حرکت مردمی در دوم خرداد 76 که سبب شد فضای سیاسی جامعه ایران هیجان و التهاب خاصی را درک نماید فرصت مناسبی را برای شکلگیری احزابی فراهم آورد که داعیه اصلاح وضع موجود را داشتند احزابی که با اتصال خود به سیدمحمد خاتمی کاندیدای مجمع روحانیون مبارز 8 در انتخابات ریاست جمهوری که به واسطه جاذبه فرهنگی و گفتمان منتقدانه و اصلاحطلبانه خود آراء میلیونی مردم ایران را برای سال پیاپی کسب کرد و لذا احزاب نوپای آن دوران با تکرار شعارهای مرد میلیونی به سوی کسب کرسیهای قدرت گام برداشتند. در این میان حزب مشارکت که با استفاده از فضای سیاسی و هیجان زده آن دوران از پشت تفکر فردی به نام سعید حجاریان شکل گرفت و با تاکید بر اصلاح وضع موجود و برخی از آرمانهای فراموش شده مردم ایران توانست در همان ماههای اولیه شکلگیری هواداران بسیاری را گرد خود جمع کند و این در حالی است که دبیر کل برادر رئیسجمهور بر چنین حزبی سبب شد نه تنها محافل دیگر سیاسی بلکه شاید بتوان گفت تا حدی خود رئیسجمهور نیز نگاه خاصی به تشکیلات این حزب داشته باشند و شاید همین امر باعث شد تا تعدادی از وزرای خاتمی و حتی سخنگوی دولت او از اعضای رسمی این حزب باشند.
اما تحرکات بسیار حزب برادر در همان یک سال اول پس از شکلگیری که توانست بسیاری از اقشار دانشجو را در سایه گفتمان منتقدانه خود نسبت به حاکمیت هوادار خود سازد سبب شد تا لیست جبهه مشارکت با اکثریت آراء وارد مجلس ششم شود تا فراکسیون مشارکتیها با تعداد بالای نمایندگان آنها در آن مجلس جای گیرد.
بنابراین حزب مشارکت با اتصال به بدنه قوه مجریه و مقننه بسیار سریع حوزههای قدرت را در اختیار گرفت و این به نحوی بود که به نظر میرسید سیدمحمد خاتمی هم در تدوین سیاستهای دولت بیتوجه به تدابیر این حزب نیست و البته این در حالی است که مصطفی درایتی یکی از مشاوران رئیسجمهور در طول سالهای گذشته در گفتوگو با ایرانیوز بارها تاکید کرد که خاتمی هیچگاه به صورت رسمی از حزب مشارکت برای تدوین برنامه و روشهایش مشاورهای را دریافت نکرده است ولی حزب مشارکت همواره خود را در بدنه دولت جای داد و همین حرکت آن سبب شد تا اکنون بسیاری از گروههایی که در سایه جنبش دوم خرداد شکل گرفتند اکنون مشارکت و همراهانش را عامل اصلی شکست حرکت اصلاحطلبی در ایران جدید به بنبست رسیدن حرکت این احزاب همفکر آن بدانند.
