مرحوم دکتر حسین عظیمی
باید حساب فروش نفت و حساب استفاده از درآمد نفت در بودجه ایران را از هم جدا کرد. ما اکنون خود را به وضعیتی دچار کردهایم که مقدار فروش نفت ما همان چیزی است که در همان سال میخواهیم از آن استفاده کنیم.
این دو حسال باید به دلایل متعدد از هم جدا شوند. لذا باید اگر لازم باشد میزان ارزبری جامعه را محدود کنیم. حتی اگر توسعهمان برای زمان کوتاهی کند شود. به هر حال، اکنون این مساله به ما تحمیل شده است. ما باید مشخص کنیم که سالانه با چه مقدار ارز و چه برنامهای میخواهیم پیش برویم. نباید وابسته به این بود که فروش یک ساله نفت مقدار مصرف ارز درهمان سال را تعیین کند. فروشی که کاملا در اختیار تصمیمگیری داخلی نیست.
نحوه برخورد ما نسبت به هزینهها نیز باید دچار تغییرات بنیادی شود. در زمینه بودجه عمران باید تفکرات توسعهای را وارد بحث و گفتوگو کنیم. باید از خود سوال کنیم که آیا فقط حجم بودجه عمرانی کشور است که تعیینکننده نقش سرمایهگذاری در فرآیند توسعه اقتصادی است؟
امروز دیگر هیچکس معتقد نیست که فقط حجم سرمایهگذاری عامل اصلی توسعه اقتصادی است. در بخشهای توسعهای مطالعاتی انجام شده که نشان میدهد کشورهای توسعه یافته امروزی اگر در صد سال گذشته فقط به حجم سرمایهگذاری متکی بودند، باید رشدی حدود 1 تا 5/1 درصد میداشتند، ولی به طور متوسط حدود 2 تا 3 درصد داشتهاند.
در پی مطالعات فراوان معلوم شده است که این امر به سرمایهگذاریهای بسیار کوچکی برمیگردد که عمدتا در زمینه تکنولوژی و تحقیق بوده که آثار پویا و فزایندهای بر جریان توسعه گذاشته است.
مطالعات اقتصادسنجی در مورد بعضی کشورهای اروپایی نشان میدهد که حداکثر 50 درصد از رشد اقتصادی این کشورها را میتوان از طریق عوامل مادی توسعه تعیین کرد و 50 درصد بقیه را در تئوری توسعه گاهی به عامل «ایکس» یا عامل ناشناخته مرتبط میکنند.
عاملی که عمدتا به برخوردهای فرهنگی جامعه و رهبران آن به مسائل منعطف میشود. به هر حال، در مورد انواع هزینهها باید قبول کنیم که اصلهای تقدم درآمد یا تقدم هزینهها بیمعنی هستند، بلکه اصل صحت هزینه مطرح است.
باید توجه داشت که هزینههای عمرانیمان با چه معیارهایی صرف میشود؟ طرحهایمان چیست؟ و چه نوع سرمایهگذاری را انجام میدهیم؟ در مورد کمی یا زیادی میزان سرمایهگذاری عمرانی نباید نگران بود، بلکه باید نگران این بود که آیا طرح درستی داریم که بابت آن پول نمیدهیم؟
اگر چنین باشد، قطعا باید با توسل به هر منبعی پول مورد نیاز را فراهم کرد. در زمینه هزینههای جاری باید اولویتهای توسعهای مشخص شود و کارایی هزینه جاری قطعا مورد توجه قرار گیرد.
متاسفانه اتلاف منابع در این زمینه زیاد است. بحث اتلاف منابع این نیست که مثلا رویههای فاسد وجود دارد. مساله این است که مثلا کلاس دانشگاهی دایر میکنیم و معلمی را با حقوق ماهی 8 هزار تومان سر این کلاس میفرستیم، و این معلم را در جامعهای رها میکنیم که باید 15 هزار تومان اجاره منزل بدهد.
این کار برای ما آموزش نخواهد شد. هزینه آموزش عالی این شخص اتلاف منابع است. باید فکر کرد که آیا بهتر نیست حتی در صورت لزوم آموزش عالی را محدود کنیم، اما با کیفیت بهتری به انجام برسانیم؟
باید انتخاب کرد، مساله اقتصاد مساله انتخاب است. نمیتوان همه چیزها را با هم و در آن واحد داشت. بحث هزینهها به سالمسازی درونی هزینهها مربوط میشود، بدون این فرض که معنی این سالمسازی باید الزاما کاهش یا افزایش هزینه باشد. تاکید بر آنها در درجات بعدی مطرح خواهد شد و این سالمسازیها هم قاعدتا در قالب مسائل توسعهای باید صورت گیرد.
بودجه توسعهای باید الزاما متکی بر برنامه باشد. توسعه، امری کوتاهمدت نیست و بودجههای کوتاهمدت تنها ممکن است تصادفا ما را به طرف توسعه پیش ببرد. کمبود برنامه در کشورهای جهان سوم خود یک مساله بسیار بزرگ و ریشه دار و یکی از مشکلات اساسی بودجههای جهان سوم و از جمله ایران است. در صورت نبودن برنامه در ایران، بودجه باید چگونه تدوین شود؟ حداقل آن است که باید مسائل و مشکلات عمده توسعه اقتصادی را در نظر گرفت و بررسی کرد که آیا بودجهها به این مسائل میپردازند یا نه. در این زمینه باید اشاره کرد که اولین مشکل توسعه اقتصادی ما عدم درک صحیح و درست از مسائل توسعه اقتصادی است و حرکت به طرف گسترش فرهنگ توسعه اقتصادی در جامعه میتواند راهگشای بسیاری از مسائل ما باشد.
به عنوان مثال، متاسفانه مفاهیم غلط بودجهای در اذهان ما آن چنان جا گرفته که به صورت مفاهیم فرهنگی درآمده است، یعنی دیگر کسی درباره این مفاهیم و برداشت مرسوم از آنها تردید نمیکند و بیچون و چرا میپذیرد که مثلا بودجه «جاری» بد است. چرا بد است؟
ظاهرا هیچکس شکی در آن دارد. یا بودجه عمرانی خوب است. گاهی بحث میکنند که بودجه عمرانی کم، و بودجه جاری زیاد است و مانند اینها.
جای آن دارد که حداقل متخصصان ما در این زمینه مطالعه کنند و راهی برای اصلاح این ذهنیات بیندیشند. به هر حال، درباره این فرضیات باید تردید به خود راه داد. این امر، مسالهای مهم در سر راه توسعه ایران و بودجه کشور است.