ژاک شیراک رئیسجمهور فرانسه اخیرا طی سخنان تهدیدآمیزی اظهار داشته است که ما با تروریستها برخورد میکنیم و علیه کشورهایی که حامی تروریسم هستند نیز از سلاح هستهای استفاده خواهیم کرد!
اظهارات غیر عقلایی رئیسجمهور فرانسه ضمن آنکه هراس عمیق این کشور از گروههای تروریستی را میرساند شکنندگی ارکان سیاسی فرانسه و زمامداران پاریس را از اعمال خشونتآمیز که همه روزه در اقصی نقاط جهان روی میدهد را بر ملا میکند، و در عین حال عدم شناخت مقامات این کشور از مقوله تروریسم را نمایان میسازد- تروریستی که پایگاه و جایگاه خاصی در جوامع ندارد- نکته مهم دیگری را نیز آشکار میسازد و آن این است که: فرانسه و در کل کشورهای غربی مدعی تمدن و پیشرفت، هیچ چیز به جز سلاح هستهای در اختیار ندارند!
هنگامی که صفحات تاریخ معاصر غرب را ورق میزنیم و به گذشتههایی نه چندان دور رجعت میکنیم، تمام صفحات آکنده از دموکراسی و حقوق بشر و آزادی و عدالت و تساوی حقوق و نفی تبعیضات و ... است. سطر به سطر تاریخ معاصر غرب یا تبلیغ و معرفی دموکراسی و حقوق بشر و آزادی غربی است یا محکوم کردن دیگر جوامع به اتهام نقض دموکراسی، نقض حقوق بشر و تهدید آزادی و ... غرب سالیان سال با این شعارها نه تنها مردم جهان بلکه ملتهای غربی را فریفت و به آنان تلقین کرد که هدفشان تکیه بر ارزشهای انسانی، احترام به حقوق انسانها، مقابله با استبداد و برقراری دموکراسی است و توانسته به پیشرفتهای علمی و صنعتی و تکنولوژی دست یابد. آنها چندین دهه با این شعارها فرهنگ منحط خود را تبلیغ و ترویج میکردند و روشنفکر نمایان شیفته ظاهر غرب را در جهان سوم و کشورهای مستقل تحت تاثیر قرار میدادند، در حالیکه غرب هندوانه دربستهای بود که تنها ملتهای غربی از درون آن خبر داشتند. عصر ارتباطات این هندوانه را باز کرد و در معرض دید عموم جوامع قرار داد.
طی دو دهه جاری بویژه سالهای پایانی قرن بیستم و اوایل هزاره سوم، همزمان با گسترش ارتباطات و فراگیر شدن رسانهها، علیرغم کنترل اخبار و گزارشات مربوط به جوامع غربی از سوی رسانههای غرب و تحریف گزارشها و خبرهای مربوط به جوامع دیگر برای ملتهای غربی ... مردم جهان با پارادوکس خبری تحلیلها و گزارشات کانالیزه و واقعیتهای بیپرده جوامع دیگر آشنا شدند.
جوامع غربی به مرور دریافتند آنچه از جوامع دیگر به گوش آنها میرسید تنها لایههایی تحریف شده از واقعیتها بود که بنا به مصلحت زمامداران غرب ترویج و تبلیغ شده است. آنان به عینه دیدند بسیاری از جوامع، که در تبلیغات رسانههای غرب، جهان سومی و یا عقب مانده معرفی شدهاند از بسیاری جهات جلوتر از برخی جوامع غربی هستند و در رعایت حقوق مردم خود پیشروتر و پیشگامتر از غربیها حرکت میکنند، مردم غرب به عینه دیدند تفاوتهای فرهنگی هر جامعه با معیارهایی که جوامع غربی برای زشت و زیبا، خوب و بد، و مطلقهایی که آنها برای خود در نظر گرفته بودند، صرفا تثبیتهایی است که در جوامع مختلف متغیر است.
از سوی دیگر مردم جهان نیز جوامع غربی را از نزدیک دیدند. آنها دیدند آنچه بنام دموکراسی حقوق بشر، آزادی و ... ترویج و تبلیغ میشود تنها در چارچوب منافع زمامداران غربی قابل تعریف است. ملتها به عینه دیدند که رویاهایی که سالیان طولانی در تبلیغات یکسویه رسانههای غربی و یا روشنفکران وابسته به غرب از این جوامع ساخته بودند بیش از غرب در جوامع خودشان قابل حصول است. ملتها به عینه دیدند غرب چیزی بجز قدرت نظامی و تسلیحاتی کشتار جمعی در اختیار ندارند و طی سالیان طولانی تنها با اتکاء به همین ابزار سرپا مانند است.
