تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۶۷۰۸

م. اردبیلی
رشد سیاسی جامعه ایران بعد از انقلاب اسلامی و آشنایی مردم با حقوق و قوانین جامعه و همچنین آشنایی نسبی افکار عمومی با امکانات و پتانسیل‌ها و فرصت‌ها و تهدیدات کشور خود به خود فضایی را به وجود آورده است که احزاب و جریانات سیاسی را در عرصه رقابت‌ها و کشمکش‌ها به رعایت عقلانیت و به عبارتی (حساب و کتاب) واداشته است. بحمدالله در ایران امروز یک فعال عرصه سیاست نمی‌تواند هم در تعاملات سوال برانگیز اقتصادی دست داشته باشد و هم ادعای زهد و پارسائی و پاکدستی بکند. افکار عمومی مردم ایران به برکت روشنگری و آزادی بعد از انقلاب به اندازه‌ای پخته شده است که دیگر نمی‌توان به زور تبلیغات یک جریان سیاسی یا رقیب را با انگ تحجر یا ضد انقلاب و غیره از صحنه بیرون کرد. افکار عمومی وقتی یک حرکت سیاسی و تبلیغاتی را مشاهده می‌کند بلافاصله با توجه به تاریخ و هویت گذشته، سابقه و عملکرد عامل‌های آن تحلیل و نهایتاً قضاوت می‌کند. هفته گذشته شاهد شکل‌گیری یک هجمه سنگین تبلیغاتی علیه یک عالم دینی بودیم.
چندی پیش روزنامه شرق صفحه اول خود را به انتقاد از همین عالم دینی اختصاص داده بود. ادعا شده بود که تفکر امام(ره) در باب جمهوریت تحریف شده است، ادعا شده بود مردمسالاری خدشه برداشته است و قس علی هذا.
نگارنده پس از مطالعه تمام این تحیل‌ها و انتقادها کنجکاو شده و بالاخره به اظهارات عالم دینی اشاره شده مراجعه کردم. در نهایت با ناباوری ملاحظه کردم که بنده خدا چهار، پنج سوال مطرح کرده است و مطلقاً اظهارنظری نکرده است متاسفانه در تمام متون انتقادها و تحلیل‌های حضرات حتی یک عبارت در پاسخ به سوالات طرح شده ذکر نکرده بودند و به صورت ظاهراً زیرکانه از پاسخگویی طفره رفته بودند. اتفاقاً سوالات طرح شده بسیار علمی و مستند و با رعایت متدلوژی مباحث سیاسی اعتقادی مطرح شده بود.
همانطوری که بعد از شروع این هجمه تبلیغاتی در افکار عمومی نیز مشاهده شد خوشبختانه هیچ عکس‌العملی در جامعه ایجاد نشد. کوچکترین صدای حمایتی از محافل علمی و دانشگاهی و نخبگان بلند نشد و این نشانگر بلوغ سیاسی و فرهنگی در جامعه ایران است. وقت آن است که جبهه دوم خرداد از حرکت‌ها و استراتژی‌های پوپولیستی و عوامفریبانه دست برداشته و با مطالعه دقیق علمی فرصت‌ها و تهدیدهای کشور و جایگاه ایران در نظام جهانی و ارائه برنامه‌های عملیاتی در حوزه‌های اقتصاد و سیاست و فرهنگ رقابت را از حوزه پوپولیستی به حوزه جنبش نرم‌افزاری عقلانی هدایت کرده و حتی انتقادهای خود را از درون بر همین مبنا شرکت بخشد. چیزی که قطعاً نتیجه آن رشد سیاسی جامعه و حتی رشد سیاسی خودشان است و در دنیای امروز رقابت شیطانی همان رقابت‌هایی است که عناصر آن غیر از مایه عقلانیت و شرع و مصالح انقلاب است.