اما حزب مشارکت دوره 4 ساله اول ریاست جمهوری را با موفقیت پشت سر گذاشت و دوره دوم هم که سیدمحمد خاتمی با اتکاء بر گفتمان خویش باز سهم بالایی از رای مردم کسب کرد این حزب رای مردم را رای بر برنامههای خویش تلقی کرد و همچنان بدون توجه به نحوه حرکت خود گامی دیگر برای کسب صندلیهای قدرت در سایه شعار اصلاح طلبی برداشت. اما شاید بتوان گفت که جداشدن از بدنه اجتماع و نخبهگرایی صرف و تکیه کردن بر گفتمان نخبگان بدون توجه به خواست مردم سبب شد که گروههای اصلاحطلب پایگاه مردمی خود را از دست بدهند و این اتفاقی بود که در 2 سال پایانی ریاست جمهوری خاتمی تا حدی گریبانگیر حزب مشارکت شد و حزبی که با حرکت مردمی و در سایه فضای خاص سیاسی شکل گرفته بود تنها بر اندیشه کسانی توجه کرد که از نظرش نخبگان حرکت اصلاحات بودند و شاید همین امر سبب شد که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به کام آنها نباشد. پس در چنین فضایی حزب مشارکت سعی کرد تا با همگامی احزاب همفکر خود چون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ملی- مذهبیها و نهضت آزادی و انتخاب فردی به نام مصطفی معین بار دیگر برنامههای خود را به محک مردم بگذارد ولی این بار فاصله گرفتن از خواسته مردم موجب آن شد که نماینده آنها بیش از 4 میلیون رای نیاورد، دیگر گفتمان اصلاحطلبی و حتی حاکمیت دموکراسی شعارهایی نبود که مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند چرا که مجلس ششم و تحرکات آن مردم را از مشارکت ناامید کرده بود و همین امر سبب شد تا آنها 4 میلیون رای را به خود اختصاص دهند و این نشان دهنده آن است که در عرصه سیاست عملگرایی مهم است نه شعارگرایی و لذا شعار دهندگانی که به وعدههای خود عمل نکردند با قهر مردم مواجه شدند.
در این راستا اکنون احزاب اصلاحطلب که شاید همواره عادت کردهاند تا برای شکست خود دنبال مقصر بگردند نوک پیکان انتقادات خود را به سوی حزب مشارکت که از نظر آنها ابزار و منابع قدرت را در سالهای گذشته در اختیار داشته نشانه گرفتهاند و این در حالی است که اعضای حزب مشارکت پس از برگزاری کنگره هشتم خودسر پس از سکوت یکماههای که از شوک انتخاباتی بر آنها سایه انداخته بود اکنون نیز با کانالیزه کردن رسانههای خبری با برگزاری جلسات درون گروهی به نقد عملکرد خود میپردارند.
درایتی: ما بدون اشتباه نبودیم
در همین راستا مصطفی درایتی از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت نیز بر این نکته تاکید میکند که اکنون این حزب با ارزیابی جدی حوادث و وضعیت فعلی یک نقد جدی را در دستور کار خود قرار داده است تا نقطههای قوت و ضعف خود را مورد بررسی قرار دهد. البته وی به مانند برخی دیگر از اعضای گروههای اصلاحطلب معتقد است که شکست در این انتخابات فرصت مغتنمی را برای احزابی که زمانی در قدرت بودهاند به وجود آورده تا به بازنگری جدی در عملکرد خود بپردازنند. در عین حال درایتی در مقابل انتقاداتی که به حزب مشارکت وارد است، تصریح کرد: همه اصلاحات که در مشارکت خلاصه نشده و اصلاحات بسیار گسترده است و به نظر من برخی از کندرویها و محافظهکاریها باعث ضربهزدن به جریان اصلاحات شد و این در حالی است که خالصترین و شفافترین حرکت از سوی مشارکت بود. البته وی در ادامه تمامی انتقادات وارد بر حزب متبوع خود را پذیرفت و تاکید کرد: ما هم نمیگوییم که بدون اشکال بودیم. همچنین وی معتقد است که پایگاه جبهه مشارکت به معنای خاص متزلزل نشده بلکه پایگاه حزبیاش در میان برخی از اقشار قویتر هم شده است.
شیرزاد: مشارکت به حاکمیت برمیگردد
اما احمد شیرزاد بر این باور است در فضای کنونی که جناح حاکم کار خودش را انجام میدهد حزب مشارکت علیرغم تمامی انتقادات بیش از دیگر گروهها جدی گرفته میشود.
در عین حال با تاکید بر اینکه ما تمامی انتقادات را پذیرفتهایم، گفت: برای آینده سیاسی ایران با توجه به مشکلاتی که گریبانگیر جناح حاکم شده جبهه مشارکت جدیترین آلترناتیو خواهد بود.
