تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۶۹۷

غلامرضا وکیلی
تعریفی است در سیاست که می‌گوید «نبود امنیت فردی، اجتماعی و اقتصادی در یک جامعه مقدمه فروپاشی آن جامعه است.» حذف آریل شارون از صحنه سیاسی اسراییل و اصرار گروه‌های فلسطینی بر ادامه مقاومت بدون شک به جنگ قدرت در درون رژیم اسراییل و وقوع زلزله‌ای در نقشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این رژیم منجر خواهد شد.
آینده حزب تازه تاسیس کادیما که در نتیجه تغییر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی و حتی داخلی فلسطین (احساس اینکه انتفاضه باعث خروج اسراییل از غزه شد) تشکیل شد اینک با غیبت شارون همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
از سوی دیگر بسیاری از اسراییلی‌ها معتقدند که شارون پس از دیوید بن گورین قدرتمندترین نخست‌وزیری است که می‌توانست امنیت و موجودیت اسراییل را به بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تامین کند. او اگر چه در ابتدای دوران نخست‌وزیری‌اش وعده داد که طی 100 روز آتش انتفاضه را خاموش و امنیت گم گشته اسراییلی‌ها را به آنان باز گرداند اما توفیقی در تحقق این وعده خود حاصل نکرد.
خروج از غزه پس از 38 سال اشغالگری و آنگاه خروج از حزبی که خود از موسسین آن بود حکایت از تغییر رویکردی جدید در اندیشه‌های شارونی داشت که اصولا برای توسعه شهرک‌سازی و تقویت جریان افراطی اسراییل قدرت را به دست گرفته بود.
خروج او به ویژه از لیکود یک پیام بزرگ برای جامعه صهیونیستی اسراییل داشت اینکه لیکود و جریان‌های وابسته به او دیگر قادر به رهبری جامعه صهیونیستی نیستند و فضای کنونی منطقه و جهان می‌طلبد که دست‌کم با رویکرد دیگری و این بار با لحاظ خواسته‌های فلسطینیان حرکت کند هر چند به عقیده بسیاری، این تغییر رویکرد نیز بدون شک با هدف تحقق حداقل‌های اهداف صهیونیسم در منطقه است.
شارون با هدف عبور از همه طرح‌های پیشنهادی جدید و قدیم حزب لیکود و رقیبش حزب کار پا به عرصه تازه‌ای از فعالیت‌های سیاسی گذاشت و به دلیل شرایط پیشتر گفته‌اش توانست موقعیتی را با حزب کادیما در بین افکار عمومی این رژیم دست و پا کند.
او اینک به اذعان پزشکانش حتی در صورت نجات از مرگ دیگر قادر به فعالیت‌های سیاسی و اجرای برنامه‌هایش در قالب حزب کادیما نخواهد بود.
جانشینان او چه کسانی هستند و وضعیت اسراییل در غیاب او چگونه خواهد بود؟
در شرایطی که هیچ یک از گزینه‌های مطروحه برای زمامداری رژیم اسراییل محبوبیتی در بین افکار عمومی ندارند لذا کاندیداهای جانشینی وی برای کسب قدرت چاره‌ای جز جنگ ندارند. این جنگ گاهی اوقات این رژیم را تا آستانه هرج و مرج‌های درونی پیش خواهد برد و برخی اوقات نیز برای جلب افکار عمومی به سیاست تشدید سرکوب‌ها علیه فلسطینی‌ها تغییر رویکرد خواهد داد. نه حزب کار و نه حزب لیکود با توجه به برنامه‌های تکراری خود هیچ شانسی برای تشکیل یک حکومت با اکثریت قاطع ندارند و در صورت پیروزی در انتخابات ناچار به ائتلاف ناخواسته تن خواهد داد. از آنجا که شخصیت کاریزمایی در هیچ یک از دو قطب یاد شده وجود ندارد، به هنگام تصمیم‌گیری در خصوص مسایل بسیار مهم و حساس به دلیل تضاد آشکار آنان در حکومت‌داری هر بار جنگ قدرت همانند توفانی صحنه سیاسی اسراییل را در خواهد نوردید.
این شرایط بازتاب منفی بر جامعه اسراییلی خواهد داشت جامعه‌ای که با توجه به قدرت انتفاضه فلسطینیان و نبود شارون بیش از پیش ناامنی فردی و در نتیجه آن ناامنی‌های اجتماعی و اقتصادی را احساس خواهند کرد. در سیاست تعریفی وجود دارد که می‌گوید بروز و ظهور ناامنی‌های فردی، اجتماعی و اقتصادی شالوده فروپاشی یک جامعه خواهد بود. حال جامعه‌ای (صهیونیستی) که همواره نگران امنیت و موجودیت خود به واسطه اصول اشغالگری‌اش است چگونه می‌تواند در برابر ناامنی‌های بالا مقاومت کند.
بر این اساس است که جک استراو وزیر امور خارجه انگلیس در تعریف خود از آینده اسراییل در غیاب شارون می‌گوید: اسراییل با آینده‌ای مبهم روبروست.
استراو با اعلام این مطلب به بی‌بی‌سی گفته است که «یقینا شارون فردی سرنوشت‌ساز در عرصه سیاست خاورمیانه بود و نبود وی خلاء‌ای را ایجاد خواهد کرد.
وی در ادامه افزود: نوعی بی‌اعتمادی در کوتاه مدت حاکم خواهد شد و حتی در صورتی که شارون سلامتی خود را به دست آورد هیچ گونه تحرک عظیم سیاسی تا پایان مارس و تشکیل حکومت جدید در اسراییل روی نخواهد داد. با این وجود به همان اندازه که نگرانی و ترس از‌ آینده رژیم اسراییل در جامعه این رژیم سایه افکنده است فلسطینی‌ها اما به آینده خوشبین بوده و خواستار برگزاری انتخابات مجلس قانون‌گذاری به عنوان مقدمه‌ای برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی‌ و تحقق رویاهای دیرین خود هستند. هر چند که برخی طرف‌های بین‌المللی خواستار تعویق این انتخابات شده‌اند اما گروه‌های جهادی نظیر حماس بر برگزاری به موقع انتخابات تاکید دارند.