تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۶۵۵

محمدمهدی انصاری
گروه سیاسی؛ چهارشنبه این هفته رسما دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی به پایان می‌رسد و از این بابت باید به آقای رئیس جمهور و سایر همکاران ایشان یک "خسته نباشید" جانانه گفت! با این رویداد،‌ تمام مناصب اجرایی و اداری زیر مجموعه قوه مجریه در آستانه تحولات جدی مدیریتی و سیاسی قرار می‌گیرند و در عین حال فرصتی فراهم می‌آید تا بتوان به بازخوانی کارنامه کمی و کیفی دولت خاتمی در سایر حوزه‌ها پرداخت. متاسفانه یکی از مباحثی که جای آن در مقاطع حساس جابجایی مدیریت‌های کلان در کشور ما خالی است عبارت از این می‌باشد که مثلا فلان دستگاه یا مدیر ارشد چه امکانات؛ بالقوه‌ها و شرایطی را تحویل گرفته و اکنون، دوره‌اش را با چه کارنامه‌ای، تحویل مدیریت یا مدیر بعدی می‌دهد؟! البته آمارها و اطلاعات پراکنده و اجمالی نسبت به برخی حوزه‌ها‌ی اقتصادی و سیاسی و... ارائه می‌شوند اما شاخص‌های جمع‌بندی شده‌ای وجود ندارد که بر اساس آن تحلیل‌ها و قضاوت‌های دقیق و موشکافانه‌ای صورت پذیرد.
دیوان محاسبات سازمان حسابرسی، سازمان بازرسی کل کشور و از همه مهمتر کمیسیون‌های مختلف مجلس شورای اسلامی بایستی در سایر قلمروهای اجرایی از حوزه نفت و کشاورزی و صنعت و بهداشت گرفته تا مطبوعات و نهادهای مدنی و کتاب و سینما و... آمارهای جامع و مقتضی تدارک بینند تا معلوم شود دولت آقای خاتمی چه چیزی را تحویل گرفت و چه چیزی را اکنون تحویل آقای احمدی‌نژاد می‌دهد. همچنین مشخص باشد دولت آقای احمدی‌نژاد چه وضعیتی را تحویل می‌گیرد و به چه میزان در تحقق وعده‌هایش کارآمد خواهد بود؟‌ از این رو به دلیل نبود آمارهای مستند و دقیق، هر گونه قضاوتی، نه تنها از جنبه علمی، قوتی نخواهد داشت بلکه تحلیل‌ها ممکن است با انگ سیاه‌نمایی و سیاست‌زدگی مواجه شوند.
اکنون که آقای خاتمی در "هفته وداع" قرار گرفته، ضروری است صاحبنظران و کارشناسان حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، به نحوی بیطرفانه و منصفانه به بازخوانی نقاط قوت و ضعف عملکرد دولتی بپردازند که 8 سال بر چرخه اجرایی و مبادی تصمیم‌گیری‌ها اشراف داشته است. دولتی که چه از جنبه درآمدهای اقتصادی و چه از حیث حمایت‌های معنوی اقشار گوناگون جامعه و چه از بعد تحولات عمیق در مناسبات جریانات سیاسی دوره‌ای کم‌نظیر و حتی بی‌نظیر را در تاریخ انقلاب اسلامی به خود اختصاص داده و اکنون باید پاسخگوی افکار عمومی کشور باشد که تا چه میزان در نیل به اهداف، توفیقات داشته و یا با ناکامی‌ها مواجه بوده است. همچنین گفتمان اصلاحات و وعده‌های دولت در حال خداحافظی از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن این که عمده‌ترین موانع رکود جنبش اصلاحات معلوم می‌گردد، اصلی‌ترین زمینه‌های رویگردانی مردم از جریان دوم خرداد نیز بر همگان هویدا شود.