وی معتقد است که حزب مشارکت به دلیل اینکه جلوتر از افراد دیگر در رسیدن به هدف حرکت میکرد به تندروی محکوم شده و این در حالی است که از نظر او افراد با توجه به موقعیت و منافع خودشان دیگران را مورد سنجش قرار میدهند. شیرزاد در دفاع از عملکرد حزب خویش افزود: هر گروه سیاسی خطوط قرمز و اصولی دارد ولی به گمان خودمان مشارکت مشی سیاستورزی و تعامل با گروههای مختلف سیاسی را در پیش گرفت. در عین حال وی از حضور مجدد در قدرت سخن گفت و تصریح کرد: هر زمانی که امکان حضور در حاکمیت بدون خدشهدار شدن اصول اساسی حزب وجود داشته باشد این کار را خواهیم کرد.
همچنین شیرزاد با اشاره به وقایع انتخابات نهم گفت: در انتخابات اخیر شاهد وزنکشی خوبی نبودیم ولی ما در این وزن کشی 4 میلیون رای را بدون وعدههای پوپولیستی و بدون اینکه امکانات عظیم مادی داشته باشیم.
اما وی در مقابل انتقاداتی که نسبت به حزب مشارکت در ارتباط با نخبهگرایی صرف این حزب و جدا شدن از بدنه اجتماع وجود داشت گفت: استفاده از فرهیختگان فراری امر غلطی نیست و به نظر من جدیترین رقیب ما در این انتخابات فضای انفعالی بود هر چند که نمیتوان این را کتمان کرد که برای یک حزب فراگیر سیاسی ارتباط گسترده با کلیه اقشار اجتماعی به خصوص در سطح شهرهای کوچک و روستاها ضروری است.
تندروها مجمع را بایکوت کردند
اما در میان احزاب اصلاحطلب اکنون حزب اعتماد ملی با محوریت مهدی کروبی که عنوان شیخ اصلاحات را به او دادهاند شکل گرفته که اعضای این حزب سعی دارند تا با در اختیار گرفتن محوریت گروههای دوم خردادی انسجام از دست رفته میان آنها را دوباره شکل بخشند که در این میان مجمع روحانیون مبارز که کروبی و تعدادی از همراهانش از بدنه آن جدا شدهاند کاملا هماهنگ با این حزب حرکت میکند اما هنوز حزب مشارکت و ملی- مذهبیها و یا حتی دیگر گروههای خرده اصلاحطلب در این رابطه اظهار نظری نکردهاند و این در حالی است که برخی از این احزاب حول جبهه دموکراسیخواهی و حقوق بشر مصطفی معین جمع شدهاند.
اما رسول منتجبنیا که اکنون قائم مقام کروبی در اعتماد ملی است نیز در حالی که در انسجام گروههای دوم خردادی تاکید میکند ساختارشکنی و تندرویهای گذشته را بر عهده یک گروه خاص نمیاندازد. وی در این باره افزود: هر کسی به خود اجازه داد تا تعریف خود را از اصلاحات ارائه کند و همین مساله جریان اصلاحات را تضعیف کرد.
عضو مجمع روحانیون مبارز عدم وجود یک محوریت فعال و موثر در مرحله تئوریک و عملی حرکت اصلاحات را دلیلی بر این دانست که به واسطه آن کار به دست افراد تندرو بیافتد که در سایه آن همه اصلاحطلبان تاوان افراطیگریها را پرداختند. در عین حال منتجبنیا حزب مشارکت را از جمله احزابی دانست که در زمان قدرت و به اتکا قدرت شکل گرفته که به واسطه آن از امکانات قویتر برخوردار بوده و در این راستا در رابطه با شرایطی فعلی این حزب گفت: به نظر من حزب مشارکت باید به تعریف مجددی از استراتژی و مواضع خودش بپردازد و به مردم بگوید که اصلاحات مورد نظر آنها اصلاحات مردمی است.