در عرصه صنعت سر گرم سازی و محصولات خاص کودکان و نوجوانان پس از کمپانی «دیزنی»، مقام دوم را در دنیا در اختیار دارد.
3) نیوز کورپوریشن:
سومین شرکت رسانهای بزرگ آمریکا که علاوه بر ایالات متحده در بسیاری از کشور های جهان از جمله انگلیس، استرالیا، کانادا، هند، هنگ کنگ، چین و ایتالیا نیز سرمایه گذاریهای کلانی کرده و در هر جای دنیا صاحب شبکه های رادیویی و تلویزیونی متعددی است. « نیوز کورپوریشن » یا « نیوزکورپ » متعلق به غول ثروتمند رسانهای جهان، « روبرت مرداک » است که متأثر از اندیشه های فوقالعاده راست گرایانه (سرمایهداری آمریکایی) است.
بخش بزرگی از مسئولیت صدور ارزش های آمریکایی به سایر نقاط جهان را نیز این شرکت بر عهده دارد، چرا که « نیوز کورپوریشن » به واسطه دارا بودن استودیوی بزرگ فیلم سازی کمپانی معروف « فاکس قرن بیستم » تسلط و نفوذ بسیاری بر « هالیوود » دارد. علاوه بر این شبکه تلویزیونی - ماهوارهای « فاکس » و « فاکس نیوز » که از شبکه های جنجالی خبر ساز محسوب میشوند و مخاطبین نسبتا زیادی در سراسر آمریکا و جهان دارند متعلق به این شرکت هستند.
همچنین « نیوز کورپ » در انگلستان شبکه تلویزیونی اسکای (Sky) و سه روزنامه کثیرالانتشار « تایمز »، « ساندی تایمز » و « سان » را در اختیار دارد و در هند، آمریکای لاتین و هنگ کنگ و استرالیا نیز چندین شبکه تلویزیونی داخلی را اداره میکند و اخیرا پیش شبکه « اسکای » ایتالیا را نیز در شهر رم، راه اندازی کرد. به طور کلی « نیوز کورپ » به تنهایی صاحب یک چهارم از کل رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی جهان است.
4) والت دیزنی:
بزرگترین شرکت رسانهای منحصرا سر گرم کننده آمریکا و جهان است که از لحاظ عظمت و درآمد مالی، پس از « نیوز کورپ » قرار میگیرد. این کمپانی که بسیاری با شنیدن نام آن، به یاد کارتون های جذاب و ملودرام سینمایی و تلویزیونی میافتند، مالک شبکه تلویزیونی - ماهوارهای سراسری آمریکا (ABC) است که نقش مؤثری در انتشار اخبار و اطلاع رسانی مردم آمریکا بر عهده دارد و طبق آمار سال 2000 کمیته نظارت بر رسانه های تصویری آمریکا، بیش از 83 درصد مردم آمریکا و کانادا اخبار و اطلاعات خود را از طریق این شبکه و بخش خبری آن ای. بی. اس نیوز، دریافت میکنند.
5) برتلزمان:
از بزرگترین شرکت های رسانهای که سرمایه گذاران آن، آمریکایی - اروپایی هستند و حوزه نفوذ آن در اروپا، بسیار قابل توجه است و سود دهی بسیاری دارد، کمپانی «برتلزمان» است. احاطه و گستره نفوذ این کمپانی در خارج آمریکا در مقایسه با دیگر رسانه های آمریکایی بحدی است که برخی آن را یک کمپانی غیر آمریکایی قلمداد میکنند.
خواهران معروف RTL که مجموعهای از شبکه های رادیو و تلویزیونی و استودیو های فیلمسازی هستند، متعلق به این غول رسانهای اروپا - آمریکایی است. «برتلزمان» همچنین انتشارات «رندوم هاوس» را در اختیار دارد که یکی از بزرگترین موسسه های انتشاراتی جهان قلمداد میشود و سالانه میلیون ها جلد کتاب در سراسر جهان منتشر میکند.
شایان ذکر است، رقابت های شدیدی بین کمپانی « برتلزمان »و دیگر شرکت های آمریکایی وجود دارد، اما از آنجایی که همه آنها در راستای اهداف اقتصادی و سرمایه داری آمریکایی گام بر میدارند، در یک پروسه کاری قرار میگیرند و تشابه کاری دارند.