طی نیم دهه اخیر ملتهای جهان و مردم کشورهای غربی شاهد ابطال سه انتخابات سراسری در اتریش، آلمان و فرانسه بودند، انتخاباتی که نماد نهایی دموکراسی است و مردم حق گزینشی افراد یا جریانهای سیاسی مورد نظر خود را ارائه و در این جوامع مدعی به بهانه اینکه جریانها و افراد مورد نظر ملتهای غرب تندرو و یا افراطی و مخالف سیاستهای آمریکا هستند و مردم اشتباه کردهاند که آنها را میخواهند! آرای آنان را باطل کردند.
برگ هایدر در اتریش علیرغم کسب اکثریت آرای مردم ناگزیر شد از قدرت کنارهگیری نماید چون مخالف سیاستها و سلطه آمریکا و صهیونیسم در اروپا بود.
گرهارد شرودر صدر اعظم سابق آلمان که با شعارهای ضد آمریکایی اکثریت آرای مردم آلمان را کسب کرد ناگزیر شد در دوراهی کنارهگیری از قدرت و یا عذرخواهی از آمریکا، پشت به مردم خود کرده که او را با کاراکتر ضد آمریکایی پذیرفته بودند و از ایالات متحده به علت شعارهای ضد آمریکایی دوران انتخابات عذرخواهی کند!
ژان ماری لوپن رهبر جناح راست فرانسه که در دور اول انتخابات سراسری این کشور اکثریت آرای مردم را کسب کرد نیز همانند «برگ» از قدرت کناره گرفت چون زمامداران پشت پرده و تصمیمگیران اصلی فرانسه و دیگر کشورهای غربی حضور او را در مرکز تصمیمگیری این کشور به صلاح نمیدانستند!
اعتراضات و راهپیماییهای چند صد هزار نفری مردم انگلیس علیه جنگ و حضور نظامیان این کشور در عراق، اعتراض اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان آنان در احزاب این کشور، اعتراض اکثریت شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و مقامات سابق این کشور نسبت به این حضور، ترور قاضی انگلیس و مامور تحقیق سلاحهای کشتار جمعی عراق، مرگ مشکوک رابین کوک که از مخالفین جنگ و سیاستهای بلر بود و در نهایت تقلب در انتخابات حزب کارگر و تهدید حضور بلر در عرصه سیاست انگلیس و ... یکی پس از دیگری به مردم غرب و ملتهای جهان ثابت کرد دموکراسی در غرب یعنی اراده زمامداران پشت پرده، نه رای ملتها! حقوق بشر یعنی ابزاری برای محکوم نمودن دیگر جوامع! آزادی یعنی بیبندوباری و تحذیر مردم برای همسویی با منافع و مطامع صاحبان قدرت!
قیام چند هفته قبل مردم در فرانسه و گسترش آن به سایر کشورهای اروپایی بازتاب این پارادوکس سیاسی و خبری بود، بازتابی که علیرغم سرکوب شدید مدعیان دموکراسی همچون آتش زیر خاکستر حیات جامعه غرب را تهدید میکنند.
اظهارات اخیر شیراک در محکوم نمودن تروریسم و تهدید به حمله اتمی به کشورهایی که به زعم او حامی تروریسم هستند در چنین بستری صورت گرفته است. اظهاراتی که دیگر حرفهای کهنه دفاع از حقوق بشر، دموکراسی، آزادی و ... در آن نیست.
اظهاراتی که مستقیما فرانسه و دیگر کشورهای غربی را به تنها چیزی که دارند و به آن متکی هستند گرایش میدهد و آن تهدید هستهای ملتهای جهان برای همسویی با سیاستهای آنان است!
اینکه تا چه حد این تهدید جدی و قابل اعتناست به مردم کشورهای جهان و رژیمهای مستقل و ملتهای غرب بستگی دارد.
آیا ملتهای جهان واقعیتهایی را که درک کردهاند کناری خواهند گذاشت و تابع قانون جنگل خواهند شد؟! تجربه کرده است که چنین نخواهد شد!