6) جنرال الکتریک:
از قدیمیترین شرکت های بزرگ آمریکایی است که سابقه آن حتی به پیش از اختراع رادیو و تلویزیون میرسد. این شرکت مالک شبکه های NBC و CNBC است.
«جنرال الکتریک» در اوایل سال 2001 بخش هایی از شبکه های تلویزیونی خود را با بخش هایی از شرکت عظیم « مایکرو سافت » ادغام کرد و نظارت و سرپرستی آنها را بر عهده گرفت و همچنین به تازگی با شرکت رسانه های « ویوندی یونیور سال »،صاحب کمپانی فیلم سازی مشهور «یونیور سال» به توافق رسیده است تا با بخشهای بزرگی از این شرکت بزرگ فرانسوی که از سه سال پیش دچار مشکلات مالی فراوانی شده است، ادغام شود. با چنین اتفاقی غول رسانهای جدیدی همتراز « ای او ال-تایم وارنر »و « نیوز کورپوریشن » ایجاد میشود.
امروز به صراحت میتوان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی - ماهوارهای و کابلی آمریکا که در خارج از خاک آمریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانهای اداره میکنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامههای سرگرمی مردم آمریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانهای انحصاری تأمین میشود، اما از آنجایی که بازار تجاری آمریکا و مشتریان داخلی آنها نهایتا 370 میلیون نفر هستند، عجیب نیست که این غولهای امپریالیسم رسانهای بر اساس الگو های کهن امپریالیستی، هر روز در فکر توسعه قلمرو خود در سایر نقاط جهان و به دنبال دسترسی به فناوری های برتر برای انتقال امواج رادیویی و تلویزیونی خود باشند.
اساسا امپریالیسم رسانهای، یکی از مؤلفههای فرهنگ آمریکایی یا کیش آمریکایی و کالایی صادراتی است و با کنترل کمپانیهای آمریکایی بر رسانههای جریان اصلی، شاخصههای فرهنگ آمریکایی در سراسر جهان اشاعه مییابد.
هالیوود و تصویرسازی ستارگان سینمائیش در سراسر جهان (رویاهای آمریکایی) را نه تنها در آمریکا بلکه به همه مردم جهان تلقین میکند. الگوهای محصولات آمریکایی در سراسر جهان قابل شناسایی هستند و کوکاکولا، مک دونالدو نایک را فرهنگ آمریکایی به تمامی جهان صادر کرده است.
اما آنچه قابل توجه به نظر میرسد، نفوذ همه جانبه موج فراگیر امپریالیسم رسانهای در ابعاد نژادی و ملی است. این موج در اولین خیزش خود حوزه کشورهای عربی و آمریکای شمالی را در نور دید و تولیداتی خاص این دو حوزه با یک هدف کلی در دستور کار قرار گرفتهاند. فراگیری و تسلط این موج در کشورهای عربی بخوبی محسوس است تا حدی که جزئیترین شئونات اجتماعی و فردی را تحت تأثیر و تغییر قرار داده است.
حوزه آمریکای شمالی و کانادا نیز همانند دوره اول امپریالیسم که محدوده سرزمینهای کشورهای همسایه را در بر میگرفت، به حوزه مستعمراتی رسانههای آمریکایی بدل شده است و شهروندان کانادایی برنامههای تلویزیونی آمریکایی میبینند، فیلمهای آمریکایی را مشاهده میکنند و به موسیقی آمریکایی گوش میدهند و از مخاطبین مهم مجلات آمریکایی هستند. مبرهن است تا زمانی که جهانی شدن میتواند به معنای تنوع و درک فرهنگهای دیگری هم باشد، میتواند به معنای ترویج همگونی یا تسلط یک فرهنگ خاص (در قالبهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) هم باشد و با انحصار منابع گسترده این ابر رسانهها برای کنترل رسانههای جهانی، بدیهی است که هر روز شاهد گسترش حوزه نفوذ و محدوده مستعمرات یا کلونیهایی این نوع از امپریالیسم در جهان هستیم، مستعمراتی که مرزهای آن ناپیدا و شیشهای هستند.